English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
pud دست در زبان کودکان
puds دست در زبان کودکان
Other Matches
disassembler برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
translators برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
translator برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
language استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
assembly زبان برنامه سازی ای که اطلاعاتی که به زبان ماشین تبدیل می کنند
language برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
languages برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
languages استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
host language زبان برنامه نویسی که در ان زبان دیگری شامل شده و یاجاسازی گردیده است
compiler که یک برنامه اصلی را که طبق اصول زبان است به زبان ماشین تبدیل و اجرا میکند
exceptional children کودکان استثنایی
infantile paralysis فلج کودکان
institutionalized children کودکان پناهگاهی
play fellow همبازی کودکان
matron سرپرست کودکان
pedobaptism تعمید کودکان
pediatrics پزشکی کودکان
biddy basketball بسکتبال کودکان
child's play بازی کودکان
pediatrics امراض کودکان
touch wood یکجوربازی کودکان
wading pool استخر کودکان
disadvantaged children کودکان محروم
disturbed children کودکان پریشان
snobol Language OrientedSymbolic String اسنوبال زبان سمبولیک رشته گرا زبان نمادی با گرایش رشتهای
linguo dental زبان و دندانی با زبان و دندان درست شده
targetted زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targetting زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targeting زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targeted زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targets زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
target زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
pediatrician ویژه گر بیماریهای کودکان
doggie سگ بزبان کودکان سگ کوچک
child labor laws قوانین کار کودکان
children's apperception test ازمون اندریافت کودکان
pediatric مربوط به امراض کودکان
playroom اتاق بازی کودکان
nursery rhymes اشعار مخصوص کودکان
paedophilia میل جنسی به کودکان
playground ball توپ پلاستیکی کودکان
nursery rhyme اشعار مخصوص کودکان
piadology شناسایی حالات کودکان
infant mortality مرگ و میر کودکان
baby farm محل نگهداری کودکان
school age children کودکان واجب التعلیم
puerile breathing تنفس خرخری کودکان
pemphigus تاول کوفتی کودکان
pedology مبحث بهداشت کودکان
playrooms اتاق بازی کودکان
undies زیر پوش کودکان
poliomyelitic وابسته به بیماری فلج کودکان
child death rate نرخ مرگ و میر کودکان
poliomyelitic مبتلا به بیماری فلج کودکان
PO پبشاب دان بزبان کودکان
little pitchers have long ears کودکان غالبا گوششان تیزاست
author language زبان برنامه نویسی که به منظور طراحی برنامههای اموزشی برای سیستم CAI یافرمان توسط کامپیوتراستفاده میشود زبان تالیف
modula یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که توسط Wirth Niklasبه عنوان جانشین زبان پاسکال ساخته شده است مدولا- 2
He is speechless (inarticulate). سرو زبان ندارد ( بی زبان است)
bal زبان ساده شده زبان اسمبلی
professional slang زبان پیشهای یا حرفهای زبان زرگری
mealymouthed ادم چرب زبان شیرین زبان
unicef (= united nations international یع کودکان کشورهای توسعه نیافته است
floor hockey هاکی روی یخ کودکان بدون اسکیت
nursery governess بانویی که کودکان را هم پرستاروهم اموزگاراست پرستار اموزگار
hornbook کاغذی که در ان الفباء برای کودکان دبستان می نوشتند
Mentally retarded children. کودکان عقب افتاده ( از لحاظ رشد فکری )
scaramouch دلقک بزدل وکتک خور منایش کودکان ایتالیا
pediatrics or pae شاخهای از علم طب که ازبهداشت و ناخوشیهای کودکان گفتگو میکند
leading string ریسمانی که پیشتر کودکان رابوسیله ان راه رفتن می اموختند
Guilt for poorly behaved children usually lies with the parents. بد رفتاری کودکان معمولا اشتباه از پدر و مادر است.
