Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English
Persian
wand
دستگاه نوری دستی که میتواند برچسبهای کدگذاری شده کدهای میلهای و کاراکتر را خوانده و معرفی کند
wands
دستگاه نوری دستی که میتواند برچسبهای کدگذاری شده کدهای میلهای و کاراکتر را خوانده و معرفی کند
Other Matches
wands
دستگاه کد میلهای خوان یا وسیله نوری که دردست قرار می گیرد با کدهای میلهای محصولات مغازه را بخواند
wand
دستگاه کد میلهای خوان یا وسیله نوری که دردست قرار می گیرد با کدهای میلهای محصولات مغازه را بخواند
wand
دستگاه ورودی خواندن برچسبهای رمزی شمش نوری به وسیله حس کردن الگوهای نوری فضاهای تیره و روشن
wands
دستگاه ورودی خواندن برچسبهای رمزی شمش نوری به وسیله حس کردن الگوهای نوری فضاهای تیره و روشن
optical character recognition
تشخیص نوری دخشه تشخیص کاراکتر نوری شناسایی نوری دخشه بازشناسی نوری دخشه بازشناسی کاراکتر نوری
optical character
کاراکتر نوری
ocr
شناخت کاراکتر نوری
scanners
وسیلهای که اسکن میکند. اسکنر که میلهای را روی برچسب محصول می خواندبا استفاده از اشعه لیزر ودیود نوری
scanner
وسیلهای که اسکن میکند. اسکنر که میلهای را روی برچسب محصول می خواندبا استفاده از اشعه لیزر ودیود نوری
bar code reader
دستگاه خواننده کد میلهای
background
نور منعکس شده از یک ورقه کاغذی توسط کاغذ خوان نوری خوانده خواهد شد
backgrounds
نور منعکس شده از یک ورقه کاغذی توسط کاغذ خوان نوری خوانده خواهد شد
holographic image
[ذخیره داده به صورت تصویری که بعدا توسط بانکی از خانه های نوری و لیزر خوانده میشود.]
buffering
دو بافرکه با هم کار می کنند به طوری که وقتی در یکی داده وارد میشود دیگری میتواند خوانده شود
optical recognition device
دستگاه تشخیص نوری
twinkle box
دستگاه ورودی شامل حس کنندههای نوری
mfm
که بیتهای داده را طبق وضعیت بیت قبل کدگذاری میکند. MFM کاراتر از FM است ولی از کدگذاری RLL کاراتر نیست
horizontal
میلهای در پایین پنجره که نشان میدهد صفحه پهن تر از پنجره است . کاربر میتواند به صورت افق در صفحه حرکت کند و این میله را بکشد
framing error
خطایی که در اثر عدم موفقیت و خرابی دستگاه پذیرش دربازشناسی صحت بیتهایی که تشکیل یک کاراکتر را میدهندپیش می اید
hand loom
دستگاه بافندگی دستی
hand operated molding machine
دستگاه قالبریزی دستی
application years
مدتی که یک دستگاه میتواند کارکند
modified frequency modulation
که بیت داده را طبق وضعیت بیت قبلی کدگذاری میکند. MFM از FM کاراتر است ولی از کدگذاری RLL کاراتر نیست
head switching
فعال کردن نوک خواندن ونوشتن به هنگام خوانده ونوشته شدن اطلاعات توسط دستگاه ذخیره با دستیابی تصادفی
scanners
وسیله دستی که حاوی یک ردیف از سلولهای نوری- الکتریکی است و وقتی روی تصویر حرکت میکند آنرا به داده تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
scanner
وسیله دستی که حاوی یک ردیف از سلولهای نوری- الکتریکی است و وقتی روی تصویر حرکت میکند آنرا به داده تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
vab
یک دستگاه پاسخ صوتی که میتواند یک سیستم کامپیوتری را به یک شبکه تلفنی وصل کند
dye polymer recording
در دیسکهای نوری روش ضبط که تغییرات در دیسک نوری پلاستیکی در لایه باریک توکار ایجاد میکند یک مزیت بزرگ این روش : داده ذخیره شده روی دیسک نوری قاب پاک شدن است
stereoplanigraph
نوعی دستگاه تهیه نقشه بطریقه برجسته بینی باطریقه دستی و رسم با مدادالکترونیکی
ebam
Addressed ElectricBeam دستگاه ذخیره الکترونیکی که از مدارهای الکترونیکی برای کنترل اشعهای از یک سطح نیمه هادی اکسید فلز خوانده یا در ان می نویسد استفاده میکندemory
