Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 80 (7 milliseconds)
English
Persian
I sent him packing.
دست به سرش کردم.
[اصطلاح]
Search result with all words
eureka
>من کشف کردم <
i a the beauties of nature
من از زیبائیهای طبیعت حظ کردم
i am & out
پنج لیره اشتباه حساب کردم
i am through with my work
ازکارفراغت پیدا کردم
I areraged six hours a day.
روی هم رفته روزی شش ساعت کار کردم.
i asked him a question
پرسشی از او کردم
i attmpted to sing
کوشش کردم که بخوانم خواستم بخوانم
i did all in my power
انچه در توانم بود کردم
i did it for show
برای نمایش یا فاهر ان کاررا کردم
i did it only for your sake
تنها به خاطرشما این کار را کردم
i did my best
منتهای کوشش خود را کردم
i did that of my own free will
این کار را کردم
i forgot all about it
به کلی فراموش کردم
i gave up the idea
ازان خیال صرف نظر کردم
i had a quiet read
فرصت پیدا کردم
i hid my self
را پنهان کردم
i knocked at the door
دق الباب کردم
i lost my a
دار و ندار خود را گم کردم همه چیز از دستم رفت
i made him go
او را وادار کردم برود
i made him go
او راوادار به رفتن کردم
i made him my proxy
او رااز جانب خود وکیل کردم
i managed to do it
ان کار را درست کردم
i owe for all my books
پول همه کتابهای خود راقرض کردم
i profited by his advice
از نظر او استفاده کردم
i provided for his safety
وسائل سلامت او را فراهم کردم
i repaid his kindress in kind
مهربانی او را عینا` تلافی کردم
i saw him off the premises
کردم تا ازعمارت بیرون رفت
i stated the facts
چگونگی را بدانسان که بودبیان کردم
i thanked him for his trouble
برای زحمتی که کشیده بود ازاو سپاس گزاری کردم
i thought of you
جای شما را خالی کردم همواره فکر شما را میکردم
i was too indulgent to him
زیاد به او گذشت کردم
i waved him nearer
با دست اشاره کردم که نزدیکتر بیا
iwas late
دیر کردم
the trusty is that i forgot it
حقیقا امراینست که فراموش کردم
the trusty is that i forgot it
فراموش کردم
the two books are a like
با هردو یک جور معامله کردم
Since I left school.
ازوقتیکه مدرسه را ترک کردم
I made a mistake . I was wrong.
من اشتباه کردم
I had a hell of a time to fix the engine.
پدرم درآمد موتور رادرست کردم
I stayed in concealment until the danger passed.
خودم را پنهان کردم با خطر گذشت
The news shocked me.
این خبر مرا تکان داد (هول کردم )
I was a thoussand tomans out of pocket in that transaction.
د رآن معامله هزارتومان هم از جیب دادم ( ضرر کردم )
I reckoned him as my friend.
اورا دوست خود حساب می کردم
I was keeping my fingers crossed .
خدا خدا می کردم ( دعامی کردم )
I have settled all my accounts.
همه حساب هایم را صاف کردم
I had a long talk with him.
با ایشان مفصلا" صحبت کردم
I expended all my capital on equipment.
تمام سرمایه ام راصرف خرید لوازم کردم
I incurred a heavy loss.
ضرر زیادی کردم
Whichever way I did it ,It came out(turned out)wrong.
هر طور کردم غلط درآمد
Much as I tried , I couldnt do it . I simply couldnt do it .
هر چه سعی کردم نشد
I weighed myself today .
امروز خودم را کشیدم ( وزن کردم )
I played every trick in the book .
هر کلکی را که فکر کنی سوار کردم ( زدم )
I stamped on the spider .
عنکبوت رابا پایم کوبیدم ( وله کردم )
I have entangled myself with the banks .
خودم را گرفتار بانک ها کردم
Upon reflection , I realized that …
دوباره که فکر کردم متوجه شدم که ...
I shared out the money among four persons.
پول را بین چهار نفر قسمت کردم
I was a fool ( naïve enough) to believe her .
من را بگه که حرفهایش را باور کردم
I have been deceived in you .
درمورد تو گول خورده بودم ( آن نبودی که فکر می کردم )
If I find the time .
اگر وقت کنم ( کردم )
I am freezing ( to death) .
از سرمایخ کردم
I stayed up reading until midnight.
تا نصف شب بیدارماندم ومطالعه کردم
I ran away lest I should be seen .
فرار کردم رفتم که مبادا دیده بشوم
I found a hair in the soup .
توی سوپ یک موبود (پیدا کردم )
I invited her to lunch . I stood her a lunch .
ناهار مهمانش کردم
I have a reservation.
من قبلا رزرو کردم.
I've run out of petrol.
بنزین تمام کردم.
I've shoveled snow all the morning.
من تمام صبح برف پارو کردم.
I thought so.
منم همینطور فکر کردم.
I accidentally locked myself out of the house.
من به طور تصادفی خانه ام را روی خودم قفل کردم.
I have thought long and hard about it.
خیلی عمیق و دراز مدت درباره اش فکر کردم.
I am late.
من دیر کردم.
I worked ten hours a day this week and my boss bit my head off for not doing my share of the work!
من این هفته روزی ده ساعت کار کردم، اما رئیسم بخاطر کم کاری توبیخم کرد!
I stand corrected.
من اشتباه کردم.
[همه چیز را که گفتم پس می گیرم.]
What should I do when I get the following message: The connection to the server has failed
چکاری لازم هست انجام بدهم وقتی که پیغام زیر را دریافت کردم: ارتباط با سرور میسر نمیباشد؟
Short of replacing the engine, I have tried everything to fix the car.
به غیر از تعویض موتور برای تعمیر ماشین من همه کاری را تلاش کردم .
Did I say anything different?
مگر من چیز دیگری گفتم
[ادعا کردم]
؟
What have I done to offend you?
من چطور تو را ناراحت کردم؟
What have I done to offend you?
من چه کارت کردم؟
[من چطور تو را دلخور کردم؟]
It slipped my mind.
آن را فراموش کردم.
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com