English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (13 milliseconds)
English Persian
valve refacer دستگاه پرداخت سوپاپ
Search result with all words
valve seat grinder دستگاه پرداخت نشیمنگاه سوپاپ
Other Matches
lathe دستگاه سوپاپ تراش
lathes دستگاه سوپاپ تراش
grinders چرخ سمباده دستگاه سوپاپ تراش
grinder چرخ سمباده دستگاه سوپاپ تراش
valve seat insert مدخل نشست سوپاپ نشیمنگاه سوپاپ
valve seat reamer جدار تراش نشیمنگاه سوپاپ برقوی نشیمنگاه سوپاپ
progress payment پرداخت مبالغ قرارداد طبق پیشرفت کار پرداخت مرحلهای
matte فلز یامس پرداخت نشده وناخالص تکمیل یا پرداخت مات وبی جلا
matt فلز یامس پرداخت نشده وناخالص تکمیل یا پرداخت مات وبی جلا
interim financing پرداخت اقساط به طور کوتاه مدت پرداخت بینابین
usance مهلت پرداخت پرداخت مدت دار
sets of bill نسخ ثانی و ثالث و ..... برات که در انها به اصل اشاره وذکر میشود که هریک تازمانی قابل پرداخت هستندکه دیگری پرداخت نشده باشد
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
droppage کسری پرداخت کسر پرداخت
fate پرداخت یا عدم پرداخت چک سرنوشت چک
fates پرداخت یا عدم پرداخت چک سرنوشت چک
tax evasion عدم پرداخت مالیات بصورت غیر قانونی فرار از پرداخت مالیات
valvate سوپاپ
valves سوپاپ
valve سوپاپ
ransom وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
ransoms وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
due bill در CL به این شکل تنظیم میشود : بدهی به اقای ..... مبلغ ..... است که عندالمطالبه پرداخت خواهد شد . تاریخ .... این سند بر خلاف برات و سفته به حواله کرد قابل پرداخت نیست
discharge valve سوپاپ دود
discharge valve سوپاپ تخلیه
regulators سوپاپ نافم
delivery valve سوپاپ تحویل
regulator سوپاپ نافم
poppet valve سوپاپ مکش
camshafts میل سوپاپ
disc بشقاب سوپاپ
discs بشقاب سوپاپ
regulating valve سوپاپ تنظیم
admission port سوپاپ ورودی
plate valve سوپاپ بشقابکی
rocker اسبک سوپاپ
air intake سوپاپ هوا
plunge valve سوپاپ شناور
pilot valve سوپاپ تنظیم
push rod راهنمای سوپاپ
rockers اسبک سوپاپ
blow off valve سوپاپ قطع دم
check valve سوپاپ یک طرفه
poppet valve سوپاپ لولهای
camshaft میل سوپاپ
rocker arm انگشته ی سوپاپ
valviferous سوپاپ دار
valveless بدون سوپاپ
solenoid controlled valve سوپاپ الکترومغناطیسی
solenoid valve سوپاپ مغناطیسی
inlet port سوپاپ ورودی
inlet valve سوپاپ گاز
inlet valve سوپاپ ورودی
intake port سوپاپ ورودی
intake valve سوپاپ گاز
valves لامپ سوپاپ
tulip valve سوپاپ لولهای
intake valve سوپاپ ورودی
lift valve سوپاپ بالارونده
valve لامپ سوپاپ
grinding تراشیدن سوپاپ
rocker arm چکش سوپاپ
injector valve سوپاپ تزریق
exhaust valve سوپاپ دود
valve lead تقدم سوپاپ
valve lag تاخیر سوپاپ
valve seat نشیمنگاه سوپاپ
brake valve سوپاپ ترمز
valve guide هادی سوپاپ
valve clearance لقی سوپاپ
slide valve سوپاپ متحرک
globe valve سوپاپ کروی
high pressure valve سوپاپ فشار قوی
respirator سوپاپ ضربت گیر
trailer brake valve سوپاپ ترمز تریلر
respirators سوپاپ ضربت گیر
valve timing زمان بندی سوپاپ
suction مکش سوپاپ تلمبه
butterfly valve سوپاپ یا دریچه پولکی
valve scavenging پاک کردن سوپاپ
valves بشکل دریچه یا سوپاپ
valve timing تنظیم سوپاپ اتومبیل
valve بشکل دریچه یا سوپاپ
synchro دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
meteorograph دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
attitude director indicator دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
rawin دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
check valve سوپاپ یا دریچه مسدود کننده
valve lift کل حرکت خطی سوپاپ لایهای
valve duration مدت زمانی که سوپاپ بازمیماند
valvate سرپوش بشکل دریچه یا سوپاپ
gavernor valve سوپاپ یا دریچه تنظیم کننده
transponder فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
prints دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
print دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
ac dc set دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
all mains set دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
semaphore دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
printed دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
quad density تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
facsimile recorder دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
equilibrator دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
pulmotor دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
compressor دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
compressors دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
