Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
cardiorespiratory system
دستگاه قلبی- تنفسی
Other Matches
respiratory system
دستگاه تنفسی
cardiovascular system
دستگاه قلبی- عروقی
phlegm
[secretion in the airway during inflammation]
بلغم
[مخاط]
[ترشح در دستگاه تنفسی در زمان التهاب]
[پزشکی]
recessional
تنفسی
respiratory
تنفسی
expiratory
تنفسی
inspiratory
تنفسی
breathing vibration
ارتعاش تنفسی
breathing gear
ماسک تنفسی
breathing gear
وسیله تنفسی
rq
بهره تنفسی
air breathing
هوای تنفسی
wind rocked out
نارسایی تنفسی
respiratory center
مرکز تنفسی
dust respirator
ماسک تنفسی
resipatory quotient
بهره تنفسی
wind rocked out
وقفه تنفسی
stoma
منفذ تنفسی
air vessel
لوله تنفسی
respiratory exchange index
شاخص بهره تنفسی
respirator
ضربت گیر تنفسی
respirators
ضربت گیر تنفسی
cordial
قلبی
cardiac
قلبی
infelt
قلبی
heartfelt
قلبی
hearty
قلبی
heartiest
قلبی
heart felt
قلبی
heartier
قلبی
cordials
قلبی
spuriousness
قلبی
obcordate
قلبی معکوس
kind heartedness
خوش قلبی
built up frog
قلبی ریل
cardiac output
بازده قلبی
cardiac impulse
تکانه قلبی
cardiac output
برونده قلبی
diastole
انبساط قلبی
cardiovascular
قلبی- عروقی
cardiopulmonary
قلبی- ریوی
cordate
قلبی شکل
systole
انقباض قلبی
good f.
خوش قلبی
genially
با خوش قلبی
heart attack
حملهی قلبی
half-hearted
غیر قلبی
heart disease
مرض قلبی
heart attacks
حملهی قلبی
heartiness
قلبی بودن
heart failure
سکته قلبی
haemacardiorrhagia
سکته قلبی
heart shaped
قلبی شکل
cordiform
قلبی شکل
cardiac cycle
چرخه قلبی
cardiac dyspnea
تنگ نفسی قلبی
cordiality
مودت قلبی مهربانی
defibrillator
الکتروشوک
[قلبی]
[پزشکی]
sweetheart neckline
یقه قلبی شکل
She had a heart attack .
قلبش گرفت ( حمله قلبی )
To have ones heart in the right place .
آدم خوش قلبی بودن
oxygen convertor
مبدل اکسیژن مایع به اکسیژن گازی در سیستمهای تنفسی
synchro
دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
meteorograph
دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
attitude director indicator
دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
rawin
دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
transponder
فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator
دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
prints
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
ac dc set
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
printed
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
print
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
semaphore
دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
all mains set
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
quad density
تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
equilibrator
دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
facsimile recorder
دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
compressors
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
compressor
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
pulmotor
دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
to express one's heartfelt
قبلا سپاس گزاری کردن تشکرات قلبی خودرا تقدیم کردن
peripheral device
دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
magnetometer
مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
rheostatic
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
performance factor
ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
cold swaging machine
دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
rheostat
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
gun slide
دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
arresting gear
دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
cordial understanding
تفاهم قلبی و صمیمانه حسن تفاهم
whole hearted
خاطرجمع مطمئن صمیمانه قلبی صمیمانه
data transceiver
دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
