Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
luminaire
دستگاه نورافکن مرکب ازحباب ودستگاه انعکاس نوروغیره
Other Matches
jacklight
ماهیگیری غیرمجاز در شب بکمک نورافکن نورافکن برای شکار غیر مجاز در شب
assembly
شیپور خاموشی دستگاه مرکب
echo
انعکاس صدا انعکاس موج
echoing
انعکاس صدا انعکاس موج
echoed
انعکاس صدا انعکاس موج
echoes
انعکاس صدا انعکاس موج
cybernetics
مطالعه ومقایسه بین دستگاه عصبی خودکارکه مرکب ازمغز واعصاب میباشدبادستگاه الکتریکی ومکانیکی فرمانشناسی
combined influence mine
مین با مکانیسم عامل مرکب مین مجهز به مدار باحساسیت مرکب
distance light
نورافکن
headlamp
نورافکن
floodlight
نورافکن
spotlights
نورافکن
spotlighting
نورافکن
spotlighted
نورافکن
search light
نورافکن
spotlight
نورافکن
projectors
نورافکن
headlamps
نورافکن
projector
نورافکن
floodlights
نورافکن
search light illumination
روشنایی با نورافکن
spotlight
چراغ نورافکن
parabolic reflector
نورافکن اتومبیل
spotlighted
چراغ نورافکن
spotlighting
چراغ نورافکن
deflector of lamp
نورافکن لامپ
lamp deflector
نورافکن لامپ
spotlights
چراغ نورافکن
illuminator
نورافکن مذهب
motorcycle headlamp
نورافکن موتورسیکلت
lamp reflector
آینه نورافکن
arc light projector
نورافکن قوسی
barrier light
نورافکن ساحلی
omnibus headlamp
نورافکن مینی بوس
jacklight
نورافکن مخصوص ماهیگیری
shining
مسابقه بکمک نورافکن
floodlit
با نور نورافکن نورانیشده
occulter
صفحه پوشاننده بیم نورافکن
search light illumination
روشن کردن منطقه با نورافکن
lightening bug ship
هلی کوپتر نورافکن دار
landing beam
نورافکن هدایت زمینی هواپیمابرای فرود
carry light
نورافکن روشن نگهداشتن هدف برای تعقیب
barrier light
نورافکن ساحل دریا برای پیداکردن مسیر کشتی
replication
انعکاس
reaction
انعکاس
reactional
انعکاس
reflexion
انعکاس
reflectance
انعکاس
reflectiveness
انعکاس
reflection
انعکاس
reactions
انعکاس
repercussion
انعکاس برگشت
first order reflection
انعکاس مرتبه یک
reflexible
قابل انعکاس
reflexivity
انعکاس پذیری
reflexibility
انعکاس پذیری
reflector
الت انعکاس
reflectors
الت انعکاس
reflection plane
صفحه انعکاس
reflecting power
قدرت انعکاس
reflectance ink
جوهر انعکاس
reflectance
قابلیت انعکاس
internal reflection
انعکاس درونی
zigzag reflection
انعکاس متعدد
reflexible
انعکاس پذیر
bottom bounce
انعکاس از کف دریا
echo
انعکاس صدا
echoed
انعکاس صدا
echoing
انعکاس صدا
anechoic
بدون انعکاس
echoes
انعکاس صدا
atmospheric refraction
انعکاس جوی
reflectorize
ایجاد انعکاس کردن
echo sounder
انعکاس سنج صدا
catacoustics
مبحث انعکاس صوت
rotational reflection axis
محور چرخش انعکاس
reflecterize
ایجاد انعکاس کردن
brightness
تغییر شدت انعکاس نور
baffles
صفحه انعکاس از پیشرفت بازداشتن
homing mine
مین حساس به انعکاس امواج
baffling
صفحه انعکاس از پیشرفت بازداشتن
baffle
صفحه انعکاس از پیشرفت بازداشتن
catadioptrics
مبحث انعکاس و انکسار نور
ice blink
سفیدی افق از انعکاس دریا
antiphony
انعکاس یا جواب سرود وموسیقی
coastal refraction
انعکاس ساحلی امواج رادیویی
echo suppression
جلوگیری یا تضعیف انعکاس صوت
echo sounding
عمق یابی انعکاس صوت
baffled
صفحه انعکاس از پیشرفت بازداشتن
synchro
دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
rawin
دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
meteorograph
دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
attitude director indicator
دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
snowblink
انعکاس نور خورشید بر روی برف یا یخ
sunlight
تابش افتاب انعکاس نور خورشید
photogene
انعکاس یا تصویر بعدی چیزی در شبکیه
fixed echo
انعکاس ثابت روی صفحه رادار
transponder
فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator
دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
limelight
قسمتی ازصحنه نمایش که بوسیله نورافکن روشن شده باشد محل موردتوجه وتماشای عموم
combined operations
عملیات رستههای مرکب عملیات مرکب
alpha pegasi
مرکب الفرس متن الفرس مرکب
semaphore
دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
ac dc set
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
all mains set
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
print
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
prints
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
