Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 214 (13 milliseconds)
English
Persian
telephone equipment
دستگاه تلفن
telephone set
دستگاه تلفن
Search result with all words
voice
کامپیوتر متصل به دستگاه تلفن که وقتی شخص آنجا نیست به تلفنهای او پاسخ میدهدو امکان ضبط پیام ها را بوجود می آورد.
voices
کامپیوتر متصل به دستگاه تلفن که وقتی شخص آنجا نیست به تلفنهای او پاسخ میدهدو امکان ضبط پیام ها را بوجود می آورد.
voicing
کامپیوتر متصل به دستگاه تلفن که وقتی شخص آنجا نیست به تلفنهای او پاسخ میدهدو امکان ضبط پیام ها را بوجود می آورد.
howler
صدایی که به اپراتور تلفن اعلام میکند که دستگاه تلفن کاربر آماده گیرندگی نیست
howlers
صدایی که به اپراتور تلفن اعلام میکند که دستگاه تلفن کاربر آماده گیرندگی نیست
acoustic coupler
وسیله ای که به یک دستگاه تلفن وصل است و دادههای دوتایی را به سیگنالهای صوتی تبدیل میکند تا در خط تلفن جریان پیدا کند
call fee indicator
دستگاه نشاندهنده نرخ تلفن
coupler
وسیلهای که به دستگاه تلفن وصل است و داده دودویی را به سیگنالهای صوتی تبدیل میکند که روی یک خط تلفن قابل ارسال است
dial up line
خط تلفن معمولی که میتواندبه عنوان دست دستگاه فرستنده در مخابرات استفاده شود
DTMF
روش شماره گیری با دستگاه تلفن که در آن هر شماره یک TONE ایجاد میکند مقایسه شود با Pulse Dialling
magneto telephone set
دستگاه تلفن اندوکتوری
telephone extension set
دستگاه تلفن فرعی
Other Matches
ani
سیستم تلفن که شماره تلفن شخصی که تماس گرفته را درج میکند
magneto exchange
مرکز تلفن خودکار با تلفن اندوکتوری
private automatic branch exchange
یک سیستم تلفن سوئیچینگ خودکار خصوصی که در یک شرکت مخابرات تلفنی رافراهم می اورد و انتقال مکالمه ها را به درون شبکه تلفن عمومی یا خارج از ان کنترل میکند
telephony
مجموعه استانداردها که نحوه کار کامپیوترها باسیستم تلفن را بیان میکند که باعث ایجاد پست الکترونیکی صوتی , پاسخ به تلفن و سرویس فکس میشود
telephone booths
کیوسک تلفن کابین تلفن
telephone booth
کیوسک تلفن کابین تلفن
modem
وسیلهای که امکان ارسال داده از طریق خط تلفن با تبدیل کردن سیگنال دودویی از کامپیوتر به سیگنال آنالوگ صوتی ه قابل ارسال روی خط تلفن است فراهم می :ند
phoned
تلفن تلفن زدن
phones
تلفن تلفن زدن
phoning
تلفن تلفن زدن
phone
تلفن تلفن زدن
synchro
دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
rawin
دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
meteorograph
دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
attitude director indicator
دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
transponder
فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator
دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
printed
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
all mains set
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
ac dc set
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
prints
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
print
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
semaphore
دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
quad density
تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
compressors
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
compressor
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
pulmotor
دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
equilibrator
دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
facsimile recorder
دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
calling dial
صفحه شماره گیر تلفن صفحه نمره گیر تلفن
telephone operation
طرز کار تلفن کار تلفن
peripheral device
دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
magnetometer
مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
cold swaging machine
دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
gun slide
دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
arresting gear
دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
rheostat
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
rheostatic
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
performance factor
ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
data transceiver
دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
plate milling stand
مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
transducer
دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری
cipher device
وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
laziest
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazier
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazy
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
dial test indicator
دستگاه نشاندهنده مدرج دستگاه ازمایش کننده مدرج
units
دستگاه قسمتی از یک دستگاه
unit
دستگاه قسمتی از یک دستگاه
automatic search jammer
دستگاه پخش پارازیت خودکاردر دستگاههای ردیابی دستگاه پخش پارازیت خودکار
telephones
تلفن
telephoning
تلفن
telephone line
خط تلفن
telephone jack
جک تلفن
service man
تلفن چی
telephone operator
تلفن چی
phone
تلفن
telephone
تلفن
telephoned
تلفن
phones
تلفن
phoned
تلفن
telephone code
کد تلفن
telephone circuit
خط تلفن
operators
تلفن چی
phoning
تلفن
operator
تلفن چی
computer controlled machine
دستگاه با فرمان کامپیوتری دستگاه با فرمان الکترونیکی
radiotelephone
تلفن بی سیم
receivers
گوشی تلفن
telephone directory
کتاب تلفن
receiver
گوشی تلفن
telephone booths
اتاقک تلفن
telephone booth
کیوسک تلفن
telephone booth
اتاقک تلفن
telephone cabin
کیوسک تلفن
telephone network
شبکه تلفن
photophone
تلفن نوری
telephone boxes
کیوسک تلفن
telephone directories
کتاب تلفن
telephone box
کیوسک تلفن
speaking circuit
مدار تلفن
ring
تلفن حلقه
radiophone
تلفن بیسیم
ring
تلفن زدن
dataphone
تلفن داده
extension
تلفن فرعی
residance telephone
تلفن منزل
repeating coil
مبدل تلفن
extensions
تلفن فرعی
autos
شماره تلفن
telephone exchange
مرکز تلفن
sound powered telephone
تلفن صوتی
radio telephony
تلفن بیسیم
hot
خط تلفن مستقیم
auto
شماره تلفن
telephone exchanges
مرکز تلفن
personal
شماره تلفن ها
logs
شماره تلفن
log
شماره تلفن
dataphone
تلفن دادهای
radio-telephones
تلفن بی سیم
telephone circuit
مدار تلفن
telephone condenser
خازن تلفن
telephone conduit
کانال تلفن
telephone cord
بند تلفن
telephone current
جریان تلفن
telephone density
تراکم تلفن
telephone earphone
گوشی تلفن
telephone equipment
تجهیزات تلفن
telephone charge
هزینه تلفن
telephone channel
کانال تلفن
call box
کیوسک تلفن
call box
کابین تلفن
call box
اتاقک تلفن
telephnone book
دفتر تلفن
telephone d.