magneto optical disc
دیسک نوری که در وسیله ضبط مغناطیسی- نوری به کار می رود
puck
یک دستگاه ورودی گرافیمی دستی و کنترل شده با دست که برای قرار دادن مختصات روی یک لوح گرافیکی بکارمی رود
pucks
یک دستگاه ورودی گرافیمی دستی و کنترل شده با دست که برای قرار دادن مختصات روی یک لوح گرافیکی بکارمی رود
soft clip area
محدودیتهای ناحیهای که در ان داده میتواند روی دستگاه ترسیم کننده نمایش داده شود
free form
نوعی پیمایش نوری که در ان عمل پیمایش توسط علائمی که به وسیله دستگاه ورودی در هنگام ورود اطلاعات داخل می شوند کنترل می گردد
fibre optics
لایه شیشهای یا پلاستیکی نازک که قادر به ارسال سیگنالهای نوری است . سیگنال نوری یا لیزری برای نمایش داده ارسالی تقسیم میشود
fibre distributed data interface II
استاندارد ANSI پیشرفته برای شبکههای سریع که از کابل فیبر نوری استفاده میکند و نرخ ارسال داده مگابایت در ثانیه است . ولی میتواند بخشی از پهنای باند را به کانال آنالوگ کیلو بیت در ثانیه برای داده صوتی یا تصویری اختصاص دهد
scissoring
1-معرفی بخشی از تصویرو سپس بریدن آن به طوری که قابل چسباندن در تصویر دیگر باشد.2-معرفی بخشی از تصویروحذف هراخلاعی خارج از این ناحیه
cladding
واسطه شفافی که هسته یک فیبر نوری را احاطه میکند دومین لایه واحد فیبر نوری
manual
دستور رزمی دستی سیستم دستی
scan
وسیلهای در اسکنر, دستگاه فتوکپی و ماشین فکس که از سلولهای نوری- الکتریکی برای تبدیل تصویر به الگویی از پیکسل ها استفاده میکند. این مدل ازنوک اسکن که رنگهای مختلف را تشخیص میدهد استفاده میکند
scans
وسیلهای در اسکنر, دستگاه فتوکپی و ماشین فکس که از سلولهای نوری- الکتریکی برای تبدیل تصویر به الگویی از پیکسل ها استفاده میکند. این مدل ازنوک اسکن که رنگهای مختلف را تشخیص میدهد استفاده میکند
scanned
وسیلهای در اسکنر, دستگاه فتوکپی و ماشین فکس که از سلولهای نوری- الکتریکی برای تبدیل تصویر به الگویی از پیکسل ها استفاده میکند. این مدل ازنوک اسکن که رنگهای مختلف را تشخیص میدهد استفاده میکند
ocr
فرآیندی که امکان تشخیص حروف چاپ شده یا نوشته شده را به صورت نوری و تبدل آن به کد قابل خواندن توسط ماشین که ورودی کامپیوتر ست دارد با استفاده از حرف خان نوری
adders
مدار جمع دودویی که میتواند مجموع در ورودی را حساب کند و نیز میتواند ورودی یا خروجی به صورت وام شده را بپذیرد
adder
مدار جمع دودویی که میتواند مجموع در ورودی را حساب کند و نیز میتواند ورودی یا خروجی به صورت وام شده را بپذیرد
optical
فرآیندی که اجازه میدهد حروف چاپی یا نوشته شده به صورت نوری تشخیص داده شوند و به کد قابل خواندن توسط ماشین تبدیل شوند که وارد کامپیوتر می شوند به کمک حرف خوان نوری
cross reference generator
بخشی از اسمبلر یا کامپایلر یا مفسر که لیستی از برچسبهای برنامه
label
چاپگر مخصوص برای چاپ آدرس ها روی برچسبهای متمادی
labeling
چاپگر مخصوص برای چاپ آدرس ها روی برچسبهای متمادی
labelled
چاپگر مخصوص برای چاپ آدرس ها روی برچسبهای متمادی
labels
چاپگر مخصوص برای چاپ آدرس ها روی برچسبهای متمادی
craft revolving fund
حساب اعتبار مربوط به امادهنرهای دستی اعتبار خریدوسایل صنایع دستی
labeling
برچسبهای متحرک که روی کاغذ نصب میشود و وارد چاپگر می شوند
label
برچسبهای متحرک که روی کاغذ نصب میشود و وارد چاپگر می شوند
labels
برچسبهای متحرک که روی کاغذ نصب میشود و وارد چاپگر می شوند
labelled
برچسبهای متحرک که روی کاغذ نصب میشود و وارد چاپگر می شوند
encodes
کدگذاری
coding
کدگذاری
encode
کدگذاری
program coding
کدگذاری برنامه
symbolic coding
کدگذاری نمادی
symbolic coding
کدگذاری سمبلیک
in line coding