transducer
دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری
plate milling stand
مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
cipher device
وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
lazy
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazier
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
laziest
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
dial test indicator
دستگاه نشاندهنده مدرج دستگاه ازمایش کننده مدرج
units
دستگاه قسمتی از یک دستگاه
unit
دستگاه قسمتی از یک دستگاه
automatic search jammer
دستگاه پخش پارازیت خودکاردر دستگاههای ردیابی دستگاه پخش پارازیت خودکار
computer controlled machine
دستگاه با فرمان کامپیوتری دستگاه با فرمان الکترونیکی
direct access storage device
اسباب حافظه با دستیابی مستقیم دستگاه با ذخیره دستیابی تصادفی دستگاه انباره دستیابی مستقیم
which transponder
علامت رمزی است به معنی چه نوع دستگاه گیرنده وفرستنده رمزی روی دستگاه شناسایی دشمن و خودی پدافند هوایی یا برج مراقبت یا برج رادار شناسایی سوارشده است
intercept receiver
دستگاه گیرنده مخصوص استراق سمع دستگاه استراق سمع رادیویی
insulation testing apparatus
دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
column grinder
دستگاه سنگ سمباده با قسمت ساکن دستگاه سنگ سمباده ستونی
survey meter
دستگاه دوزسنج تشعشع اتمی دستگاه تشعشع سنج اتمی
laser linescan
دستگاه تجسس هدف لیزری دستگاه مراقبت هدف لیزری
telephone repeater
دستگاه تقویت صوت تلفنی دستگاه تقویت مکالمه تلفنی
preset vector
دستگاه نشانه روی بمب خودکار دستگاه نشانه روی پیش تنظیم بمب
traversing mechanism
دستگاه حرکت در سمت دستگاه سمت
declination constant
زاویه انحراف دستگاه انحراف دستگاه
moving iron instrument
دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
organ system
دستگاه
instrument
دستگاه
appurtenance
دستگاه
plants
دستگاه
systems
دستگاه
team
یک دستگاه
teams
یک دستگاه
apparatus
دستگاه
devices
دستگاه
device
دستگاه
system
دستگاه
plant
دستگاه
nervous systems
دستگاه پی
nervous system
دستگاه پی
utensils
دستگاه
utensil
دستگاه
set
دستگاه
installations
دستگاه
installation
دستگاه
device code
کد دستگاه
machines
دستگاه
machined
دستگاه
equipment
دستگاه
appliances
دستگاه
sets
دستگاه
setting up
دستگاه
mechanisms
دستگاه
mechanism
دستگاه
appliance
دستگاه
machine
دستگاه
unit
دستگاه
units
یک دستگاه
units
دستگاه
unit
یک دستگاه
device flag
پرچم دستگاه
receiving set
دستگاه گیرنده
system of forces
دستگاه نیروها
gun
دستگاه تزریق
guns
دستگاه تزریق
device driver
محرک دستگاه
storage device
دستگاه انباره
cyclon
دستگاه غبارگیر
telephone equipment
دستگاه تلفن
psychic apparatus
دستگاه روانی
cyclostat
دستگاه چرخش
control gear
دستگاه کنترل
system of units
دستگاه یکانها
system of units
دستگاه واحدها
apparatus
الت دستگاه
synchronous device
دستگاه همزمان
storage device
دستگاه ذخیره
recuperator
دستگاه عاید
recording instrument
دستگاه ثبات
recording instrument
دستگاه ضبط
power plants
دستگاه تولیدنیروی
device number
شماره دستگاه
power plant
دستگاه تولیدنیروی
device name
نام دستگاه
storage device
دستگاه انبارش
telephone set
دستگاه تلفن
device independence
استقلال دستگاه
device independence
مستقل از دستگاه
curler
دستگاه فرزنی
synchronous device
دستگاه همگام
printer machine
دستگاه چاپ
symbolic device
دستگاه سمبلیک
device status
وضعیت دستگاه
coordinates
دستگاه مختصات
welding set
دستگاه جوش
quantized system
دستگاه کوانتایی
prime movers
دستگاه محرک
prime mover
دستگاه محرک
punching machine
دستگاه پانچ
giorgi system
دستگاه جورجی
table set
دستگاه میزی
fifth column
دستگاه جاسوسی
supercharge
دستگاه تشدید
subassembly
مونتاژجزئی از یک دستگاه
counter recoil
دستگاه عاید
tar spraying machine
دستگاه قطرانپاش
nervous systems
دستگاه عصبی
automatic
دستگاه خودکار
nervous system
دستگاه عصبی
device cluster
گروه دستگاه
punching machine
دستگاه منگنه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com