دفتر تلفن
boat telephone
تلفن ساحلی
telephone cable
کابل تلفن
toll exchange
مرکز تلفن
to ring up
تلفن کردن به
automatic telephone system
تلفن خودکار
telephone switching technique
فن سوئیچینگ تلفن
telephone plug
دوشاخه تلفن
telephone station
تلفن خانه
telephone station
جایگاه تلفن
telephone service
سرویس تلفن
telephone ringer
زنگ تلفن
telephone receiver
گوشی تلفن
telephone relay
رله تلفن
telephone system
سیستم تلفن
telephone transformer
مبدل تلفن
automatic telephone
تلفن خودکار
telephone fuse
فیوز تلفن
telephone jack
مادگی تلفن
telephone loope
حلقه تلفن
telephone operation
عملکرد تلفن
telephore e.
مرکز تلفن
telephony
علم تلفن
telephoner
تلفن کننده
telephone booths
کیوسک تلفن
telephone books
راهنمای تلفن
telephone books
دفتر تلفن
telephone book
راهنمای تلفن
handset
تلفن در یک قطعه
telephone book
دفتر تلفن
handsets
تلفن در یک قطعه
party line
خط خصوصی تلفن
party lines
خط خصوصی تلفن
switchboards
مرکز تلفن
switchboard
مرکز تلفن
earphone
گوشی تلفن
earphones
گوشی تلفن
telephone number
شماره تلفن
telephone numbers
شماره تلفن
ring up
<idiom>
تلفن زدن
call up
<idiom>
تلفن کردن
central office
مرکز تلفن
address book
دفترچه تلفن
headset
گوشی سر تلفن
headsets
گوشی سر تلفن
hot lines
تلفن قرمز
telephoned
تلفن زدن
telephoned
تلفن کردن
telephones
تلفن زدن
telephones
تلفن کردن
telephoning
تلفن زدن
telephoning
تلفن کردن
table telephone
تلفن رومیزی
radio telephone
تلفن بی سیم
telephone
تلفن کردن
telephone
تلفن زدن
hot line
تلفن قرمز
call boxes
تلفن صحرایی
call boxes
کیوسک تلفن
call boxes
کابین تلفن
hotter
خط تلفن مستقیم
hottest
خط تلفن مستقیم
call boxes
اتاقک تلفن
call box
تلفن صحرایی
radio-telephone
تلفن بی سیم
phoning
تلفن کردن
central
تلفن چی مرکزی
phone
تلفن کردن
phoned
تلفن کردن
hand set
گوشی تلفن
extension telephone
تلفن فرعی
phones
تلفن کردن
direct access storage device
اسباب حافظه با دستیابی مستقیم دستگاه با ذخیره دستیابی تصادفی دستگاه انباره دستیابی مستقیم
which transponder
علامت رمزی است به معنی چه نوع دستگاه گیرنده وفرستنده رمزی روی دستگاه شناسایی دشمن و خودی پدافند هوایی یا برج مراقبت یا برج رادار شناسایی سوارشده است
column grinder
دستگاه سنگ سمباده با قسمت ساکن دستگاه سنگ سمباده ستونی
intercept receiver
دستگاه گیرنده مخصوص استراق سمع دستگاه استراق سمع رادیویی
insulation testing apparatus
دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
phone book
کتاب راهنمای تلفن
dialled
شماره گیری با تلفن
dialed
شماره گیری با تلفن
automatic telephone system
سیستم تلفن خودکار
dial
شماره گیری با تلفن
telephone engineering
تکنیک یا مهندسی تلفن
manual telephone system
تلفن غیر خودکار
switching kit
جعبه کلید تلفن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com