Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (8 milliseconds)
English
Persian
oil level gage
دستگاه نشاندهنده سطح روغن
Other Matches
oil gage
نشاندهنده سطح روغن
current direction indicator
دستگاه نشاندهنده جهت جریان
direction indicator
دستگاه نشاندهنده جهت حرکت
earth leakage indicator
دستگاه نشاندهنده نشتی زمین
call fee indicator
دستگاه نشاندهنده نرخ تلفن
magnatic direction indicator
دستگاه نشاندهنده جهت مغناطیسی
dial test indicator
دستگاه نشاندهنده مدرج دستگاه ازمایش کننده مدرج
lubricator
دستگاه روغن زنی
acrometer
دستگاه سنجش وزن مخصوص روغن
oil pressure
دستگاه اندازه گیری فشار روغن
dual indicator
نشاندهنده دوتایی
limit indicator
نشاندهنده تلرانس
meters
کنتور نشاندهنده
indicator diagram
دیاگرام نشاندهنده
phase indicator
نشاندهنده فاز
meter
کنتور نشاندهنده
oil dent
شیار ورود روغن یا سوراخ عبور روغن
charging indicator lamp
لامپ نشاندهنده بار
oiling
روغن کاری کردن روغن ساختن
oils
روغن کاری کردن روغن ساختن
oil
روغن کاری کردن روغن ساختن
three second clock
ساعت نشاندهنده قانون 3ثانیه در بسکتبال
twentyfour second clock
ساعت نشاندهنده قانون 42ثانیه در بسکتبال
air cooled oil cooler
نوعی خنک کننده روغن که ازجریان هوا برای خنک کردن روغن استفاده میکند
creosotes
روغن قیر روغن قطران
creosoting
روغن قیر روغن قطران
creosote
روغن قیر روغن قطران
cutting oil
روغن سردکننده روغن برش
oil can
حلب روغن , روغن دان
creosoted
روغن قیر روغن قطران
decompression table
جدول نشاندهنده زمان و محل لازم برای صعود ارام غواص
lubber's line
علامت روی قطبنمای قایق نشاندهنده قسمت جلو و عقب قایق
synchro
دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
meteorograph
دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
attitude director indicator
دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
rawin
دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
transponder
فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator
دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
printed
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
prints
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
semaphore
دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
ac dc set
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
all mains set
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
print
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
quad density
تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
compressor
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
facsimile recorder
دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
pulmotor
دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
equilibrator
دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
compressors
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
peripheral device
دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
magnetometer
مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
dive schedule
جدول حداکثر زمان و عمق استخر برای شیرجه جدول نشاندهنده عمق و زمان ماندن زیر اب غواص
rheostat
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
gun slide
دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
arresting gear
دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
cold swaging machine
دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
performance factor
ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
rheostatic
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
plate milling stand
مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
transducer
دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری
data transceiver
دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
cipher device
وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
laziest
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazier
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazy
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
unit
دستگاه قسمتی از یک دستگاه
units
دستگاه قسمتی از یک دستگاه
automatic search jammer
دستگاه پخش پارازیت خودکاردر دستگاههای ردیابی دستگاه پخش پارازیت خودکار
butter
روغن
clurified or run butter
روغن
ghi
روغن
brilliantine
روغن مو
sebaceous humour
روغن
ghee
روغن
bandoline
روغن مو
bandolin
روغن مو
greased
روغن
butters
روغن
unguent
روغن
grease
روغن
ointments
روغن
ointment
روغن
unction
روغن
greasing
روغن
buttering
روغن
greaser
روغن زن
buttered
روغن
oiling
روغن
dopes
روغن
oils
روغن
dope
روغن
pomade
روغن سر
lubricant
روغن
lubricants
روغن
oil can
روغن زن
oil
روغن
oil groove
روغن رو
computer controlled machine
دستگاه با فرمان کامپیوتری دستگاه با فرمان الکترونیکی
train oil
روغن نهنگ
train oil
روغن بالن
allyl isosulfocyanate
روغن خردل
linseed oil
روغن برزک
lubricant
روغن یا گریس
linseed oil
روغن بزرک
varnish
روغن جلا
French polish
روغن جلا
acorn oil
روغن بلوط
unction
روغن مالی
olive oil
روغن زیتون
transformer oil
روغن مبدل
tung oil
روغن چرب
turpentine oil
روغن تریانتین
saucepan
روغن دان
saucepans
روغن دان
absorbent oil
روغن جاذب
acetone oil
روغن استون
drabber
رنگ و روغن
lubricants
روغن یا گریس
emulsion lubricant
روغن امولسیون
drab
رنگ و روغن
engine oil
روغن موتور
lubricating oil
روغن موتور
motor oil
روغن موتور
engine sump
کارتل روغن
engine sump
تشتک روغن
sweet oil
روغن شیرین
sweet oil
روغن زیتون
essential oil
روغن اساسی
volatile oil
روغن اساسی
sunflower oil
روغن افتابگردان
greasy
روغن دار
emulsion lubricant
روغن عصاره
drabbest
رنگ و روغن
lubricated
روغن زدن به
wash oil
روغن شستشو
lubrication
روغن زنی
ricinus oil
روغن کرچک
castor oil
روغن کرچک
dripping pan
روغن گیر
lubrication
روغن کاری
oil paints
رنگ روغن
tar oil
روغن قطران
oil paint
رنگ روغن
filterpress
روغن گیر
varnishes
رنگ روغن
brake fluid
روغن ترمز
bilge
مکیدن اب یا روغن
lubricating
روغن زدن به
varnishing
روغن جلا
lubricating
روغن زدن
lubricates
روغن زدن به
lubricates
روغن زدن
bone oil
روغن استخوانی
lubricated
روغن زدن
oils
روغن زدن به
butter
روغن زرد
oiling
روغن زدن
varnishes
روغن جلا
varnished
رنگ روغن
varnished
روغن جلا
varnish
رنگ روغن
varnishing
رنگ روغن
oil
روغن زدن به
oil
روغن زدن
butters
روغن زرد
buttering
روغن زرد
oiling
روغن زدن به
lubricate
روغن زدن به
lubricate
روغن زدن
codfish
ماهی روغن
balsam oil
روغن بلسان
antiknock
روغن موتور
cold drawn oil
روغن کرچک
palmachristi
روغن کرچک
animal oil
روغن حیوانی
colve oil
روغن میخک
colza oil
روغن منداب
mustard oil
روغن خردل
wild rocket oil
روغن منداب
compressor oil
روغن کمپرسور
crude oil
روغن خام
balsam oil
روغن مصری
coconut oil
روغن نارگیل
olive oil
روغن زیتون
butterfat
روغن شیر
cade oil
روغن عرعر
camphor oil
نوعی روغن
cooking oil
روغن آشپزی
buttered
روغن زرد
dubbing
روغن چرم
cavalito's oil
روغن کاوالیتو
cod-liver oil
روغن ماهی
oils
روغن زدن
chassis grease
روغن گریس
florence oil
روغن زیتون
lucca oil
روغن زیتون
allyl isothiocyanate
روغن خردل
grey unguent
روغن خاکستری
oil pump
پمپ روغن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com