Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
dial indicator
دستگاه نشاهدهنده مدرج
Other Matches
dial test indicator
دستگاه نشاندهنده مدرج دستگاه ازمایش کننده مدرج
line gauge
خط کش مدرج
scaled
مدرج
measuring pipet
پی پت مدرج
graded
مدرج
scalar
مدرج
graduation line
خط مدرج
limbs
دایره مدرج
graded potential
پتانسیل مدرج
dial collar
حلقه مدرج
dialed
صفحه مدرج
limb
دایره مدرج
dial
صفحه مدرج
graduated cylinder
استوانه مدرج
graduate
استوانه مدرج
graduated dial
صفحه مدرج
graduates
استوانه مدرج
gauge=gage
مدرج کردن
calibrate
مدرج کردن
graduated rod
میله مدرج
calibrates
مدرج کردن
calibrating
مدرج کردن
gage=gauge
مدرج کردن
calibrated
مدرج کردن
dials
صفحه مدرج
graduating
استوانه مدرج
dialled
صفحه مدرج
gradients
مدرج متحرک
marked levelling staff
میر مدرج
gradient
مدرج متحرک
probes
میله مدرج ستون
buret
لوله شیشه مدرج
calibrate
واسنجیدن مدرج کردن
dial indicator micrometer
میکرومتر با صفحه مدرج
slide rule dial
صفحه مدرج خط کش محاسبهای
calibrates
واسنجیدن مدرج کردن
calibrating
واسنجیدن مدرج کردن
probed
میله مدرج ستون
dial cable
کابل صفحه مدرج
dial depth gage
عمق سنج مدرج
calibrated
واسنجیدن مدرج کردن
progressive matrices test
ازمون ماتریسهای مدرج
interlinear
مدرج در میان سطور
dial light
لامپ صفحه مدرج
probe
میله مدرج ستون
vernier dial
صفحه مدرج ورنیهای
colored progressive matrices test
ازمون ماتریسهای مدرج رنگی
buretto
لوله شیشه مدرج بورت
hour circle
نصف النهار حلقه مدرج
standard progressive matrices test
ازمون ماتریسهای مدرج معیار
gaduate
لوله مدرج درجه دار
graduate
مدرج یادرجه بندی کردن
leveling rod
میله مدرج سطح سنج
raven's progressive matrices test
ازمون ماتریسهای مدرج ریون
graduating
مدرج یادرجه بندی کردن
graduates
مدرج یادرجه بندی کردن
rpmt
ار پی ام تی ازمون ماتریسهای مدرج ریون
advanced progressive matrices test
ازمون ماتریسهای مدرج پیشرفته
synchro
دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
attitude director indicator
دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
meteorograph
دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
rawin
دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
transponder
فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator
دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
print
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
ac dc set
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
all mains set
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
prints
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
printed
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
semaphore
دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
quad density
تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
facsimile recorder
دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
equilibrator
دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
pulmotor
دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
compressor
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
compressors
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
peripheral device
دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
magnetometer
مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
cold swaging machine
دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
rheostatic
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
rheostat
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
performance factor
ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
arresting gear
دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
gun slide
دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
graduated circle of an alidade
دایره مدرج زاویه یاب صفحه درجه دار زاویه سنج
transducer
دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری
plate milling stand
مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
data transceiver
دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
