Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
semirandom access
دستیابی نیمه تصادفی
Other Matches
instantaneous access
زمان دستیابی کوتاه به رسانه با دستیابی تصادفی
direct access storage device
اسباب حافظه با دستیابی مستقیم دستگاه با ذخیره دستیابی تصادفی دستگاه انباره دستیابی مستقیم
random access
دستیابی تصادفی
dynamic ram
حافظه دستیابی تصادفی پویا
casrd random access memory
حافظه دستیابی تصادفی کارت
rammed
حافظه با دستیابی تصادفی emory
ram
حافظه با دستیابی تصادفی emory
rams
حافظه با دستیابی تصادفی emory
ccd
که دستیابی ترتیبی یا تصادفی را ممکن می کنند
random access memory
حافظه با دستیابی تصادفی حافظه دستیابی مستقیم
heap
فضای ذخیره سازی موقت که اجازه دستیابی تصادفی میدهد
heaping
فضای ذخیره سازی موقت که اجازه دستیابی تصادفی میدهد
heaps
فضای ذخیره سازی موقت که اجازه دستیابی تصادفی میدهد
secured
که در برابر نوشتن یا حذف تصادفی یا دستیابی بی اجازه ایمن است
dynamically
حافظه با دستیابی تصادفی که نیاز دارد و محتوای آن مرتب بهنگام شود
dynamic
حافظه با دستیابی تصادفی که نیاز دارد و محتوای آن مرتب بهنگام شود
VRAM
حافظه سریع با دستیابی تصادفی برای ذخیره تصاویر تولید شده در کامپیوتر یا دیجیتالی
conventional RAM
در سیستم سازگار -IBM PC ناحیه حافظه با دستیابی تصادفی نصب شده روی PC با گنجایش چند کیلو بایت
conventional memory
در سیستم سازگار -IBM PC ناحیه حافظه با دستیابی تصادفی نصب شده روی PC با گنجایش چند کیلو بایت
head switching
فعال کردن نوک خواندن ونوشتن به هنگام خوانده ونوشته شدن اطلاعات توسط دستگاه ذخیره با دستیابی تصادفی
overlap
نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlaps
نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlapped
نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
random process
جریان تصادفی فرایند تصادفی
interlap
چگونگی چند چیز که نیمه نیمه روی هم قرار میگیرند
seahorse
رجوع شود بهwalrus جانور نیمه اسب و نیمه ماهی
seahorses
رجوع شود بهwalrus جانور نیمه اسب و نیمه ماهی
pmos
ترانزیستور نیمه هادی اکسید آهن که از طریق ناحیه کوچکی از نیمه هادی P هدایت میشود
cmos
روشی برای ساخت تراشههای نیمه هادی نیمه هادی اکسید فلزی تکمیلی osentary
splicing
نیمه نیمه رویهم گذاشتن
splices
نیمه نیمه رویهم گذاشتن
imbricate
نیمه نیمه روی هم گذاشتن
semipublic
نیمه عمومی نیمه دولتی
semilustrous
نیمه درخشان نیمه مجلل
spliced
نیمه نیمه رویهم گذاشتن
splice
نیمه نیمه رویهم گذاشتن
rams
حافظهای که امکان دستیابی به هر محلی به به هر ترتیبی را میدهد بدون نیاز به دستیابی به باقی مانده در اول مقایسه شود با sequatial accen memory
ram
حافظهای که امکان دستیابی به هر محلی به به هر ترتیبی را میدهد بدون نیاز به دستیابی به باقی مانده در اول مقایسه شود با sequatial accen memory
rammed
حافظهای که امکان دستیابی به هر محلی به به هر ترتیبی را میدهد بدون نیاز به دستیابی به باقی مانده در اول مقایسه شود با sequatial accen memory
random parallel tests
ازمونهای موازی تصادفی ازمونهای همتای تصادفی
thins
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thinnest
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thinners
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thinned
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thin
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
semi naufragium
نیمه غرق شده گی کشتی نیمه کشتی شکستگی
half life
نیمه عمر تشعشعی موادرادیواکتیو نیمه عمر
isam
Access IndexedSequential روش دستیابی ترتیبی شاخص دار روش دستیابی ترتیبی فهرست دارethod
cache memory
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
cache
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
caches
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
beneficial occupancy
اشغال ساختمان نیمه تمام استفاده از ساختمان نیمه تمام
from mid may to mid june
از نیمه ماه تا نیمه ماه جون
accidently
<adv.>
تصادفی
accidentally
<adv.>
تصادفی
accidental attack
تک تصادفی
by a coincidence
<adv.>
تصادفی
as it happens
<adv.>
تصادفی
incidentally
<adv.>
تصادفی
coincidental
<adj.>
تصادفی
incidental
<adj.>
تصادفی
chancy
تصادفی
chanciest
تصادفی
accidental
<adj.>
تصادفی
by the way
تصادفی
stochastical
<adj.>
تصادفی
adventitious
<adj.>
تصادفی
casual
[not planned]
<adj.>
تصادفی
contingent
[accidental]
<adj.>
تصادفی
fortuitous
<adj.>
تصادفی
chanceful
تصادفی
haphazard
<adj.>
تصادفی
at random
<adv.>
تصادفی
chances
تصادفی
stochastic
<adj.>
تصادفی
by accident
<adv.>
تصادفی
by chance
