Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
column grinder
دستگاه سنگ سمباده با قسمت ساکن دستگاه سنگ سمباده ستونی
Other Matches
grinders
دستگاه سنگ سمباده
grinder
دستگاه سنگ سمباده
grinding machine
دستگاه سنگ سمباده
abrasive belt grinder
دستگاه سنگ سمباده نواری
plain grinder
دستگاه چرخ سمباده مدور
grinder
چرخ سمباده دستگاه سوپاپ تراش
grinders
چرخ سمباده دستگاه سوپاپ تراش
standards
قسمت ساکن دستگاه
standard
قسمت ساکن دستگاه
double housing planner
دستگاه رنده با دو قسمت ساکن
housing
چارچوب قسمت ساکن دستگاه
double standard planer
دستگاه رنده با دو قسمت ساکن صفحه تراش استاندارددوبل
double column machine
دستگاه دو ستونی
post drilling machine
دستگاه مته ستونی
double column miller
دستگاه فرز دو ستونی
knee and column milling machine
دستگاه فرز زانویی و ستونی
abrasives
سمباده
abrasive
سمباده
emery
سمباده
grindstones
سنگ سمباده
wheels
چرخ سمباده
wheeling
چرخ سمباده
wheel
چرخ سمباده
abrasive belt
سنگ سمباده
corundum
سنگ سمباده
scouring machine
ماشین سمباده
emery cloth
کاغذ سمباده
grinding wheel
چرخ سمباده
abrasive wheel
چرخ سمباده
abrasive paper
کاغذ سمباده
grindstone
سنگ سمباده
grinder
چرخ سمباده
emery
سنگ سمباده
cup wheel
چرخ سمباده
emery wheel
چرخ سمباده
grind stone
سنگ سمباده
grinding
سمباده زدن
emery paper
کاغذ سمباده
grinders
چرخ سمباده
grinding stone
سنگ سمباده
stand
قسما ساکن دستگاه مقام نوردکاری
abrasive cloth
سمباده از جنس پارچه
grinding capacity
فرفیت سنگ سمباده
grinding arbor
محور سنگ سمباده
bench stone
سنگ سمباده رومیزی
grinding attachment
تجهیزات سنگ سمباده
contour grind
سنگ سمباده پروفیل
automatic grinder
چرخ سمباده خودکار
abrasive belt grinder
سنگ سمباده نواری
abrasive belt grinding
سنگ سمباده نواری
abrasive belt
نوار یا تسمه سنگ سمباده
abrasive belt tension
کشش تسمه سنگ سمباده
major assembly
قسمت عمده دستگاه
subassembly
قسمت فرعی دستگاه
motor unit
قسمت موتوروسیله دستگاه موتور
unit assembly
یک قسمت مجزا و مستقل از یک دستگاه یا وسیله
operations research
تحقیقات از نظر کار و عملیات یک قسمت یا دستگاه
head stock
قطعهای که قسمت مهم دستگاه بر ان قرار دارد
synchro
دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
attitude director indicator
دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
rawin
دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
meteorograph
دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
arithmatic unit
قسمت حافظه ماشین حساب دستگاه محاسب کامپیوتر
transponder
فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator
دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
print
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
prints
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
all mains set
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
ac dc set
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
semaphore
دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
printed
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
drills
مته دستگاه مته ستونی
drilled
مته دستگاه مته ستونی
drill
مته دستگاه مته ستونی
quad density
تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
pulmotor
دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
facsimile recorder
دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
equilibrator
دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
compressors
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
compressor
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
tellurian
ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
antistatic mat
پوششی در قسمت جلوی یک دستگاه مانند یک واحد دیسک که به حالت سکون حساس است لایی ناایستا
peripheral device
دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
magnetometer
مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
rheostat
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
performance factor
ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
cold swaging machine
دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
rheostatic
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