کدگذاری درون برنامهای
out of line coding
کدگذاری برون خطی
coded decimal number
عدد دهدهی کدگذاری شده
mode
قالب کدگذاری دیسکهای فشرده
modes
قالب کدگذاری دیسکهای فشرده
codes
کدهای مخفی
function codes
کدهای کار
hidden codes
کدهای پنهان
skeletal code
برنامه ناکامل با کدگذاری در ساختار ابتدایی
M out of N code
سیستم کدگذاری حاوی تشخیص خطا
civilian occupational specialty
کدهای تخصصی غیرنظامی
ansi
کدهای استاندارد ANSI
enumerated type
فضای ذخیره سازی داده یا رده بندی با استفاده از اعداد برای نمایش برچسبهای مناسب انتخاب شدنی
hash
سیستم کدگذاری برای کد hash بدست آید
plaintext
متن یا اطلاعی که کدگذاری یا رمزگذاری نشده باشد
craft reimbursable supply
اماد قابل جایگزین مربوط به هنرهای دستی اماد مصرف شدنی هنرهای دستی
bar code
کد میلهای
filament
میلهای
bar codes
کد میلهای
filamentary
میلهای
filaments
میلهای
filamentous
میلهای
flip-flopped
قطعه یا مدار الکترونیکی که خروجی آن به صورت یکی از دو خروجی میتواند باشد که توسط یکی از دو ورودی تشخیص داده میشود و میتواند که یک بیت از داده دیجیتال را ذخیره کند
flip-flopping
قطعه یا مدار الکترونیکی که خروجی آن به صورت یکی از دو خروجی میتواند باشد که توسط یکی از دو ورودی تشخیص داده میشود و میتواند که یک بیت از داده دیجیتال را ذخیره کند
flip-flops
قطعه یا مدار الکترونیکی که خروجی آن به صورت یکی از دو خروجی میتواند باشد که توسط یکی از دو ورودی تشخیص داده میشود و میتواند که یک بیت از داده دیجیتال را ذخیره کند
flip-flop
قطعه یا مدار الکترونیکی که خروجی آن به صورت یکی از دو خروجی میتواند باشد که توسط یکی از دو ورودی تشخیص داده میشود و میتواند که یک بیت از داده دیجیتال را ذخیره کند
air ground liaison code
کدهای ارتباطی زمینی وهوایی
compiler
نرم افزاری که برنامه کدگذاری شده به حالت دیگر
bar codes
رمز میلهای
cylinder lock
قفل میلهای
pole charge
خرج میلهای
rod bearing
یاتاقان میلهای
spar buoy
بویه میلهای
bar chart
نمودار میلهای
bar diagram
نمودار میلهای
bar printer
چاپگر میلهای
bar graph
نمایش میلهای
bar magnet
مغناطیس میلهای
bar graph
نمودار میلهای
stylus maze
ماز میلهای
bar magent
اهنربای میلهای
baculiform
میلهای شکل
bar code
رمز میلهای
barchart
نمودار میلهای
gusset needles
میلهای کناری
bar wound armature
ارمیچر میلهای
blinds
آنچه به کدهای خاصی پاسخ نمیدهد
blinded
آنچه به کدهای خاصی پاسخ نمیدهد
blind
آنچه به کدهای خاصی پاسخ نمیدهد
nrz
یکی از چند روش کدگذاری اطلاعات دیجیتالی روی نوارمغناطیسی
Manchester coding
روش کدگذاری داده و سیگنالهای زمانی که در ارتباطات به کار می رود
tenpin
بازی بولینگ ده میلهای
type bar printer
چاپگر میلهای تایپ
rod mill
سنگ شکن میلهای
paired bar graph
نمودار میلهای مزدوج
character
دخشه کاراکتر
characters
دخشه کاراکتر
esc
کاراکتر گریز
enquiry character
کاراکتر پرس و جو
sync
کاراکتر همگام
magnetic character
کاراکتر مغناطیسی
check character
کاراکتر مقابلهای
escape character
کاراکتر گریز
character per second
کاراکتر درثانیه
control character
کاراکتر کنترلی
character recognition
تشخیص کاراکتر
sync character
کاراکتر همگام
character per inch
کاراکتر دراینچ
character generator
مولد کاراکتر
character code
رمز کاراکتر
blank character
کاراکتر تهی
numeric character
کاراکتر عددی
global character
کاراکتر سراسری
metacharacter
فوق کاراکتر
crc character
کاراکتر CRC
illigal character
کاراکتر غیرقانونی
null character
کاراکتر تهی
simultaneous
ارسال داده و کدهای کنترل در دو جهت همزمان .
