Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
air exhausting plant
دستگاه خلاء
Other Matches
in vacuo
در خلاء
vacuumed
خلاء
gaping
خلاء
gaped
خلاء
vacuum
خلاء
gape
خلاء
gapes
خلاء
vaccum
خلاء
vacuuming
خلاء
low vacuum
خلاء کم
lacuna
خلاء
invacuo
در خلاء
vacuums
خلاء
vaccum trap
تله خلاء
vacuum gage
خلاء سنج
vacuum impregnating process
پرسازی در خلاء
high vacuum
خلاء زیاد
vaccum tube
لامپ خلاء
vaccum tube lamp
لامپ خلاء
vacumm tube
لامپ خلاء
high vaccum tube
لامپ خلاء
hard vacuum
خلاء سخت
vacuum chamber
اتاق خلاء
high vaccum engineering
تکنیک خلاء
vaccum pump
پمپ خلاء
vacuum oven
اون خلاء
vacuum distillation
تقطیر در خلاء
vacuum tube
لامپ خلاء
vacuum tube
لوله خلاء
evacuated bellows
فانوسکهای خلاء
vacuum tunnel
تونل خلاء
vacuum pump
پمپ خلاء
absolute vacuum
خلاء مطلق
vacuum trust
تراست در خلاء
magnetic constant
پرمئابیلیته ی در خلاء
cavitation
خلاء زائی
ballonet
اطاقک خلاء
critcal fore pressure
فشار حد خلاء بحرانی
critical backing pressure
فشار حد خلاء بحرانی
vacuum tube light
نور لامپ خلاء
vacuum tube detector
اشکارساز با لامپ خلاء
vacuum precessed concrete
بتن با قالب خلاء
vaccum release valve
شیر خلاء شکن
vaccum drying
خشک کردن در خلاء
interstellar
خلاء بین- ستارهای
formwork with vacuum chambers
قالب بندی با خلاء
unbalanced forced
کمانکش به سوی خلاء
vaccum forming
شکل دادن در خلاء
halocline
منطقه خلاء غلظت
vacuum tube voltmeter
ولت سنج با لامپ خلاء
disk seal valve
لامپ خلاء با الکتردهای صفحهای
slipstream
استفاده از خلاء نفر جلو
pentode
لامپ خلاء با پنج الکترود و سه شبکه
synchro
دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
rawin
دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
meteorograph
دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
attitude director indicator
دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
transponder
فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator
دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
print
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
prints
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
all mains set
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
ac dc set
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
printed
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
semaphore
دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
nixie tube
یک لامپ خلاء که برای نمایش اعداد ناخوانا بکار می رود
quad density
تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
pulmotor
دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
compressor
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
facsimile recorder
دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
compressors
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
equilibrator
دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
triode
شیر ترمویونیک یا لامپ خلاء دارای سه الکترود کاتد اند وشبکه کنترل
field emission
پخش شدن الکترونها از یک فلز یا نیمه هادی به درون یک خلاء تحت تاثیر میدان الکتریکی
peripheral device
دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
magnetometer
مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
rheostatic
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
arresting gear
دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
gun slide
دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
performance factor
ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
rheostat
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
cold swaging machine
دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
transducer
دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری
data transceiver
دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
plate milling stand
مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
cone of silence
مخروط سکوت رادیویی فضای مخروطی خلاء رادیویی بالای برج مراقبت
cipher device
وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
laziest
