English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
hand operated molding machine دستگاه قالبریزی دستی
Other Matches
hand molding shop قالبریزی دستی
hand molding قالبریزی دستی
jar ram molding machine دستگاه قالبریزی حرفهای
hand loom دستگاه بافندگی دستی
stereoplanigraph نوعی دستگاه تهیه نقشه بطریقه برجسته بینی باطریقه دستی و رسم با مدادالکترونیکی
wand دستگاه نوری دستی که میتواند برچسبهای کدگذاری شده کدهای میلهای و کاراکتر را خوانده و معرفی کند
wands دستگاه نوری دستی که میتواند برچسبهای کدگذاری شده کدهای میلهای و کاراکتر را خوانده و معرفی کند
pucks یک دستگاه ورودی گرافیمی دستی و کنترل شده با دست که برای قرار دادن مختصات روی یک لوح گرافیکی بکارمی رود
puck یک دستگاه ورودی گرافیمی دستی و کنترل شده با دست که برای قرار دادن مختصات روی یک لوح گرافیکی بکارمی رود
loam molding قالبریزی شنی
jar ramming method روش ضربهای قالبریزی
dry sand molding قالبریزی ماسهای خشک
manual دستور رزمی دستی سیستم دستی
craft revolving fund حساب اعتبار مربوط به امادهنرهای دستی اعتبار خریدوسایل صنایع دستی
craft reimbursable supply اماد قابل جایگزین مربوط به هنرهای دستی اماد مصرف شدنی هنرهای دستی
synchro دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
attitude director indicator دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
rawin دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
meteorograph دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
transponder فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
semaphore دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
print دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
all mains set دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
printed دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
prints دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
ac dc set دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
quad density تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
compressor دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
equilibrator دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
pulmotor دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
facsimile recorder دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
compressors دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
peripheral device دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
magnetometer مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
rheostatic دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
performance factor ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
gun slide دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
cold swaging machine دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
rheostat دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
arresting gear دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
transducer دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری
data transceiver دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
plate milling stand مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
cipher device وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
lazy در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazier در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
laziest در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
dial test indicator دستگاه نشاندهنده مدرج دستگاه ازمایش کننده مدرج
left handedness چپ دستی
portable دستی
handier دستی
three handed سه دستی
hand made دستی
handy دستی
ready use دم دستی
handiest دستی
bellows دم دستی
hand held دستی
handmade دستی
single-handed یک دستی
levorotation چپ دستی
manual دستی
palmar کف دستی
quern اسیاب دستی
close fistedness خشک دستی
smack کف دستی زدن
nimble fingers چابک دستی
manual ringing زنگ دستی
manual skills مهارتهای دستی
cold link پیوند دستی
nattiness زبر دستی
hand compaction تراکم دستی
manula shifting اتصال دستی
crank handle اهرم دستی
bitstock مته دستی
desk checking بررسی دستی
portable instrument سنجه دستی
carpenter's clamp پیچ دستی
manual pinion shift استارت دستی
portable receiver رادیوی دستی
portable weir سرریز دستی
post hole auger مته دستی
hand knot گره دستی
manual skill مهارت دستی
paving beetle تخماق دستی
manually بصورت دستی
smacks کف دستی زدن
bull horn بلندگوی دستی
smacked کف دستی زدن
manual override القای دستی
mill file سوهان دستی
submachinegun مسلسل دستی
tin snips قیچی دستی
handbag کیف دستی
hang-gliding گلایدر دستی
stick shift دندهی دستی
stick shifts دندهی دستی
sub-machine gun مسلسل دستی
sub-machine gun تیربار دستی
bungling خام دستی
clumsiness خام دستی
sub-machine guns مسلسل دستی
sub-machine guns تیربار دستی
inexperience خام دستی
tommy gun مسلسل دستی
egg beater همزن دستی
bungles خام دستی
bungled خام دستی
sideboard میز دم دستی
sideboards میز دم دستی
handbook کتاب دستی
handbooks کتاب دستی
handicraft پیشه دستی
handicraft صنعت دستی
handicraft کار دستی
handicraft هنر دستی
handcart ارابه دستی
handcart چرخ دستی
handcarts چرخ دستی
bungle خام دستی
manual focusing knob دکمهزوم دستی
caning چوب دستی
guns تلمبه دستی
handcarts ارابه دستی
concertina ارغنون دستی
concertinaed ارغنون دستی
concertinaing ارغنون دستی
concertinas ارغنون دستی
staff gauge اشل دستی
adeptly زبر دستی
adeptness زبر دستی
side board میز دم دستی
alggardness کند دستی
right handedness راست دستی
gun تلمبه دستی
canes چوب دستی
caned چوب دستی
cane چوب دستی
trial balloon <idiom> یک دستی زدن
handicrafts صنایع دستی
Jim Crow ریل خم کن دستی
pushcart ارابه دستی
pushcarts ارابه دستی
handbags کیف دستی
gimlet مته دستی
gimlets مته دستی
attache case کیف دستی
hand cart چرخ دستی
string hand دستی که زه را می کشد
line hand دستی که نخ را می کشد
hand reamer کوبه دستی
hand receipt رسید دستی
light fingers چابک دستی
hand roller غلطک دستی
dug well چاه دستی
hand saw اره دستی
hand organ ارگ دستی
drawing hand دستی که زه را می کشد
hand operated chuck سه نظام دستی
gaucherie خام دستی
made ground خاک دستی
door bundle بارهای دستی
long bow کمان دستی
hand crane بارانگیز دستی
hand cart ارابه دستی
hand crane جرثقیل دستی
hand augger مته دستی
hand power winch جراثقال دستی
hand tool ابزار دستی
fly bill اگهی دستی
fly sheet اعلانات دستی
handlist فهرست دستی
handsaw اره دستی
handwheel چرخ دستی
handwork دستی دستکاری
hand cable winch جراثقال دستی
push cart چرخ دستی
fly bill اعلان دستی
skill چیره دستی
hand brake ترمز دستی
hand torch مشعل دستی
hand vise گیره دستی
foozle خام دستی
end table میزکوچک دم دستی
handbell زنگ دستی
handhold گیره دستی
manual operation عملیات دستی
handbills اگهی دستی
handbill اگهی دستی
manual control کنترل دستی
hand held computer کامپیوتر دستی
hand lade پاتیل دستی
manual controller نافم دستی
manual adjustment تنطیم دستی
hand grenade نارنجک دستی
hand lever اهرم دستی
manual cutout افتامات دستی
manual operation عمل دستی
portable drill مته دستی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com