English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English Persian
double housing planner دستگاه رنده با دو قسمت ساکن
Search result with all words
double standard planer دستگاه رنده با دو قسمت ساکن صفحه تراش استاندارددوبل
Other Matches
standard قسمت ساکن دستگاه
standards قسمت ساکن دستگاه
housing چارچوب قسمت ساکن دستگاه
column grinder دستگاه سنگ سمباده با قسمت ساکن دستگاه سنگ سمباده ستونی
jointer رنده دستگاه رنده بلند
jack plane رنده دستگاه
jointing plane رنده دستگاه
planing iron grinder دستگاه تیزکننده تیغه رنده
bevel gear planer دستگاه رنده چرخ دندانه مخروطی
boring stay قسمت ساکن مقابل
stator قسمت ساکن موتوریا ژنراتور
planer دستگاه رنده نجاری میزی ماشین صفحه تراش دروازهای
slovak نژاد اسلواک ساکن قسمت مرکزی چکوسلواکی
stand قسما ساکن دستگاه مقام نوردکاری
major assembly قسمت عمده دستگاه
subassembly قسمت فرعی دستگاه
motor unit قسمت موتوروسیله دستگاه موتور
unit assembly یک قسمت مجزا و مستقل از یک دستگاه یا وسیله
head stock قطعهای که قسمت مهم دستگاه بر ان قرار دارد
operations research تحقیقات از نظر کار و عملیات یک قسمت یا دستگاه
tellurian ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
arithmatic unit قسمت حافظه ماشین حساب دستگاه محاسب کامپیوتر
spoke shave رنده مشته رنده کبوتری رنده کبوتری
antistatic mat پوششی در قسمت جلوی یک دستگاه مانند یک واحد دیسک که به حالت سکون حساس است لایی ناایستا
range section قسمت مسئول مسافت یاب یاکار با دستگاه مسافت یاب دریک اتشبار
butts ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butted ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butt ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
terneplate ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
ecphora پیش آمدگی [طرحی که یک قسمت روی قسمت دیگر قرار بگیرد.]
terne ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
quartersaw الوار رابچهار قسمت بریدن چوپ را بچهار قسمت اره کردن
plank قسمت مهم مرام سیاسی قسمت اصلی یک روش فکری
shuttling حمل قسمت به قسمت یکانها ووسایل با استفاده از تعدادمعینی خودرو
long bone که شامل یک قسمت استوانهای و دو قسمت برجسته در انتها میباشند
cross disbursing انتقال اعتباراز یک قسمت به قسمت دیگرتبدیل اعتبارات
base section رسد مبنا قسمت پایه قسمت تحتانی
sections قسمت قسمت کردن برش دادن
section قسمت قسمت کردن برش دادن
bevel رنده کر دن
grates رنده
planer bed کف رنده
grate رنده
grated رنده
scraper رنده
planing رنده
turning tool رنده
shaver رنده
shavers رنده
planes رنده
planed رنده
plane رنده
oblique edged scraper رنده کج
planer رنده کش
synchro دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
fanfold یک قسمت به یک جهت قسمت دیگر در جهت مخالف تا کاغذ به طور مناسب در چاپگر قرار گیرد
grated رنده کردن
moulding plane رنده ابزار
smoothing plane رنده دو تیغ
grate رنده کردن
smoothen رنده کردن
planing رنده کردن
die stock بدنه رنده
planed رنده کردن
plane رنده کردن
grates رنده کردن
planes رنده کردن
compass plane رنده سینه
smoothing plane رنده پرداخت
cross plane رنده کردن
smooth with the plane رنده کردن
spoke shave رنده مشتی
stocked بدنه رنده
stock بدنه رنده
sash plane رنده بغل
routing plane رنده کفرند
routing plane رنده تهرند
round edged scraper رنده نیمبر
chipper رنده نجاری
grooving plane رنده شیار
jointing plane رنده بلند
rack type cutter شانه رنده
excelsior رنده چوب
toothing plane رنده خشخاش
european type plane رنده فرنگی
chips رنده کردن
chip رنده کردن
jack plane رنده بزرگ
bit تیغه رنده
bits تیغه رنده
shave رنده کردن
shaved رنده کردن
shaves رنده کردن
grater رنده آشپزخانه
toothing plane رنده خط گیری
rabbet plane رنده دو راهه
racked میله رنده
wracks میله رنده
wracked میله رنده
plane iron تیغ رنده
rack میله رنده
racks میله رنده
plane knife تیغه رنده
rawin دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
meteorograph دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
attitude director indicator دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
executing agency قسمت اجراکننده قسمت اجرایی
shuttled قسمت قسمت حرکت کردن
shuttle قسمت قسمت حرکت کردن
shuttles قسمت قسمت حرکت کردن
shuttle حمل کردن قسمت به قسمت
shuttles حمل کردن قسمت به قسمت
shuttled حمل کردن قسمت به قسمت
transponder فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
grooving plane رنده کام کنی
hand plane رنده کردن دستی
rebate plane رنده کام کنی
smooth plane رنده صاف کاری
dado plane رنده کام کنی
body of carpenter's plane کوله رنده نجاری
contouring shaper ماشین رنده کاری
adjustable plane رنده درجه دار
planed با رنده صاف کردن
stick plane رنده با تیغه گرد
stick plane رنده میله دار
jack plane رنده درشت تراش
tooth plane رنده دندانه دار
rabbet plane رنده کام کنی
planes با رنده صاف کردن
planing با رنده صاف کردن
plane با رنده صاف کردن
prints دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
ac dc set دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
printed دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
all mains set دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
print دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
semaphore دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
armor plate planer ماشین رنده ورق زرهی
quad density تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
compressors دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
equilibrator دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
compressor دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
pulmotor دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
facsimile recorder دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
slot شیار دراوردن رنده کردن چاک
saddled صفحه رنده بند ماشین تراش
bevel gear generator ماشین رنده چرخ دنده مخروطی
slotting شیار دراوردن رنده کردن چاک
saddle صفحه رنده بند ماشین تراش
sauerkraut کلم رنده شده واب پز با سرکه
saddles صفحه رنده بند ماشین تراش
slots شیار دراوردن رنده کردن چاک
public relations officers رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
public relations officer رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
detachment یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
detachments یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
ricer رنده مخصوص رشته کردن سیب زمینی وخمیر
enlisted section قسمت مربوط به افراد یاسربازان قسمت اقدام افراد
army nurse corps قسمت پرستاری ارتش قسمت پرستاری نیروی زمینی
peripheral device دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
magnetometer مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
shuttles بمباران قسمت به قسمت
shuttled راهپیمائی قسمت به قسمت
shuttles راهپیمائی قسمت به قسمت
p.p.m قسمت در یک میلیون قسمت
shuttled بمباران قسمت به قسمت
shuttle راهپیمائی قسمت به قسمت
shuttle بمباران قسمت به قسمت
to sell in lots قسمت قسمت فروختن
throttling عبور قسمت به قسمت
throttle عبور قسمت به قسمت
throttled عبور قسمت به قسمت
throttles عبور قسمت به قسمت
parts per million قسمت در میلیون قسمت
cold swaging machine دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
performance factor ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
rheostat دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
rheostatic دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
arresting gear دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
gun slide دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
lodgers ساکن
stills ساکن
stiller ساکن
lodger ساکن
inmates ساکن
still ساکن
slack water اب ساکن
inmate ساکن
dweller ساکن
abider ساکن
inhabitant ساکن
occupier ساکن
habitant ساکن
inert ساکن
quiescent ساکن
occupiers ساکن
stillest ساکن
denizens ساکن
denizen ساکن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com