<adv.>
تصادفی
by happenstance
<adv.>
تصادفی
chancing
تصادفی
chanced
تصادفی
chance
تصادفی
hazardous
تصادفی
by hazard
<adv.>
تصادفی
coincidentally
<adv.>
تصادفی
fortuitously
<adv.>
تصادفی
random
<adj.>
تصادفی
randomly
تصادفی
chancier
تصادفی
circumstantial
تصادفی
semifinal
مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
random assignment
گمارش تصادفی
indeterminate error
خطای تصادفی
accident
تصادفی ضمنی
probabilistic model
الگوی تصادفی
quasi random
شبه تصادفی
accidental error
خطای تصادفی
random error
خطای تصادفی
random distribution
توزیع تصادفی
random activity
فعالیت تصادفی
accidents
تصادفی ضمنی
by blow
ضربت تصادفی
chance level
سطح تصادفی
chance variations
تغییرات تصادفی
contingent
تصادفی مشروط
conjuncture
ملاقات تصادفی
chromatic
تصادفی اتفاقی
drop in
درج تصادفی
drop out
حذف تصادفی
chance error
خطای تصادفی
contingents
تصادفی مشروط
extraneous
تصادفی فرعی
randomized blocks
بلوکهای تصادفی
random selection
گزینش تصادفی
random process
پویش تصادفی
random probing
پردازش تصادفی
random
بی هدف تصادفی
extrinsic
تصادفی عارضی
unplanned
تصادفی - بدونبرنامهریزیقبلی
random numbers
اعداد تصادفی
random number seed
کاوش تصادفی
random processing
پردازش تصادفی
random sample
نمونه تصادفی
randomize
تصادفی کردن
randomization
تصادفی کردن
randomization
ارایش تصادفی
random variable
متغیر تصادفی
randomizing
تصادفی کردن
randomly
بی هدف تصادفی
stochastic model
الگوی تصادفی
stochastic variable
متغیر تصادفی
temerarious
تند تصادفی
random number
عدد تصادفی
stochastic term
متغیر تصادفی
random model
الگوی تصادفی
stochastic term
جمله تصادفی
random model
مدل تصادفی
random file
پرونده تصادفی
meet up with
<idiom>
تصادفی ملاقاتکردن
stochastic regression
رگرسیون تصادفی
random file
فایل تصادفی
randomly
فکر تصادفی غیرعمدی
random logic design
طرح منطقی تصادفی
random sample
نمونه گیری تصادفی
random sampling
نمونه گیری تصادفی
supervene
تصادفی روی دادن
random processing
با دست یابی تصادفی
stranding
به گل نشستن تصادفی کشتی
nonrandom variable
متغیر غیر تصادفی
obiter dictum
بیان ضمنی و تصادفی
earth fault
اتصال به زمین تصادفی
random
فکر تصادفی غیرعمدی
random number generator
مولد اعداد تصادفی
random number generator
مولد عدد تصادفی
pseudo random number
عدد شبه تصادفی
nonrandom sample
نمونه غیر تصادفی
pseudorandom number
عدد شبه تصادفی
stratified random sampling
نمونه گیری لایهای تصادفی
simple randon sampling
نمونه گیری تصادفی ساده
systematic random sampling
نمونه گیری تصادفی منظم
random scan graphics
نگاره سازی با پوشش تصادفی
RAM
[random access memory]
حافظه تصادفی
[علوم کامپیوتر]
addressable storage
حافظه تصادفی
[علوم کامپیوتر]
addressed memory
حافظه تصادفی
[علوم کامپیوتر]
Random-access memory
حافظه تصادفی
[علوم کامپیوتر]
randomize
بصورت اتفاقی یا تصادفی در اوردن
pickup
هرچیز انتخاب شده اشنایی تصادفی
randomize
بصورت امار تصادفی نشان دادن
It was a mere accident that we met.
ملاقات ما کاملا تصادفی ( اتفاقی ) بود
random number
برنامهای که اعداد تصادفی را تولید میکند.
accidental
آنچه تصادفی اتفاق افتاده است
softest
خطای تصادفی نرم افزار یا دادههای خطا
native
رویداد طبیعی یا آنچه تصادفی رخ نداده است
softer
خطای تصادفی نرم افزار یا دادههای خطا
soft
خطای تصادفی نرم افزار یا دادههای خطا
seeds
مقدار شروع برای تولید اعداد تصادفی
natives
رویداد طبیعی یا آنچه تصادفی رخ نداده است
seed
مقدار شروع برای تولید اعداد تصادفی
glitch
خرابی تصادفی یا موقتی در سخت افزار گیر در برنامه
glitches
خرابی تصادفی یا موقتی در سخت افزار گیر در برنامه
I accidentally locked myself out of the house.
من به طور تصادفی خانه ام را روی خودم قفل کردم.
stochastic model
نمایش ریاضی سیستم که حاوی اثرات اعمال تصادفی است
pseudo random
رشته تولید شده تصادفی که در مدت طولانی تکرار بشود
The damage can't have been caused accidentally.
آسیب نمی تواند به طور تصادفی پیش آمده باشد.
part way
نیمه
in noon of night
در نیمه شب
midnight
نیمه شب
division line
خط نیمه
moiety
نیمه
half deck
نیمه پل
mid
نیمه
stiffish
نیمه شق
semi
نیمه
semis
نیمه
mid-
نیمه
ball back
ضربه تصادفی با پا به توپ که از مرز بیرون برود ومنتج به تجمع شود
leap frog test
بررسی فضای حافظه که برنامه از یک محل به دیگری به صورت تصادفی می رود
semipublic
نیمه همگانی
half loaded
سلاح نیمه پر
half-timbered
نیمه چوبی
semicinductor
نیمه رسانا
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com