cruise valve سوپاپ ازادکننده هوای گرم بطور مرتب در پرواز
rocker arm اهرم خود کار برای حرکت سوپاپ ماشین
carnet اسنادی که در حمل بین المللی بکار برده میشود وموقع عبور محموله توسط کامیون از مرزهای متعددمحموله را از پرداخت حقوق گمرکی بین راه معاف می داردومحموله درمقصد باز وحقوق گمرکی مربوطه پرداخت می گردد
j valve سوپاپ کپسول هوای غواص که بطور خودکار بسته شود
blast valve سوپاپ ازاد کننده هوای گرم برای صعود بالن
back pressure valve سوپاپ مخصوص ممانعت ازپس زنش مایعات در داخل لوله
deflation port سوپاپ بزرگ در بالای بالن برای خروج هوا هنگام نشستن
claim for indemnification ادعای تضمین خسارت مطالبه پرداخت خسارت مطالبه پرداخت غرامت
peripheral device دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
magnetometer مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
gun slide دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
performance factor ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
rheostatic دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
arresting gear دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
rheostat دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
cold swaging machine دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
ability to pay principle of taxation اصل توانائی پرداخت مالیات برپایه این اصل مالیات بایدمتناسب با توانائی پرداخت مالیات دهنده وضع شود
transducer دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری
plate milling stand مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
data transceiver دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
hot valve clearance فاصله کوچک بین ساقه سوپاپ و اسبک هنگامی که تمام قطعات موتور بدمای کاری رسیده اند
cipher device وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
lazier در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazy در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
laziest در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
subscribing تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribed تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribes تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribe تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
dial test indicator دستگاه نشاندهنده مدرج دستگاه ازمایش کننده مدرج
units دستگاه قسمتی از یک دستگاه
unit دستگاه قسمتی از یک دستگاه
automatic search jammer دستگاه پخش پارازیت خودکاردر دستگاههای ردیابی دستگاه پخش پارازیت خودکار
dividend warrant چک پرداخت سود سهام اجازه پرداخت سود سهام
computer controlled machine دستگاه با فرمان کامپیوتری دستگاه با فرمان الکترونیکی
direct access storage device اسباب حافظه با دستیابی مستقیم دستگاه با ذخیره دستیابی تصادفی دستگاه انباره دستیابی مستقیم
which transponder علامت رمزی است به معنی چه نوع دستگاه گیرنده وفرستنده رمزی روی دستگاه شناسایی دشمن و خودی پدافند هوایی یا برج مراقبت یا برج رادار شناسایی سوارشده است
insulation testing apparatus دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
intercept receiver دستگاه گیرنده مخصوص استراق سمع دستگاه استراق سمع رادیویی
column grinder دستگاه سنگ سمباده با قسمت ساکن دستگاه سنگ سمباده ستونی
telephone repeater دستگاه تقویت صوت تلفنی دستگاه تقویت مکالمه تلفنی
laser linescan دستگاه تجسس هدف لیزری دستگاه مراقبت هدف لیزری
survey meter دستگاه دوزسنج تشعشع اتمی دستگاه تشعشع سنج اتمی
preset vector دستگاه نشانه روی بمب خودکار دستگاه نشانه روی پیش تنظیم بمب
traversing mechanism دستگاه حرکت در سمت دستگاه سمت
declination constant زاویه انحراف دستگاه انحراف دستگاه
glazes پرداخت
disbursement پرداخت
expenditure پرداخت
lustreer پرداخت
trim پرداخت
glaze پرداخت
refinishing پرداخت
making good پرداخت
discharge پرداخت
discharges پرداخت
finishes پرداخت
pay پرداخت
burnisher پرداخت گر
paying پرداخت
furbisher پرداخت گر
finishing touches پرداخت
finish پرداخت
defrayal پرداخت
payments پرداخت
glosser پرداخت گر
pays پرداخت
settlements پرداخت
discharging پرداخت
refund پس پرداخت
refunded پس پرداخت
settlement پرداخت
refunding پس پرداخت
refunds پس پرداخت
payment پرداخت
polishes پرداخت
renderings پرداخت
finishing پرداخت
polish پرداخت
outlay پرداخت
bleaching پرداخت
rendering پرداخت
pt پرداخت
remitment پرداخت
satin جلا پرداخت
paymaster مامور پرداخت
non-payment عدم پرداخت
advancing پیش پرداخت
date of maturity موعد پرداخت
money orders دستور پرداخت
date of payment موعد پرداخت
disbursed پرداخت کردن
payable قابل پرداخت
disburse پرداخت کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com