English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
glace دسر سردو یخ بسته شربت سرد
Other Matches
packet بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
packets بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
packaging ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
nectar شربت
syrups شربت
sirup شربت
syrup شربت
soft drinks شربت
sorbets شربت
sorbet شربت
soft drink شربت
lemonade شربت ابلیمو
beverages نوشابه شربت
diacodion شربت خشخاش
beverage نوشابه شربت
mint juleps شربت جلاب
juice عصاره شربت
mint julep شربت جلاب
limeade شربت ابلیمو
cider شربت سیب
ipecacuanha wine شربت اپیکا
wine of ipecac شربت اپیکا
sculleries شربت خان ه
orangeade شربت نارنج
linctus شربت طبی
black liqour شربت سیاه
linctuses شربت طبی
scullery شربت خان ه
julep شربت طبی
grenadine شربت انار
juices عصاره شربت
potions شربت عشق دادن به
love potions شربت سحر امیز
mint juleps شربت محرک یامقوی
mint julep شربت محرک یامقوی
doses خوراک دوا یا شربت
dosed خوراک دوا یا شربت
dosing خوراک دوا یا شربت
love philtre شربت عشق انگیز
dose خوراک دوا یا شربت
frutex شراب شربت الکلی
potion شربت عشق دادن به
philtre or ter شربت عشق انگیز
philtre or ter مهردارو شربت سحرامیز
love potion شربت سحر امیز
lemon squash شربت امیخته ازابلیمووسوداواتر
child window پنجره کوچکتر نمیتواند از مرز پنجره بزرگتر خارج شود و وقتی پنجره اصلی بسته است آن هم بسته میشود
gift wrap بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
stomachic اشتها اور شربت اشتهااور
float بستنی مخلوط با شربت وغیره
floated بستنی مخلوط با شربت وغیره
floats بستنی مخلوط با شربت وغیره
love philtre مهر دارو شربت سحر امیز
love potion مهر دارو شربت عشق امیز
love potions مهر دارو شربت عشق امیز
pantry شربت خانه مخصوص لوازم سفره
potion دارو یا زهر ابکی شربت عشق
potions دارو یا زهر ابکی شربت عشق
orgeat شربت بهار نارنج با شیره بادام
pantries شربت خانه مخصوص لوازم سفره
multicast packet بسته داده که به آدرسهای شبکه انتخاب شده ارسال میشود. یک بسته راه دور به تمام ایستگاههای شبکه فرستاده میشود
rosolio یکجور شربت الکلی یانوشابه نیرو بخش
slated items مواد سوختی قوال و بسته بندی شده مواد سوختی یک جاو در بسته
squashed شربت نارنج افشره نارنج
squashes شربت نارنج افشره نارنج
squashing شربت نارنج افشره نارنج
perry درخت گلابی شربت گلابی
squash شربت نارنج افشره نارنج
packages بسته
parcel بسته
ice bound یخ بسته
fardel بسته
imperforate بسته
package بسته
packed بسته ای
packaged بسته
grumous بسته
parcels بسته
kit بسته
solids بسته
interdependent به هم بسته
clotty بسته
jellied بسته
fronted صف بسته
bunged up بسته
barred بسته
pinioned کت بسته
connected بسته
packets بسته
clotted بسته
shook بسته
kits بسته
datagram یچ بسته
curdy بسته
crossed cheque چک بسته
crossed chaque چک بسته
packet بسته
corked بسته
bagful یک بسته
closed بسته
shutting بسته
shut بسته
pack box بسته
pent بسته
shuts بسته
bundle بسته
bundles بسته
bundling بسته
strikebound بسته
stack بسته
packs بسته
uncrossed بسته
logical یچ بسته
trusser بسته
pack بسته
stacks بسته
stacked بسته
solid بسته
blindfolding چشم بسته
blindfolded چشم بسته
blindfolds چشم بسته
manacled <adj.> دست بسته
tied up <adj.> دست بسته
tongue-tied زبان بسته
all-expense tour گشت بسته ای
van کامیون سر بسته
young ice یخ تازه بسته
assumed بخود بسته
unopened بسته - بازنشده
package tour گشت بسته ای
package holiday گشت بسته ای
vans کامیون سر بسته
blindfold چشم بسته
closed <adj.> <past-p.> بسته شده
barred <adj.> <past-p.> بسته شده
barricaded <adj.> <past-p.> بسته شده
blocked <adj.> <past-p.> بسته شده
disabled <adj.> <past-p.> بسته شده
locked <adj.> <past-p.> بسته شده
right parenthesis ) پرانتز بسته
right round bracket پرانتز بسته
kit بسته لوازم
kits بسته لوازم
closed shops سیستم بسته
closed shop سیستم بسته
closed circuits مدار بسته
closed circuit مدار بسته
close-fisted <adj.> دست بسته
large n سر بسته همینطوری
dogs دفاع بسته
dogging دفاع بسته
dog دفاع بسته
aleatory بسته به بخت
investment castings ریخته گی بسته
mare clausum دریای بسته
occlusion بسته شدگی
on the rope بهم بسته
parcel post بسته پستی
cruor خون بسته
congealable بسته شدنی
pre assembled پیش بسته
coil of rope بسته طناب
coagulum خون بسته
program package بسته برنامه
set in بسته شدن
closed variation واریاسیون بسته
finite universe جهان بسته
shut down بسته شدن
closed universe جهان بسته
disk pack گرده بسته
disk pack بسته دیسک
internal drainage ابریز بسته
icebound یخ بند یخ بسته
investment foundry ریخته گی بسته
homogamy زناشویی بسته
iron bound با اهن بسته
grume خون بسته
ironbound با اهن بسته
it is a question of money موضوع بسته به
lamblkin زبان بسته
lappermilk شیر بسته
gelidity بسته شدگی
food packet بسته غذایی
flat pack بسته مسطح
lockfast محکم بسته
dunnage بسته بندی
disk pack گروه بسته
closed traverse پیمایش بسته
closed system سازگان بسته
closed file ستون بسته
survival pack بسته نجات
closed economy اقتصاد بسته
closed area منطقه بسته
close column ستون بسته
to shut down بسته شدن
case numbers شماره بسته ها
box trail سهم بسته
bound electron الکترون بسته
bound charge بار بسته
blocked opening درگاه بسته
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com