Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
predictor
دستگاه محاسب زمان انفجار
Other Matches
early time
زمان حداقل انفجار اتمی زمان اولیه انفجار اتمی
predictor
دستگاه محاسب تیر
prediction mechanism
دستگاه محاسب تیر
prediction mechanism
دستگاه مدبر یا محاسب سبقت هدف
arithmatic unit
قسمت حافظه ماشین حساب دستگاه محاسب کامپیوتر
time of disintegration
زمان انفجار
fire time
زمان انفجار
atomic time
زمان انفجار اتمی
late time
زمان سکته انفجار
blasting machine
دستگاه انفجار
fire time
زمان اجرای اتش یا انفجار
atom samsher
دستگاه انفجار اتمی
sofar
دستگاه ثبت انفجار در زیردریا
piezometer
دستگاه سنجش شدت انفجار
late time
زمان بین سقوط بمب تا شروع انفجار اتمی
machine down time
زمان معطلی دستگاه
machine idle time
زمان معطلی دستگاه
interlook dormant period
زمان توقف دستگاه رادار مدت زمان توقف کار تجسس رادار
contact burst preclusion
ضامن ضد انفجار ضربتی وسیله ممانعت از انفجار دراثر اصابت
multiplex telegraphy
دستگاه تلگرافی که در یک زمان با یک سیم چند مخابره میکند
phlegm
[secretion in the airway during inflammation]
بلغم
[مخاط]
[ترشح در دستگاه تنفسی در زمان التهاب]
[پزشکی]
blast line
مسیرموج انفجار خط موج انفجار
burning train
مسیر انفجار سیکل انفجار
explosive train
مدار انفجار مسیر انفجار
calculator
محاسب
calculators
محاسب
structural engineering
مهندسی محاسب
calculator
حسابگر محاسب
computing sight
دوربین محاسب
an a calculator
محاسب دقیق
range keeper
محاسب توپ
calculators
حسابگر محاسب
dead time
زمان بدون استفاده زمانی که در ان ازراندمان دستگاه استفاده نمیشود
computing gunsight
دوربین محاسب توپ
range keeper
محاسب مسافت توپ
chemical horn
مکانیسم انفجار مین صوتی مکانیسم انفجار شیمیایی
computing gunsight
دوربین محاسب عناصر تیر
line haul
زمان لازم برای حمل بار به وسیله ستون زمان حمل باریا زمان حرکت ستون موتوری
caches
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
cache memory
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
cache
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
analytical engine
ماشین محاسب مکانیکی که توسط Babbage Charles ایجاد شد که اصول اولیه کامپیوترهای دیجیتالی چند منظوره ابتدایی را پیاده کرد
realtime
زمان حقیقی یا زمان خالص ارسال و دریافت پیامها
crater analysis
تجزیه و تحلیل قیف انفجار تجزیه و تحلیل قیف حاصله از انفجار گلوله ها
circuit
روشی که در آن اتصال یا مسیر بین دو گره در زمان این فراخوان ها و نه در زمان تنظیم آنها انجام میشود
circuits
روشی که در آن اتصال یا مسیر بین دو گره در زمان این فراخوان ها و نه در زمان تنظیم آنها انجام میشود
road time
یا زمان تخلیه جاده زمان عبور ستون
It will be some time before the new factory comes online, and until then we can't fulfill demand.
آغاز به کار کردن کارخانه جدید مدتی زمان می برد و تا آن زمان قادر به تامین تقاضا نخواهیم بود.