digital read out
نمایش داده ها توسط الات دقیق بصورت دیجیتالی و نه توسط حرکت عقربه روی صفحه مدرج
dialled
صفحهء مدرج ساعت صفحهء عقربک دار
dial
صفحهء مدرج ساعت صفحهء عقربک دار
dials
صفحهء مدرج ساعت صفحهء عقربک دار
dialed
صفحهء مدرج ساعت صفحهء عقربک دار
cipher device
وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
lazy
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
laziest
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazier
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
elevation indicator
صفحه مدرج درجه طبلک درجه
unit
دستگاه قسمتی از یک دستگاه
units
دستگاه قسمتی از یک دستگاه
scalar
توضیح دادنی بوسیله عددی بر روی ترازو قابل سنجش با ترازو سنجش مدرج
automatic search jammer
دستگاه پخش پارازیت خودکاردر دستگاههای ردیابی دستگاه پخش پارازیت خودکار
computer controlled machine
دستگاه با فرمان کامپیوتری دستگاه با فرمان الکترونیکی
direct access storage device
اسباب حافظه با دستیابی مستقیم دستگاه با ذخیره دستیابی تصادفی دستگاه انباره دستیابی مستقیم
which transponder
علامت رمزی است به معنی چه نوع دستگاه گیرنده وفرستنده رمزی روی دستگاه شناسایی دشمن و خودی پدافند هوایی یا برج مراقبت یا برج رادار شناسایی سوارشده است
intercept receiver
دستگاه گیرنده مخصوص استراق سمع دستگاه استراق سمع رادیویی
column grinder
دستگاه سنگ سمباده با قسمت ساکن دستگاه سنگ سمباده ستونی
insulation testing apparatus
دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
laser linescan
دستگاه تجسس هدف لیزری دستگاه مراقبت هدف لیزری
survey meter
دستگاه دوزسنج تشعشع اتمی دستگاه تشعشع سنج اتمی
telephone repeater
دستگاه تقویت صوت تلفنی دستگاه تقویت مکالمه تلفنی
preset vector
دستگاه نشانه روی بمب خودکار دستگاه نشانه روی پیش تنظیم بمب
traversing mechanism
دستگاه حرکت در سمت دستگاه سمت
declination constant
زاویه انحراف دستگاه انحراف دستگاه
moving iron instrument
دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
appurtenance
دستگاه
unit
یک دستگاه
device
دستگاه
systems
دستگاه
unit
دستگاه
organ system
دستگاه
devices
دستگاه
units
دستگاه
apparatus
دستگاه
system
دستگاه
units
یک دستگاه
installation
دستگاه
machined
دستگاه
mechanisms
دستگاه
set
دستگاه
sets
دستگاه
machine
دستگاه
plant
دستگاه
plants
دستگاه
machines
دستگاه
installations
دستگاه
utensil
دستگاه
utensils
دستگاه
equipment
دستگاه
nervous system
دستگاه پی
mechanism
دستگاه
device code
کد دستگاه
nervous systems
دستگاه پی
setting up
دستگاه
instrument
دستگاه
appliance
دستگاه
appliances
دستگاه
teams
یک دستگاه
team
یک دستگاه
puller
دستگاه کشش
separator
دستگاه تجزیه
power plants
دستگاه تولیدنیروی
punching machine
دستگاه منگنه
tape drives
دستگاه نوارخوان
tape drive
دستگاه نوارخوان
transmitters
دستگاه فرستنده
abrasive cutting machine
دستگاه برش
appendages
دستگاه فرعی
leverage
دستگاه اهرمی
printer machine
دستگاه چاپ
telegraph
دستگاه تلگراف
telegraphed
دستگاه تلگراف
telegraphing
دستگاه تلگراف
shock inducer
دستگاه ضربه زن
predictor
دستگاه مدبر
telegraphs
دستگاه تلگراف
psychic apparatus
دستگاه روانی
sequential device
دستگاه ترتیبی
abel closed tester
دستگاه ابل
punching machine
دستگاه پانچ
power plant
دستگاه تولیدنیروی
curler
دستگاه فرزنی
curlers
دستگاه فرزنی
appendage
دستگاه فرعی
double v machine
دستگاه ورق خم کن
robot
دستگاه خودکار
devices
شعار دستگاه
robots
دستگاه خودکار
recording instrument
دستگاه ضبط
device
شعار دستگاه
retorts
دستگاه تقطیر
retort
دستگاه تقطیر
respiratory system
دستگاه تنفسی
reference frame
دستگاه مقایسهای
recuperator
دستگاه عاید
receiving set
دستگاه گیرنده
gun
دستگاه تزریق
quantized system
دستگاه کوانتایی
automatic
دستگاه خودکار
automatics
دستگاه خودکار
nervous system
دستگاه عصبی
rhombohedral system
دستگاه لوزوجهی
nervous systems
دستگاه عصبی
fifth column
دستگاه جاسوسی
safety device
دستگاه ضامن
rolling mill
دستگاه نورد
prime mover
دستگاه محرک
prime movers
دستگاه محرک
rivet gun
دستگاه پرچ
apparatus
الت دستگاه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com