English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
It is an intricate piece of machinery. دستگاه ظریف ودقیقی است
Other Matches
fine spinning ریسندگی نخ های ظریف
He is a refined person. آدم ظریف طبعی است
mohair کرک [نوعی الیاف پروتئینی نازک شبیه پشم که بیشتر از بز و شتر تهیه شده و در بافت قسمت های ظریف بکار می رود.]
synchro دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
attitude director indicator دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
rawin دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
meteorograph دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
transponder فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
goat hair موی بز [الیاف نازک و پشمی بز که بیشتر در قسمت های ظریف و تزئینی بافت بدلیل ظرافت آن بکار می رود. بهترین نوع آن مربوط به بز کشمیری هندوستان است که از لحاظ ظرافت و لطافت سبیه ابریشم است.]
printed دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
prints دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
print دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
ac dc set دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
all mains set دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
semaphore دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
quad density تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
facsimile recorder دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
pulmotor دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
equilibrator دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
compressor دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
compressors دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
peripheral device دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
magnetometer مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
cold swaging machine دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
performance factor ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
arresting gear دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
gun slide دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
rheostat دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
rheostatic دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
transducer دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری
plate milling stand مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
data transceiver دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
cipher device وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
lazier در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
laziest در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazy در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
dial test indicator دستگاه نشاندهنده مدرج دستگاه ازمایش کننده مدرج
units دستگاه قسمتی از یک دستگاه
unit دستگاه قسمتی از یک دستگاه
automatic search jammer دستگاه پخش پارازیت خودکاردر دستگاههای ردیابی دستگاه پخش پارازیت خودکار
computer controlled machine دستگاه با فرمان کامپیوتری دستگاه با فرمان الکترونیکی
direct access storage device اسباب حافظه با دستیابی مستقیم دستگاه با ذخیره دستیابی تصادفی دستگاه انباره دستیابی مستقیم
which transponder علامت رمزی است به معنی چه نوع دستگاه گیرنده وفرستنده رمزی روی دستگاه شناسایی دشمن و خودی پدافند هوایی یا برج مراقبت یا برج رادار شناسایی سوارشده است
insulation testing apparatus دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
intercept receiver دستگاه گیرنده مخصوص استراق سمع دستگاه استراق سمع رادیویی
column grinder دستگاه سنگ سمباده با قسمت ساکن دستگاه سنگ سمباده ستونی
survey meter دستگاه دوزسنج تشعشع اتمی دستگاه تشعشع سنج اتمی
telephone repeater دستگاه تقویت صوت تلفنی دستگاه تقویت مکالمه تلفنی
laser linescan دستگاه تجسس هدف لیزری دستگاه مراقبت هدف لیزری
preset vector دستگاه نشانه روی بمب خودکار دستگاه نشانه روی پیش تنظیم بمب
declination constant زاویه انحراف دستگاه انحراف دستگاه
traversing mechanism دستگاه حرکت در سمت دستگاه سمت
