English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 211 (12 milliseconds)
English Persian
spirometer دستگاه تنفس سنج
Search result with all words
gill دستگاه تنفس ماهی
respirator دستگاه تنفس مصونوعی دهان بند طبی
respirators دستگاه تنفس مصونوعی دهان بند طبی
aqualung دستگاه تنفس اکسیژن
aqualungs دستگاه تنفس اکسیژن
breating apparatus دستگاه تنفس
gill slit شکاف دستگاه تنفس ماهی شکاف برانشی
pressure breathing تنفس مصنوعی دادن با تولیداختلاف فشار هوا دستگاه تنفس یدکی اکسیژن برای خلبان
pulmotor دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
spirograph دستگاه تنفس نگار
Other Matches
coffee break تنفس
intermission تنفس
breathing تنفس
respiration تنفس
suction تنفس
aspirations تنفس
aspiration تنفس
intermissions تنفس
entracte تنفس
coffee breaks تنفس
admission تنفس
admissions تنفس
respirable قابل تنفس
inspirable قابل تنفس
polypnea تنفس سریع
spirometer تنفس سنج
intake مکیدن تنفس
halitosis تنفس بدبو
recesses تنفس کردن
intakes مکیدن تنفس
intake stroke مرحله تنفس
hypernoea تنفس سریع
inbreathe تنفس کردن
inhales تنفس کردن
recess تنفس کردن
snorkel لوله تنفس
spirometry تنفس سنجی
induction stroke مرحله تنفس
snorkels لوله تنفس
tambour تنفس نگار
artificial respiration تنفس مصنوعی
spiracle سوراخ تنفس
inhaled تنفس کردن
inhale تنفس کردن
gas absorption تنفس گاز
eupnoea تنفس طبیعی
respire تنفس کردن
eupnoea تنفس عادی
respired تنفس کردن
respires تنفس کردن
respiring تنفس کردن
inhaling تنفس کردن
synchro دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
meteorograph دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
rawin دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
attitude director indicator دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
transponder فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
irrespirable غیر قابل تنفس
intermissions نوبهای تنفس دار
intermission نوبهای تنفس دار
naturally aspirated engine موتور خود تنفس
recessional وابسته بموقع تنفس
puerile breathing تنفس خرخری کودکان
intakes مجرای مکش یا تنفس
recess تعطیل موقتی تنفس
wind قدرت تنفس کامل
scuba وسیله تنفس در زیر اب
recesses تعطیل موقتی تنفس
winds قدرت تنفس کامل
intake مجرای مکش یا تنفس
semaphore دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
prints دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
ac dc set دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
printed دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
print دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
all mains set دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
second wind بازیابی وضع عادی تنفس
pneusis دم زنی [تنفس] [همچنین پزشکی]
the breathing operation کاردم زدن عمل تنفس
snorkel لوله مخصوص تنفس در زیر اب
artificial respiration تنفس مصنوعی resuscitation : syn
abranchiate فاقد برانشی یادستگاه تنفس
snorkels لوله مخصوص تنفس در زیر اب
hyperpnea تنفس خیلی سریع یاعمیق
schnorkel لوله مخصوص تنفس در زیر اب
quad density تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
snorkels با لوله تنفس زیر ابی رفتن
schnorkel با لوله تنفس زیر ابی رفتن
snorkel با لوله تنفس زیر ابی رفتن
solvent abuse تمرین تنفس درمحیط های خفه
pneumatoneter الت سنجش گنجایش تنفس ریه
compressors دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
equilibrator دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
compressor دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
facsimile recorder دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
fricative تلفظ شده با اصطکاک نفس ووقفه تنفس
truce وقتی که برای تنفس و استراحت داده میشود
to take a recess موقتا دست از کار کشیدن تنفس کردن
truces وقتی که برای تنفس و استراحت داده میشود
breaks ایجاد فضای تنفس با حرکتهای پیاده شطرنج
pnemograph الت نگارش حرکات سینه هنگام تنفس
break ایجاد فضای تنفس با حرکتهای پیاده شطرنج
hypoventilation تنفس کم بطوریکه مقداراکسیژن خون از مقدار عادی ان کمتر میشود
peripheral device دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
magnetometer مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
demand oxygen system سیستم اکسیژنی که در ان جریان اکسیژن به صورت تناوبی و همزمان با تنفس شخص باشد