printed
طبق کدهای توکار و... برای تنظیم حاشیه
prints
طبق کدهای توکار و... برای تنظیم حاشیه
print
طبق کدهای توکار و... برای تنظیم حاشیه
basic
کنترل استاندارد خط وط ارسالی با استفاده از کدهای مخصوص
basics
کنترل استاندارد خط وط ارسالی با استفاده از کدهای مخصوص
relocation
جابجایی داده یا کدگذاری یا انتساب محل مطلق پیش از اجرای برنامه
ten strike
ضربت بازی بولینگ ده میلهای
tenpins
بولینگ 01 میلهای با گوی سنگین
j bar lift
تله اسکی میلهای دونفره
blank character
کاراکتر جای خالی
illigal character
کاراکتر غیر مجاز
print control character
کاراکتر کنترل چاپ
dot matrix character
کاراکتر ماتریس نقطهای
form feed character
کاراکتر تغذیه فرم
character based program
برنامه مبتنی بر کاراکتر
communication control character
کاراکتر کنترل ارتباطی
caracter addressable
کاراکتر نشانی پذیر
error control character
کاراکتر کنترل خطا
aknowledge character
کاراکتر مورد قبول
figure shift
کلید یا کد مبدل کاراکتر
cps
Second Per Characters کاراکتر بر ثانیه
negative acknowledge character
کاراکتر تصدیق منفی
lsc
کاراکتر با کمترین ارزش
nongraphic character
کاراکتر غیر گرافیکی
optimum
سیستم کدگذاری که سریع ترین دستیابی و بازیابی را به داده ذخیره شده دارد
camshaft
میلهای که بچرخ دنده متصل میشود
camshafts
میلهای که بچرخ دنده متصل میشود
segmented bar chart
نمودار میلهای قطعه بندی شده
spreader rig
میلهای که نخها جداگانه به ان وصل میشود
non printing codes
کدهای نمایش دهنده عمل چاپگر و نه حرف چاپ شده
variable length character encoding
رمزگذاری کاراکتر با طول متغیر
accuracy control character
دخشه یا کاراکتر کنترل دقت
fully formed character
کاراکتر تمام شکل یافته
special character
علامت ویژه کاراکتر مخصوص
enq
character ENQuiry کاراکتر پرس و جو
one in the dark
میلهای که پشت میله دیگربماند و دیده نشود
bacillus
باکتریهای میلهای شکل که تولید هاگ میکنند
conversion
لیست کدهای اصلی یا عبارات و معادل آنها به زبان یا حالت دیگر
conversions
لیست کدهای اصلی یا عبارات و معادل آنها به زبان یا حالت دیگر
ampersand
کاراکتر & است که بجای and بکار می رود
ack
Character Ackowledge کاراکتر مورد قبول
type bar
تمام کاراکترها در یک مجموعه کاراکتر معین
algol
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که برای کدگذاری مسائل ریاضی وعددی بکار می رود
minimum
سیستم کدگذاری که سریع ترین دستیابی و زمان بازیابی را برای داده ذخیره شده دارد
formatter
برنامهای که متن را به حالت جدیدی تبدیل میکند طبق پارامترها یا کدهای توکار
poma lift
تله اسکی میلهای برای انتقال نفر بنفر
micr
بازشناسی کاراکتر با جوهرمغناطیسی Recognition InkCharacter agnetic
pad character
کاراکتر میانگیر برای پر کردن فصای خالی
formatter
نرم افزاری که کدهای توکار و دستورات چاپ را سیگنالهای کنترل چاپگر تبدیل میکند
false
فایلهای ناخواسته بازیاب شده از پایگاه داده از طریق استفاده از کدهای جستجوی غلط
elite type
یک اندازه تحریر که دوازده کاراکتر را در هر اینچ تحریرقرار میدهد
blanking
نشان ندادن یک کاراکتر یا ترک یک فضا در صفحه نمایش
synchro
دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
attitude director indicator
دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
meteorograph
دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
rawin
دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
VT terminal emulation
استاندارد معروف ترمینال که کدهای به کار رفته برای نمایش متن و گرافیک را بیان میکند
transponder
فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator
دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com