printed
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
projective
طرحی ایجاد شده بوسیله انعکاس یاتصویر
active mine
مین منفجر شونده از طریق انعکاس امواج
to the echo
چنان بلند که تولید انعکاس صدا می نماید
keying interval
فاصله زمانی بین دو انعکاس موج رادار
microphonics
انعکاس صدای کار کردن ماشین الات در میکروفن
sky man
انعکاس عکس برف یا زمین یاشکل ابها در ابرها
illumination by reflection
روشن کردن منطقه از طریق انعکاس یا شکست نور
feedback
پس دهی فیدبک انعکاس انرژی ازمداری به مدار دیگر
terrain return
انعکاس تشعشع امواج زمینی روی صفحه رادار
quad density
تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
pulmotor
دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
equilibrator
دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
compressors
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
facsimile recorder
دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
compressor
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
sky glow
انعکاس نور یک جنگ افزار یاشعله دهانه ان در صفحه اسمان
side tone
انعکاس صوت دریک مداربعلت مجاورت با مدار صوتی دیگر
glared
انعکاس نور بسیار درخشان به ویژه روی صفحه نمایش VDU
glares
انعکاس نور بسیار درخشان به ویژه روی صفحه نمایش VDU
glare
انعکاس نور بسیار درخشان به ویژه روی صفحه نمایش VDU
beams
عرض ستون نور نورافکن شعاع نور
beam
عرض ستون نور نورافکن شعاع نور
balance
خط ارتباطی که از هر سه توسط یک مدار متعادل بسته شده است تا از انعکاس سیگنال جلوگیری کند
balances
خط ارتباطی که از هر سه توسط یک مدار متعادل بسته شده است تا از انعکاس سیگنال جلوگیری کند
peripheral device
دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
magnetometer
مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
rheostat
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
arresting gear
دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
gun slide
دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
performance factor
ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
rheostatic
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
cold swaging machine
دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
data transceiver
دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
plate milling stand
مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
transducer
دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری
cipher device
وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
lazier
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
laziest
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazy
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
confusion reflector
وسیله پخش امواج فریبنده سیستم انعکاس امواج گیج کننده
illumination by diffusion
روشن کردن منطقه از طریق انعکاس نور غیر مستقیم یاسایه روشن
skin paint
نوعی علایم راداری روی صفحه رادار که از انعکاس امواج رادار تولید میشود
water sky
لکههای دریاچهای شکل درداخل ابرها شکل انعکاس تصویر دریاچه ها روی ابر
white out
انحراف افق به علت انعکاس نور خورشید روی برف خطای تشخیص محل افق
dial test indicator
دستگاه نشاندهنده مدرج دستگاه ازمایش کننده مدرج
inks
مرکب
ink
مرکب
combined
مرکب
roadsters
مرکب
roadster
مرکب
mixed
مرکب
formant
مرکب
conposite
مرکب
composed
مرکب
complexes
مرکب
tracing ink
مرکب
parasyntetic
مرکب
multiplex
مرکب
complexities
مرکب
complexity
مرکب
complex
مرکب
hybrid
مرکب
ink pad
مرکب زن
compounds
مرکب
composite
مرکب
compound
مرکب
compounded
مرکب
combined arms
مرکب
girders
تیر مرکب
girder
تیر مرکب
oaten
مرکب از دانههای جو
synthetic
مرکب از موادمصنوعی
onomastic
مرکب از اسم
hybrid wave
موج مرکب
combined command
فرماندهی مرکب
combined forces
نیروهای مرکب
combined footing
شالوده مرکب
combined command
یکان مرکب
ink pot
مرکب دان
company team
تیم مرکب
multiple unit valve
لامپ مرکب
multiple offence
حمله مرکب
multimodal transport
حمل مرکب
compound
جسم مرکب
cuttle
ماهی مرکب
compound
لفظ مرکب
multivibrator
لرزه گر مرکب
combined stresses
تنشهای مرکب
build up section
مقاطع مرکب
decompound
مرکب درمرکب
build up lining
پوشش مرکب
saccharic
مرکب ازساخارین
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com