moving iron instrument دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
appliances دستگاه
units دستگاه
appliance دستگاه
setting up دستگاه
unit دستگاه
units یک دستگاه
devices دستگاه
appurtenance دستگاه
organ system دستگاه
apparatus دستگاه
unit یک دستگاه
device دستگاه
systems دستگاه
system دستگاه
device code کد دستگاه
machine دستگاه
installations دستگاه
mechanism دستگاه
mechanisms دستگاه
utensil دستگاه
utensils دستگاه
nervous system دستگاه پی
installation دستگاه
plants دستگاه
instrument دستگاه
machined دستگاه
machines دستگاه
plant دستگاه
equipment دستگاه
team یک دستگاه
set دستگاه
nervous systems دستگاه پی
sets دستگاه
teams یک دستگاه
telegraphing دستگاه تلگراف
printer machine دستگاه چاپ
system of units دستگاه واحدها
table set دستگاه میزی
abrasive cutting machine دستگاه برش
telegraphs دستگاه تلگراف
tape drive دستگاه نوارخوان
apparatus الت دستگاه
abel closed tester دستگاه ابل
tape drives دستگاه نوارخوان
radio set دستگاه رادیو
storage device دستگاه انباره
telegraphed دستگاه تلگراف
punching machine دستگاه پانچ
symbolic device دستگاه سمبلیک
synchronous device دستگاه همزمان
quantized system دستگاه کوانتایی
puller دستگاه کشش
system of forces دستگاه نیروها
system of units دستگاه یکانها
power plants دستگاه تولیدنیروی
power plant دستگاه تولیدنیروی
supercharge دستگاه تشدید
psychic apparatus دستگاه روانی
transmitter دستگاه فرستنده
synchronous device دستگاه همگام
telegraph دستگاه تلگراف
robot دستگاه خودکار
transmitters دستگاه فرستنده
subassembly مونتاژجزئی از یک دستگاه
punching machine دستگاه منگنه
rail cambering machine دستگاه ریل خم کن
sequential device دستگاه ترتیبی
appendages دستگاه فرعی
respiratory system دستگاه تنفسی
nervous system دستگاه عصبی
fifth column دستگاه جاسوسی
separator دستگاه تجزیه
prime mover دستگاه محرک
prime movers دستگاه محرک
safety device دستگاه ضامن
rhombohedral system دستگاه لوزوجهی
rolling mill دستگاه نورد
curlers دستگاه فرزنی
rivet gun دستگاه پرچ
robots دستگاه خودکار
nervous systems دستگاه عصبی
automatics دستگاه خودکار
automatic دستگاه خودکار
reference frame دستگاه مقایسهای
receiving set دستگاه گیرنده
guns دستگاه تزریق
gun دستگاه تزریق
recording instrument دستگاه ضبط
recording instrument دستگاه ثبات
curler دستگاه فرزنی
storage device دستگاه ذخیره
recuperator دستگاه عاید
storage device دستگاه انبارش
devices شعار دستگاه
retorts دستگاه تقطیر
retort دستگاه تقطیر
leverage دستگاه اهرمی
shock inducer دستگاه ضربه زن
appendage دستگاه فرعی
machinery saw دستگاه اره
input device دستگاه ورودی
monoclinic system دستگاه تک شیب
communication device دستگاه ارتباطی
induction instrument دستگاه القائی
induction current instrument دستگاه القائی
illuminator دستگاه روشنایی
identification of friend from foe دستگاه تشخیص
i.f.f. system دستگاه تشخیص
honing machine دستگاه سنگ
control gear دستگاه کنترل
hexagonal system دستگاه شش گوشهای
coordinates دستگاه مختصات
counter recoil دستگاه عاید
instrumental accuracy دقت دستگاه
instrumental error خطای دستگاه
classical system دستگاه کلاسیک
machine frame چارچوب دستگاه
machine foundation پایه دستگاه
machine accessory متعلقات دستگاه
lymphatic system دستگاه لنفاوی
carpenter's bench دستگاه نجاری
low potential system دستگاه کم فشار
logic device دستگاه منطقی
link trainer دستگاه پروازاموز
limbic system دستگاه کناری
lighting set دستگاه روشنایی
jointing plane رنده دستگاه
jack plane رنده دستگاه
giorgi system دستگاه جورجی
crystal system دستگاه بلور
device independence استقلال دستگاه
device name نام دستگاه
device number شماره دستگاه
device status وضعیت دستگاه
duplexing assembly دستگاه دو راهه
duplexer دستگاه دوراهه
drilling machine دستگاه مته
drill press دستگاه مته
drawing device دستگاه ترسیمه
double v machine دستگاه ورق خم کن
double column machine دستگاه دو ستونی
dividing attachment دستگاه مقسم
display device دستگاه نمایش
device independence مستقل از دستگاه
device flag پرچم دستگاه
electric apparatus دستگاه الکتریکی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com