English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
double angle milling cutter دستگاه فرز زاویه دوبل
Other Matches
grivation زاویه شبکه مغناطیسی زاویه انحراف دستگاه
double three spindle machine دستگاه سه هرزگردی دوبل
duplex fixed bed miller دستگاه فرز دوبل
attitude director indicator دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
double two high rolling mill دستگاه نورد مضاعف دوبل
double four spindle machine دستگاه چهار هرزگردی دوبل
double frame hobbing machine دستگاه فرز غلطکی با قاب دوبل
transit دستگاه زاویه یاب ترانزیت
camber gage دستگاه اندازه گیری زاویه کمبر
attitude indicator دستگاه نشان دهنده زاویه تقرب
sight base پایه زاویه یاب یا دستگاه نشانه روی
turnkey کلید دار زندان دستگاه انحراف سنج زاویه
double squirrel cage motor موتور قفس سنجابی دوبل موتور با شیار دوبل
declination constant زاویه انحراف دستگاه انحراف دستگاه
sight adjustment تنظیم دستگاه نشانه روی تنظیم زاویه یاب قلق گیری کردن
sight cover روپوش دستگاه نشانه روی روپوش زاویه یاب
graduated circle of an alidade دایره مدرج زاویه یاب صفحه درجه دار زاویه سنج
longitudinal dihedral اختلاف زاویهای بین زاویه برخورد بال و زاویه برخوردسکانهای افقی که دومی معمولا کمتر است
angle of convergence زاویه تقرب زاویه پارالاکس
loss angle زاویه تلف زاویه تلفات
entering angle زاویه ورودی زاویه دخول
angle of repose زاویه تعادل زاویه ارامش
angle of rotation زاویه دوران زاویه چرخش
declination زاویه انحراف زاویه میل
bombing angle زاویه پرتاب بمب زاویه پروازهواپیما در هنگام رها کردن بمب
distance angle زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
duple دوبل
constant angle arch dam بند قوسی با زاویه یکسان سد کمانی با زاویه یکسان
double bottoms ناو کف دوبل
doubled بازی دوبل
double-checks کیش دوبل
double بازی دوبل
double acting fuse فیوز دوبل
double seam درز دوبل
double-checked کیش دوبل
double check کیش دوبل
double u butt joint اتصال لب به لب یو دوبل
doubled up بازی دوبل
double integral انتگرال دوبل
double amplitude دامنه دوبل
double u butt weld جوش لب به لب یو دوبل
double belt تسمه دوبل
double frequency فرکانس دوبل
twin conductor هادی دوبل
twin lever اهرم دوبل
double-checking کیش دوبل
double diode دیود دوبل
double entry bookkeeping حسابداری دوبل
push and pull lever اهرم دوبل
double-check کیش دوبل
double refraction انکسار دوبل
double vee guide راهنمای وی دوبل
fours مسابقه دوبل
doubles بازی دوبل
double refraction شکست دوبل
dual tire لاستیک دوبل
double knot گره دوبل
dual capacitor خازن دوبل
double tandem engine موتور سری دوبل
double delta connection اتصال مثلث دوبل
double i butt weld جوش درزی ای دوبل
polyphase earth اتصال زمین دوبل
double entry سیستم دفترداری دوبل
double dribble خطای دوبل در بسکتبال
double integration method روش انتگرال دوبل
double rotor motor موتور با رتور دوبل
double accumulator switch کلید انباره دوبل
dual crank میل لنگ دوبل
double bank radial engine موتور ستارهای دوبل
double knee لوله زانویی دوبل
indenture دوبل کردن قرارداد
double flanged butt joint اتصال لب به لب- لبه دوبل
double earth fault اتصال زمین دوبل
double flanged seam درز- لبه دوبل
double thrust ball bearing بلبرینگ با فشار محوری دوبل
double multiple disc clutch کلاج چند صفحه- دوبل
double thrust bearing یاطاقان با فشار محوری دوبل
double keyway broach مته دستی با جا خار دوبل
double track railway bridge پل راه اهن باسکوی دوبل
double helical gear چرخ دندانه مارپیچی دوبل
double accentric press پرس خارج از مرکز بایاطاقان دوبل
adjustable double endwrench آچار شش گوش قابل تنظیم دوبل
double squirrel cage موتور با رتور قفس سنجابی دوبل
angle offset method روش عکاسی تحت یک زاویه معین روش تهیه تصویراشیاء تحت یک زاویه
superelevation تصحیح تکمیلی تراز توپ زاویه تصحیح زاویه پرش لوله توپ زاویه تصحیح تکمیلی تراز
parallactic angle زاویه تقارب نصف النهارات زاویه تقارب
synchro دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
rawin دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
meteorograph دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
double base diode دیود- بیس دوبل ترانزیستور یونی- جانکشن
duplex operation کارکرد یا عملکرد دوبل مکالمه تلفنی دو طرفه
service line خط مرزی روی زمین در بازی اسکواش دوبل
up and back بازیگران عقب و جلو در بازی تنیس دوبل
transponder فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
print دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
ac dc set دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
all mains set دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
printed دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
semaphore دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
prints دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