stockinette پارچه کشباف مخصوص لباس کودکان وزخم بندی
scaramouche دلقک بزدل وکتک خور منایش کودکان ایتالیا
stockinet پارچه کشباف مخصوص لباس کودکان وزخم بندی
glib چرب زبان زبان دار
language مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
interpreted ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
Arabic زبان تازی زبان عربی
interprets ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interpreting ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
languages مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
interpret ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
roller-coaster راه اهن مرتفع و پیچ و خم دار تفریحگاههای کودکان وغیره
minor league دسته یا گروه فرعی ورزشی تیمهای کودکان یا تازه کارها
roller coaster راه اهن مرتفع و پیچ و خم دار تفریحگاههای کودکان وغیره
Santa Claus شخص موهومی که کودکان گمان میبرند درشب عیدمیلادمسیح میاید
roller-coasters راه اهن مرتفع و پیچ و خم دار تفریحگاههای کودکان وغیره
wppsi مقیاس هوشی وکسلر برای کودکان پیش اموزشگاهی ودبستانی
sand man لولویی که خاک درچشم کودکان پاشیده انهارا خواب الود میکند
oedipal وابسته به احساسات و علائق کودکان 3 تا 6 ساله نسبت بوالدین جنس مخالف خود
go cart چارچوب غلتک داری که کودکان دست بدان گرفته راه رفتن میاموزند
walking chair چارچوب غلتک دار که کودکان دست خود را بدان گرفته راه رفتن می اموزند
scottish gaelic زبان محلی مردم اسکاتلند وابسته به زبان گالیک اسکاتلند
assembler یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
night gown جامه خواب زنان و کودکان پیراهن خواب
apl یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
oxtongue گل گاو زبان خانواده گل گاو زبان
report progarm generator زبان ار- پی- جی
glossa زبان
tongueless بی زبان
tongues زبان
abusers بد زبان
abuser بد زبان
as one man با یک زبان
language lab زبان
rpg language زبان ار پی جی
tongue زبان
language زبان
tongue [language] زبان
language زبان
two tongued زبان
c++ زبان ++C
hound's tongue سگ زبان
languages زبان ها
grss language زبان جی پی اس اس
apt language زبان ای پی تی
languages زبان
apl language زبان ای پی ال
tamil زبان تمیل
tartar زبان تاتاری
philology زبان شناسی
technical language زبان فنی
target language زبان مقصود
cobol زبان کوبول
symbolic language زبان نمادی
target language زبان هدف
tartars زبان تاتاری
charlatanry زبان بازی
the persian language زبان فارسی
brickbat زخم زبان
British زبان انگلیسی
technical language زبان تخصصی
Dutch زبان هلندی
the turkish language زبان ترکی
bengali زبان بنگاله
roumanian زبان رومانی
algebraic language زبان جبری
romanic زبان رومی
romanian زبان رومانی
Celtic زبان سلتی
charlatanism زبان بازی
sankskirt زبان سانسکریت
accadian زبان اکد
ambiguous language زبان مبهم
snobol language زبان اسنوبول
an abusive bellow شخص بد زبان
an busive bellow شخص بد زبان
sign language زبان علامات
smooth tongued چرب زبان
aphasia زبان پریشی
slip of the tongue لغزش زبان
idioms زبان ویژه
slavic زبان اسلاوی
sophist زبان باز
algorithmic language زبان الگوریتمی
sign language زبان اشاره
acrimoniousness زخم زبان
standard language زبان متعارف
sign languages زبان اشاره
Afghan زبان افغانی
algol زبان الگول
source language زبان اصلی
algol 0 زبان الگول 06
source language زبان منبع
sign languages زبان علامات
application oriented language زبان کاربردی
aramaic زبان ارامی
armenian زبان ارمنی
silver tongued چرب زبان
assyrian زبان اشوری
servian زبان صربی
serbian زبان صربستانی
semitic language زبان سامی
avestan زبان اوستایی
jargon زبان حرفهای
baluchi زبان بلوچی
basic language زبان بیسیک
sweet spoken شیرین زبان
jargon زبان فنی
assembly language زبان اسمبلی
artificial language زبان مصنوعی
simula language زبان سیمیولا
aryan زبان اریایی
glossology زبان شناسی
simscript language زبان سیمسکریپت
assembly language زبان همگذاری
idiom زبان ویژه
aramaean زبان باستانی
Chinese زبان چینی
scythian زبان سکایی
portuguese زبان پرتقالی
language master زبان اموز
language processor زبان پرداز
language processor پردازشگر زبان
language translator مترجم زبان
lao زبان تایی
lapponian زبان لایلاندی
lapsus linguac لغزش زبان
lark heel زبان در قفا
pascal language زبان پاسکال
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com