gun slide
دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
arresting gear
دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
plate milling stand
مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
transducer
دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری
data transceiver
دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
cipher device
وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
lazier
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazy
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
laziest
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
dial test indicator
دستگاه نشاندهنده مدرج دستگاه ازمایش کننده مدرج
units
دستگاه قسمتی از یک دستگاه
unit
دستگاه قسمتی از یک دستگاه
automatic search jammer
دستگاه پخش پارازیت خودکاردر دستگاههای ردیابی دستگاه پخش پارازیت خودکار
computer controlled machine
دستگاه با فرمان کامپیوتری دستگاه با فرمان الکترونیکی
range section
قسمت مسئول مسافت یاب یاکار با دستگاه مسافت یاب دریک اتشبار
direct access storage device
اسباب حافظه با دستیابی مستقیم دستگاه با ذخیره دستیابی تصادفی دستگاه انباره دستیابی مستقیم
which transponder
علامت رمزی است به معنی چه نوع دستگاه گیرنده وفرستنده رمزی روی دستگاه شناسایی دشمن و خودی پدافند هوایی یا برج مراقبت یا برج رادار شناسایی سوارشده است
intercept receiver
دستگاه گیرنده مخصوص استراق سمع دستگاه استراق سمع رادیویی
insulation testing apparatus
دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
boring stay
قسمت ساکن مقابل
stator
قسمت ساکن موتوریا ژنراتور
telephone repeater
دستگاه تقویت صوت تلفنی دستگاه تقویت مکالمه تلفنی
laser linescan
دستگاه تجسس هدف لیزری دستگاه مراقبت هدف لیزری
survey meter
دستگاه دوزسنج تشعشع اتمی دستگاه تشعشع سنج اتمی
preset vector
دستگاه نشانه روی بمب خودکار دستگاه نشانه روی پیش تنظیم بمب
declination constant
زاویه انحراف دستگاه انحراف دستگاه
traversing mechanism
دستگاه حرکت در سمت دستگاه سمت
slovak
نژاد اسلواک ساکن قسمت مرکزی چکوسلواکی
moving iron instrument
دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
units
یک دستگاه
unit
دستگاه
nervous system
دستگاه پی
appurtenance
دستگاه
nervous systems
دستگاه پی
organ system
دستگاه
units
دستگاه
system
دستگاه
unit
یک دستگاه
utensils
دستگاه
teams
یک دستگاه
team
یک دستگاه
sets
دستگاه
setting up
دستگاه
apparatus
دستگاه
set
دستگاه
instrument
دستگاه
utensil
دستگاه
device code
کد دستگاه
devices
دستگاه
appliances
دستگاه
installations
دستگاه
appliance
دستگاه
installation
دستگاه
systems
دستگاه
mechanism
دستگاه
mechanisms
دستگاه
device
دستگاه
plant
دستگاه
machined
دستگاه
machine
دستگاه
plants
دستگاه
machines
دستگاه
equipment
دستگاه
outed
دستگاه خاموش
recorders
دستگاه ضبط
recorder
دستگاه ضبط
idiot box
<idiom>
دستگاه تلوزیون
symbolic device
دستگاه سمبلیک
out
دستگاه خاموش
winched
دستگاه وینچ
supercharge
دستگاه تشدید
winching
دستگاه وینچ
winches
دستگاه وینچ
gasifying apparatus
دستگاه تبخیر
shock inducer
دستگاه ضربه زن
storage device
دستگاه ذخیره
classical system
دستگاه کلاسیک
loads
عملکردماشین یا دستگاه
sequential device
دستگاه ترتیبی
load
عملکردماشین یا دستگاه
storage device
دستگاه انباره
system
رشته دستگاه
out-
دستگاه خاموش
subassembly
مونتاژجزئی از یک دستگاه
separator
دستگاه تجزیه
storage device
دستگاه انبارش
accept machine
دستگاه پذیرنده
glass
دستگاه بارومتر
transporters
دستگاه ناقله
test set
دستگاه ازمایش
chuck
دستگاه نظام
chucked
دستگاه نظام
chucks
دستگاه نظام
booms
دستگاه شناور
booming
دستگاه شناور
telephone set
دستگاه تلفن
boom
دستگاه شناور
secrets
دستگاه سری
blower
دستگاه دمنده
transporter
دستگاه ناقله
tester
دستگاه ازمایش
systems
رشته دستگاه
two unit system
دستگاه دو برقی
triclinic system
دستگاه سه شیب
folding machine
دستگاه خم کاری
transmission system
دستگاه انتقالی
transfer machine
دستگاه انتقال
time delay device
دستگاه تاخیردار
three wire system
دستگاه سه سیمی
three unit electrical system
دستگاه سه برقی
communication device
دستگاه ارتباطی
thermoscope
دستگاه گرمابین
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com