credits ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
credited ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
crediting ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
credit ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
quad density تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
compressor دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
compressors دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
pulmotor دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
facsimile recorder دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
equilibrator دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
alley حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
alleys حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
alleyways حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
lie زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lied زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lies زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
apogee زاویه انحراف ثقل موشک زاویه انحراف مرکز ثقل موشک در روی مسیر
apex angle زاویه راسی هدف زاویه راسی
peripheral device دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
magnetometer مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
performance factor ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
rheostatic دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
arresting gear دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
rheostat دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
gun slide دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
cold swaging machine دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
data transceiver دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
plate milling stand مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
transducer دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری
cipher device وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
lazy در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
laziest در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazier در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
grid magnatic angle زاویه شبکه مغناطیسی زاویه انحراف شبکه مغناطیسی
angle of arrival زاویه فرود مسیر گلوله زاویه فرود گلوله
angle of traverse زاویه حرکت لوله در سمت زاویه سمت لوله
dial test indicator دستگاه نشاندهنده مدرج دستگاه ازمایش کننده مدرج
units دستگاه قسمتی از یک دستگاه
unit دستگاه قسمتی از یک دستگاه
automatic search jammer دستگاه پخش پارازیت خودکاردر دستگاههای ردیابی دستگاه پخش پارازیت خودکار
computer controlled machine دستگاه با فرمان کامپیوتری دستگاه با فرمان الکترونیکی
duodide دیود مضاعف دیود دوبل
two cell accumulator اکومولاتور دو سلولی اکومولاتور دوبل
direct access storage device اسباب حافظه با دستیابی مستقیم دستگاه با ذخیره دستیابی تصادفی دستگاه انباره دستیابی مستقیم
angles زاویه
angle زاویه
angle t زاویه تی
locality زاویه
localities زاویه
corner زاویه
pike زاویه
corners زاویه
canton زاویه
cantons زاویه
cornering زاویه
isogonic line خط هم زاویه
angle of attack زاویه تک
which transponder علامت رمزی است به معنی چه نوع دستگاه گیرنده وفرستنده رمزی روی دستگاه شناسایی دشمن و خودی پدافند هوایی یا برج مراقبت یا برج رادار شناسایی سوارشده است
column grinder دستگاه سنگ سمباده با قسمت ساکن دستگاه سنگ سمباده ستونی
insulation testing apparatus دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
intercept receiver دستگاه گیرنده مخصوص استراق سمع دستگاه استراق سمع رادیویی
angle of approach زاویه حاده
in defilade در زاویه بیروح
hour angle زاویه ساعتی
impedance angle زاویه فازی
angle of approach زاویه تند
quartering زاویه نوددرجه
quoin سنگ زاویه
inclination زاویه میل
landing angle زاویه فرود
incidence angle زاویه تابش
angle of dip زاویه میل
angle ti the normal زاویه نرمال
internal angle زاویه ی داخلی
quadrant زاویه تیر
insulation power factor زاویه ی تلفات
angle of departure زاویه صعود
angle of cutting زاویه تقاطع
angle of convergence زاویه انحراف
angle of contact زاویه تماس
quadrant elevation زاویه تیر
angle of attack زاویه حمل
angle of action زاویه عمل
helix angle زاویه مارپیچ
angularity زاویه داری
fusion angle زاویه فوزیون
flap angle زاویه فلپ
facial angle زاویه دیدfascia
facial angle زاویه چهره
f.angte زاویه وجهیه
acute angle زاویه حاده
acute angled زاویه حاده
angle of bevel زاویه حاده
bevelled edge square زاویه حاده
entering angle زاویه ورود
electrical angle زاویه الکتریکی
an acute angle زاویه حاده
drift angle زاویه سوق
angle cut زاویه برش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com