cold swaging machine دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
gun slide دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
rheostatic دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
rheostat دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
performance factor ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
arresting gear دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
plate milling stand مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
transducer دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری
data transceiver دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
cipher device وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
lazier در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
laziest در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazy در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
hyperventilation تنفس زیاد بطوریکه مقدار دی اکسید کربن در خون از مقدارعادی ان کمتر میشود و سبب تشنج سرگیجه و غش میگردد
dial test indicator دستگاه نشاندهنده مدرج دستگاه ازمایش کننده مدرج
continuance تمدید یا تجدید وقت دادگاه دادگاه را به عنوان تنفس موقتا" تعطیل کردن
unit دستگاه قسمتی از یک دستگاه
units دستگاه قسمتی از یک دستگاه
automatic search jammer دستگاه پخش پارازیت خودکاردر دستگاههای ردیابی دستگاه پخش پارازیت خودکار
computer controlled machine دستگاه با فرمان کامپیوتری دستگاه با فرمان الکترونیکی
direct access storage device اسباب حافظه با دستیابی مستقیم دستگاه با ذخیره دستیابی تصادفی دستگاه انباره دستیابی مستقیم
which transponder علامت رمزی است به معنی چه نوع دستگاه گیرنده وفرستنده رمزی روی دستگاه شناسایی دشمن و خودی پدافند هوایی یا برج مراقبت یا برج رادار شناسایی سوارشده است
column grinder دستگاه سنگ سمباده با قسمت ساکن دستگاه سنگ سمباده ستونی
insulation testing apparatus دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
intercept receiver دستگاه گیرنده مخصوص استراق سمع دستگاه استراق سمع رادیویی
kiss of life تنفس مصنوعی دهان به دهان
survey meter دستگاه دوزسنج تشعشع اتمی دستگاه تشعشع سنج اتمی
laser linescan دستگاه تجسس هدف لیزری دستگاه مراقبت هدف لیزری
telephone repeater دستگاه تقویت صوت تلفنی دستگاه تقویت مکالمه تلفنی
preset vector دستگاه نشانه روی بمب خودکار دستگاه نشانه روی پیش تنظیم بمب
declination constant زاویه انحراف دستگاه انحراف دستگاه
traversing mechanism دستگاه حرکت در سمت دستگاه سمت
moving iron instrument دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
device دستگاه
machine دستگاه
devices دستگاه
machined دستگاه
set دستگاه
mechanism دستگاه
mechanisms دستگاه
system دستگاه
team یک دستگاه
appliances دستگاه
appliance دستگاه
equipment دستگاه
plants دستگاه
setting up دستگاه
sets دستگاه
apparatus دستگاه
machines دستگاه
appurtenance دستگاه
installation دستگاه
installations دستگاه
device code کد دستگاه
nervous systems دستگاه پی
nervous system دستگاه پی
plant دستگاه
utensils دستگاه
utensil دستگاه
unit یک دستگاه
units دستگاه
units یک دستگاه
unit دستگاه
instrument دستگاه
teams یک دستگاه
organ system دستگاه
systems دستگاه
abel closed tester دستگاه ابل
telegraph دستگاه تلگراف
recording instrument دستگاه ثبات
device cluster گروه دستگاه
recuperator دستگاه عاید
device independence مستقل از دستگاه
telegraphs دستگاه تلگراف
device flag پرچم دستگاه
device dependent وابسته به دستگاه
safety device دستگاه ضامن
rivet gun دستگاه پرچ
device driver محرک دستگاه
rhombohedral system دستگاه لوزوجهی
power plants دستگاه تولیدنیروی
device independence استقلال دستگاه
device name نام دستگاه
rolling mill دستگاه نورد
telegraphed دستگاه تلگراف
respiratory system دستگاه تنفسی
telegraphing دستگاه تلگراف
device number شماره دستگاه
power plant دستگاه تولیدنیروی
duplexing assembly دستگاه دو راهه
fifth column دستگاه جاسوسی
drilling machine دستگاه مته
drill press دستگاه مته
drawing device دستگاه ترسیمه
evaporator دستگاه اب شیرین کن
double v machine دستگاه ورق خم کن
prime movers دستگاه محرک
curler دستگاه فرزنی
curlers دستگاه فرزنی
nervous systems دستگاه عصبی
nervous system دستگاه عصبی
duplexer دستگاه دوراهه
electric apparatus دستگاه الکتریکی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com