Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
flustration
دست پاچه سازی
Other Matches
rectification
یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
foot
پاچه
trotter
پاچه
trotters
پاچه
leg
پا پاچه
legs
پا پاچه
neat'sfoot
پاچه گاو
panic-stricken
دست پاچه
pettitoes
پاچه خوک
forelegs
پاچه جلو
foreleg
پاچه جلو
legs
پاچه شلوار
leg
پاچه شلوار
sheep's feet
پاچه گوسفند
gambe
پاچه جلو
gamb
پاچه جلو
tampering
غلطک پاچه بزی
to get excited
دست پاچه شدن
to lose one's nerves
دست پاچه شدن
baffler
دست پاچه کننده
to keep one's hair on
دست پاچه نشدن
to put out of countenance
دست پاچه کردن
to keep ones he
دست پاچه نشدن
to keep cold
دست پاچه نشدن
neat'sfoot oil
روغن پاچه گاو
double hammer-beam
تیر پاچه بند
hasty
دست پاچه تند
lose one's head
<idiom>
دست پاچه شدن
To lose onehead . To get into a panic.
دست پاچه شدن
confuse
دست پاچه کردن
stump
دست پاچه شدن
stumped
دست پاچه شدن
stumping
دست پاچه شدن
stumps
دست پاچه شدن
sheep foot roller
غلطک پاچه بزی
bash
دست پاچه نمودن
bashed
دست پاچه نمودن
bashes
دست پاچه نمودن
bashing
دست پاچه نمودن
to keep ones hair on
دست پاچه نشدن
incommode
دست پاچه کردن
overwhelms
دست پاچه کردن
disconcert
دست پاچه کردن
disconcerted
دست پاچه کردن
keep one's head
دست پاچه نشدن
keep one's hair on
دست پاچه نشدن
embarrass
دست پاچه کردن
keep cold
دست پاچه نشدن
embarrasses
دست پاچه کردن
confuses
دست پاچه کردن
double hammer-beam
دستک پاچه بند
disconcerts
دست پاچه کردن
overwhelm
دست پاچه کردن
overwhelmed
دست پاچه کردن
hammer beam
تیر یا دستک پاچه بند
panic struck
دست پاچه بی جهت سراسیمه
confused
سر در گم دست پاچه مات و مبهوت
haste makes waste
ادم دست پاچه که کارادوبارمیکند
panic stricken
دست پاچه بی جهت سراسیمه
have egg on one's face
<idiom>
خجالت ودست پاچه شدن
abash
خجالت دادن دست پاچه نمودن
cow heel
پاچه گاو پخته و دلمه شده
blunders
دست پاچه شدن وبهم مخلوط کردن
blunder
دست پاچه شدن وبهم مخلوط کردن
blundering
دست پاچه شدن وبهم مخلوط کردن
blundered
دست پاچه شدن وبهم مخلوط کردن
to overload someone
[with something]
کسی را
[با چیزی بیش از ظرفیت آن شخص]
دست پاچه کردن
calculating
دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials
وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
jagger
الت کنگره سازی یادندانه سازی
ordnance plant
کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
pre-treatment
عملیات مقدماتی و آماده سازی
[مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address
سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
subjugation
مقهور سازی مطیع سازی
imagery
مجسمه سازی شبیه سازی
irritancy
پوچ سازی باطل سازی
ouster
بی بهره سازی محروم سازی
frustration
خنثی سازی محروم سازی
formularization
کوتاه سازی ضابطه سازی
frustrations
خنثی سازی محروم سازی
erasable
1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
saved
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression
سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
flustered
دست پاچه کردن عصبانی کردن
flustering
دست پاچه کردن عصبانی کردن
flusters
دست پاچه کردن عصبانی کردن
fluster
دست پاچه کردن عصبانی کردن
sorts
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hitting
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hit
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
electronic
کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
dump
1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
Indeo
فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
externals
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
external
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
padding
له سازی
flooring
کف سازی
idolization
بت سازی
flection
خم سازی
bridgework
پل سازی
deflexion
خم سازی
compaction
تو پر سازی
individualization
تک سازی
retortion
کج سازی
individuation
تک سازی
local anasthesia
سر سازی
repk lection
پر سازی
stylization
مد سازی
retortion
خم سازی
bridge building
پل سازی
individualize
تک سازی
individualizes
تک سازی
individualising
تک سازی
pavement
کف سازی
truncation
بی سر سازی
individualizing
تک سازی
individualises
تک سازی
individualized
تک سازی
pavements
کف سازی
individualised
تک سازی
carbonize
کربن سازی
capitalization
سرمایه سازی
capital building
سرمایه سازی
canalization
کانال سازی
canalization
ابراه سازی
canalization
مجرا سازی
calico printing
چیت سازی
carcassing
اسکلت سازی
coking chamber
اطاقک کک سازی
christianization
عیسوی سازی
channelization
تنگه سازی
channelization
مجرا سازی
channelization
ترعه سازی
ceiling construction
سقف سازی
cavitation
حفره سازی
cartwright's shop
دوچرخه سازی
carnification
گوشت سازی
neutralization
خنثی سازی
neutralization
بی اثر سازی
calcination
اهک سازی
cabinetwork
مبل سازی
road building
جاده سازی
beautification
زیبا سازی
asphalt paving
جاده سازی
arrefication
لطیف سازی
arrefication
رقیق سازی
aromatization
عطر سازی
aromatization
معطر سازی
anonymization
گمنام سازی
anabiosis
زنده سازی
afforestment
جنگل سازی
bedding
کف سازی بسترسازی
bedding
محکم سازی
bedding
ثابت سازی
road construction
جاده سازی
atomization
ریز سازی
bookbinding
کتاب سازی
cabinetwork
قفسه سازی
seduction
گمراه سازی
strangling
خفه سازی
brick works
اجر سازی
bonification
به سازی محیط
bellfounding
زنگ سازی
refreshments
تازه سازی
formulation
قاعده سازی
belittlement
کم ارزش سازی
bedevilment
شیطان سازی
beadwork
تسبیح سازی
balladry
تصنیف سازی
fitting
جفت سازی
activation barrier
سد فعال سازی
emulation
نمونه سازی
dilution
رقیق سازی
enrichment
غنی سازی
fading
محو سازی
die shop
حدیده سازی
die making
حدیده سازی
detersion
پاک سازی
derichment
رقیق سازی
deprival
بی بهره سازی
denudation
برهنه سازی
denaturation
مصنوعی سازی
exclusion
محروم سازی
discolourment
بدرنگ سازی
humanization
مردمی سازی
inversions
وارون سازی
elution
پاکیزه سازی
dwelling construction
اپارتمان سازی
dwelling construction
خانه سازی
duplexing
مضاعف سازی
industrialization
صنعتی سازی
nationalization
ملی سازی
domestication
اهلی سازی
divestment
بی بهره سازی
divestiture
برهنه سازی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com