synchro
دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
rawin
دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
attitude director indicator
دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
meteorograph
دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
transponder
فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator
دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
printed
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
print
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
prints
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
semaphore
دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
ac dc set
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
all mains set
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
quad density
تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
access time
کل زمان لازم برای رسانه ذخیره سازی از وقتی که تقاضای داده میشود تا زمان بازگشت داده
IAM
فضای حافظه که زمان دستیابی بین زمان حافظه اصلی و سیستم بر پایه دیسک دارد
equilibrator
دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
facsimile recorder
دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
compressors
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
compressor
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
pulmotor
دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
references
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
reference
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
arrival
زمان حضور زمان رسیدن
presented
زمان حاضر زمان حال
presenting
زمان حاضر زمان حال
seek time
زمان جستجو زمان طلب
presents
زمان حاضر زمان حال
present
زمان حاضر زمان حال
arrivals
زمان حضور زمان رسیدن
response time
زمان جواب زمان پاسخگویی
read time
زمان اماده شدن اطلاعات زمان در دسترس قرار گرفتن اطلاعات کامپیوتری
tour of duty
زمان گردش ماموریت زمان توقف پرسنل در مناطق مختلف ماموریت
plosion
انفجار
brisance
انفجار
blow out
انفجار
blastment
انفجار
pop
انفجار
blow up
انفجار
blow-up
انفجار
blow-ups
انفجار
displosion
انفجار
blasting
انفجار
blasts
انفجار
detonations
انفجار
explosion
انفجار
burst
انفجار
eruption
انفجار
blast
انفجار
explosions
انفجار
pops
انفجار
detonation
انفجار
popped
انفجار
bursts
انفجار
peripheral device
دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
magnetometer
مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
implosion
انفجار از داخل
sonic boom
انفجار صوتی
big bang
انفجار بزرگ
dead center ignition
نقطه انفجار
detonating slab
مسیر انفجار
yielded
بازده انفجار
combustion chamber
اطاق انفجار
detonable
قابل انفجار
yields
بازده انفجار
combustiblity
قابلیت انفجار
detonatable
قابل انفجار
detonative
اماده انفجار
destruct system
سیستم انفجار
sonic booms
انفجار صوتی
blast effect
اثر انفجار
blast
ضربه انفجار
burst wave
موج انفجار
bursting set
محل انفجار
crepitation
انفجار مکرر
blast
صدای انفجار
outbursts
انفجار غضب
outburst
انفجار غضب
blow out
سوختن انفجار
information explosion
انفجار اطلاعات
gust
انفجار فوت
blasts
ضربه انفجار
blast wave
موج انفجار
inexplosive
غیرقابل انفجار
high order detonation
انفجار شدید
blasts
صدای انفجار
gusts
انفجار فوت
detonation charge
خرج انفجار
misfires
گیر در انفجار
sympathetic detonation
انفجار القایی
busts
انفجار ترکیدگی
countermining
انفجار ضد مین
explosimeter
انفجار سنج
crackle
صدای انفجار پی در پی
impact action
اثر انفجار
atom samshing
انفجار اتمی
explosion hazard
خطر انفجار
aerial burst
انفجار هوایی
swooper
انفجار دار
explosiveness
قابلیت انفجار
explosion proof
پوشش ضد انفجار
misfired
گیر در انفجار
misfire
گیر در انفجار
explosive
قابل انفجار
crater
قیف انفجار
craters
قیف انفجار
ignitor
وسیله انفجار
busting
انفجار ترکیدگی
busted
انفجار ترکیدگی
detonation
انفجار ضربهای
explosive force
نیروی انفجار
the force of the explosion
شدت انفجار
explosive force
قدرت انفجار
population explosion
انفجار جمعیت
yield
بازده انفجار
detonation
انفجار ناگهانی
POWs
صدای انفجار
POW
صدای انفجار
detonation cord
سیم انفجار
detonations
انفجار ناگهانی
explosive energy
قدرت انفجار
explosion proof
ازمایش- انفجار
bust
انفجار ترکیدگی
lead in
مداررابط انفجار
crackled
صدای انفجار پی در پی
detonations
انفجار ضربهای
crackles
صدای انفجار پی در پی
timed
مدت زمان یک کار در سیستم اشتراک زمانی یا چندبرنامهای . زمان یک کاربر یا برنامه یا کار در یک سیستم چند کاره
times
مدت زمان یک کار در سیستم اشتراک زمانی یا چندبرنامهای . زمان یک کاربر یا برنامه یا کار در یک سیستم چند کاره
time
مدت زمان یک کار در سیستم اشتراک زمانی یا چندبرنامهای . زمان یک کاربر یا برنامه یا کار در یک سیستم چند کاره
dive schedule
جدول حداکثر زمان و عمق استخر برای شیرجه جدول نشاندهنده عمق و زمان ماندن زیر اب غواص
rheostatic
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
arresting gear
دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
performance factor
ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
rheostat
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
gun slide
دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
cold swaging machine
دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
imprescriptible
وابسته به اموال حقوقی که مشمول مرور زمان نیست غیر مشمول مرور زمان تجویز نشده
burst
منفجر کردن انفجار
poised mine
مین اماده انفجار
high order detonation
انفجار انی وکامل
contact fire
انفجار در اثر تماس
crepitate
انفجار پی درپی کردن
blast effect
اثر موج انفجار
burst
انفجار منفجر شدن
flex x
خرج انفجار ورقهای
afterwinds
باد بعد از انفجار
service mine
مین قابل انفجار
flex x
خرج انفجار کتابی
powder kegs
چیز قابل انفجار
tnt equivalent
معادل با قدرت انفجار تی ان تی
armed mine
مین اماده انفجار
armed ammunition
مهمات اماده انفجار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com