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazier
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazy
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
dial test indicator
دستگاه نشاندهنده مدرج دستگاه ازمایش کننده مدرج
unit
دستگاه قسمتی از یک دستگاه
units
دستگاه قسمتی از یک دستگاه
automatic search jammer
دستگاه پخش پارازیت خودکاردر دستگاههای ردیابی دستگاه پخش پارازیت خودکار
computer controlled machine
دستگاه با فرمان کامپیوتری دستگاه با فرمان الکترونیکی
cabin pressurization safety valve
شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
direct access storage device
اسباب حافظه با دستیابی مستقیم دستگاه با ذخیره دستیابی تصادفی دستگاه انباره دستیابی مستقیم
which transponder
علامت رمزی است به معنی چه نوع دستگاه گیرنده وفرستنده رمزی روی دستگاه شناسایی دشمن و خودی پدافند هوایی یا برج مراقبت یا برج رادار شناسایی سوارشده است
intercept receiver
دستگاه گیرنده مخصوص استراق سمع دستگاه استراق سمع رادیویی
insulation testing apparatus
دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
column grinder
دستگاه سنگ سمباده با قسمت ساکن دستگاه سنگ سمباده ستونی
telephone repeater
دستگاه تقویت صوت تلفنی دستگاه تقویت مکالمه تلفنی
survey meter
دستگاه دوزسنج تشعشع اتمی دستگاه تشعشع سنج اتمی
laser linescan
دستگاه تجسس هدف لیزری دستگاه مراقبت هدف لیزری
preset vector
دستگاه نشانه روی بمب خودکار دستگاه نشانه روی پیش تنظیم بمب
traversing mechanism
دستگاه حرکت در سمت دستگاه سمت
declination constant
زاویه انحراف دستگاه انحراف دستگاه
moving iron instrument
دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
plant
دستگاه
utensil
دستگاه
device
دستگاه
devices
دستگاه
organ system
دستگاه
appurtenance
دستگاه
teams
یک دستگاه
team
یک دستگاه
equipment
دستگاه
apparatus
دستگاه
plants
دستگاه
nervous systems
دستگاه پی
systems
دستگاه
system
دستگاه
nervous system
دستگاه پی
instrument
دستگاه
utensils
دستگاه
mechanisms
دستگاه
unit
دستگاه
machine
دستگاه
appliance
دستگاه
installations
دستگاه
appliances
دستگاه
device code
کد دستگاه
mechanism
دستگاه
units
یک دستگاه
installation
دستگاه
unit
یک دستگاه
machines
دستگاه
set
دستگاه
sets
دستگاه
setting up
دستگاه
units
دستگاه
machined
دستگاه
device status
وضعیت دستگاه
device independence
مستقل از دستگاه
device number
شماره دستگاه
device dependent
وابسته به دستگاه
device driver
محرک دستگاه
device flag
پرچم دستگاه
device independence
استقلال دستگاه
device name
نام دستگاه
induction instrument
دستگاه القائی
power plants
دستگاه تولیدنیروی
crystal system
دستگاه بلور
input device
دستگاه ورودی
rolling mill
دستگاه نورد
rivet gun
دستگاه پرچ
rhombohedral system
دستگاه لوزوجهی
counter recoil
دستگاه عاید
instrumental accuracy
دقت دستگاه
instrumental error
خطای دستگاه
induction current instrument
دستگاه القائی
safety device
دستگاه ضامن
cyclon
دستگاه غبارگیر
device cluster
گروه دستگاه
dedicated device
دستگاه اختصاصی
power plant
دستگاه تولیدنیروی
hexagonal system
دستگاه شش گوشهای
honing machine
دستگاه سنگ
i.f.f. system
دستگاه تشخیص
identification of friend from foe
دستگاه تشخیص
illuminator
دستگاه روشنایی
cyclostat
دستگاه چرخش
coordinates
دستگاه مختصات
drill press
دستگاه مته
electromagnetic system
دستگاه الکترومغناطیسی
double v machine
دستگاه ورق خم کن
storage device
دستگاه ذخیره
electrostatic system
دستگاه الکتروستاتیکی
nervous system
دستگاه عصبی
evaporator
دستگاه اب شیرین کن
double column machine
دستگاه دو ستونی
nervous systems
دستگاه عصبی
fifth column
دستگاه جاسوسی
storage device
دستگاه انبارش
electric machine
دستگاه برقی
quantized system
دستگاه کوانتایی
electric apparatus
دستگاه الکتریکی
symbolic device
دستگاه سمبلیک
leverage
دستگاه اهرمی
duplexer
دستگاه دوراهه
supercharge
دستگاه تشدید
subassembly
مونتاژجزئی از یک دستگاه
storage device
دستگاه انباره
duplexing assembly
دستگاه دو راهه
drawing device
دستگاه ترسیمه
automatic
دستگاه خودکار
automatics
دستگاه خودکار
prime mover
دستگاه محرک
prime movers
دستگاه محرک
devices
شعار دستگاه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com