Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English
Persian
node
دشواری برامدگی
nodes
دشواری برامدگی
Other Matches
papillary
مانند برامدگی دارای برامدگی
spinosity
دشواری
laboriousness
دشواری
inexplicability
دشواری
arduousness
دشواری
hardness
دشواری
difficulties
دشواری
difficulty
دشواری
gravity
دشواری وضع
thick and thin
در دشواری وسهولت
difficulty index
شاخص دشواری
item difficulty
دشواری پرسش
dysphasia
دشواری در سخن
smooth
<adj.>
بدون دشواری
it is particularly difficult
یک دشواری ویژه دارد
oppressiveness
جفا کاری دشواری
unreturnable
دشواری در بازگردانی توپ
to fall on one's legs
از دشواری رها شدن
to pull off
باوجود دشواری انجام دادن
to be in a nice
[pretty]
pickle
<idiom>
بدجور در وضعیت دشواری بودن
[اصطلاح روزمره]
to turn the corner
<idiom>
بهبود یافتن پس از گذشت مرحله دشواری یا بحرانی
[اصطلاح روزمره]
nibs
برامدگی
dome
برامدگی
burrs
برامدگی
burring
برامدگی
nib
برامدگی
burred
برامدگی
burr
برامدگی
heaved
برامدگی
domes
برامدگی
antinode
برامدگی
heave
برامدگی
whaleback
برامدگی
knurr
برامدگی
knop
برامدگی
knosp
برامدگی
knur
برامدگی
knurl
برامدگی
turgescence
برامدگی
nub or nubble
برامدگی
granulation
برامدگی
gibbous
برامدگی
bluging
برامدگی
convexity
برامدگی
cusp
برامدگی
neuroma
برامدگی پی
entasis
برامدگی
extuberance
برامدگی
ganglion
برامدگی
nurl
برامدگی
nub
برامدگی
overhang
برامدگی
bumpiest
پر از برامدگی
knob
برامدگی
bumpy
پر از برامدگی
ridges
برامدگی
ridge
برامدگی
bump
برامدگی
knobs
برامدگی
bumpier
پر از برامدگی
ledges
برامدگی
bulge
برامدگی
overhangs
برامدگی
mounds
برامدگی
mound
برامدگی
bulging
برامدگی
tuberosity
برامدگی
bulges
برامدگی
bulged
برامدگی
ledge
برامدگی
knuckle bone
برامدگی بندانگشت
knarred
دارای برامدگی
circular projection
برامدگی گرد
knar
برامدگی درچوب
jag
برامدگی تیز
tumour
تومور برامدگی
exostosis
برامدگی استخوان
eminency
برامدگی بزرگی
cuspidal
دارای برامدگی
hump
برامدگی گرد
hyperostosis
برامدگی استخوان
mezzo rillievo
نیم برامدگی
midrib
خط یا برامدگی حد فاصل
bridges
برامدگی بینی
bridged
برامدگی بینی
bridge
برامدگی بینی
bulge
برامدگی
[تورم]
lump
برامدگی
[تورم]
protuberance
برامدگی
[تورم]
swelling
برامدگی
[تورم]
tumescence
برامدگی
[تورم]
turgor
برامدگی
[تورم]
villus
برامدگی مویی
papilla
برامدگی کوچک
thenar
برامدگی کف دست
papillose
دارای برامدگی
phantom tumour
برامدگی موقتی
phyma
برامدگی پوست
protuberancy
برامدگی قلنبگی
tubercle
برامدگی گرد
knobby
دارای برامدگی
tumor
تومور برامدگی
tumidity
برامدگی
[تورم]
lump
غلنبه برامدگی
bosses
برامدگی تزیینی
bossing
برامدگی تزیینی
sill
برامدگی دریایی
sills
برامدگی دریایی
tumors
تومور برامدگی
eminence
برامدگی بزرگی
tumours
تومور برامدگی
annular projection
برامدگی حلقوی
splint
برامدگی کوچک
promontories
پرتگاه برامدگی
bossed
برامدگی تزیینی
boss
برامدگی تزیینی
lumps
غلنبه برامدگی
verruca
گندمه برامدگی
verrucas
گندمه برامدگی
protuberances
برامدگی قلنبگی
protruding
برامدگی داشتن
lumped
غلنبه برامدگی
protrudes
برامدگی داشتن
protruded
برامدگی داشتن
protrude
برامدگی داشتن
protuberance
برامدگی قلنبگی
promontory
پرتگاه برامدگی
nodules
برامدگی کوچک
humping
برامدگی گرد
bumpiness
دارای برامدگی
nodule
برامدگی کوچک
bulging test
ازمایش برامدگی
bulginess
برامدگی شکم
caput
نوک برامدگی
bowing of bed
برامدگی کف نهر
nodules
برامدگی عقده
nodule
برامدگی عقده
bunchout
برامدگی یافتن
boll
برامدگی مانند
humps
برامدگی گرد
projections
پیش افکنی برامدگی
nubble
برامدگی یاگره کوچک
hillocks
برامدگی در سطح صاف
stigma
لکه ننگ برامدگی
stigmas
لکه ننگ برامدگی
cockle
گره و برامدگی پارچه
papilla
برامدگی نوک دار
knuckle
برامدگی یا گره گیاه
papula
برامدگی خارش دار
pigeon breast
برامدگی جناغ سینه
outgrwth
برامدگی گوشت زیادی
projection
پیش افکنی برامدگی
cockles
گره و برامدگی پارچه
hillock
برامدگی در سطح صاف
knag
گره چوب برامدگی
tubercular
برامدگی دار سلی
hummock
برامدگی زمین در مرداب
knuckles
برامدگی یا گره گیاه
tubercle
برامدگی دندان اسیاب
inion
برامدگی پشت کله
umbo
قبه سپر قوز برامدگی
mount
سوار شدن قله برامدگی
mounts
سوار شدن قله برامدگی
caulk
برامدگی زیر نعل اسب
tuberous
دارای برامدگی گره دار
tuberculous
دارای برامدگی یا دکمه مسلول
excrescency
اماس گیاهی یا حیوانی برامدگی
gyrus
برامدگی چین خورده مغز
fingers
باندازه یک انگشت میله برامدگی
finger
باندازه یک انگشت میله برامدگی
cams
برامدگی قطعه گوشه دار
glabella
برامدگی پیشانی میان دو ابرو
cam
برامدگی قطعه گوشه دار
chicken breast
برامدگی عظم قص یا استخوان سینه
bleb
برامدگی روی پوست انسان یاگیاه
antihelix
برامدگی قسمت غضروفی خارج گوش
fusee
امرود برامدگی ساق پای اسب
tubers
سیبک برامدگی زگیل مانند برجستگی
fourchette
برامدگی سه گوش درکف پای اسب
monticule
تپه کوچک اتش فشانی برامدگی
nook
قطعه زمین پیش امده برامدگی
bulb
هر نوع برامدگی یاتورم شبیه پیاز
tuber
سیبک برامدگی زگیل مانند برجستگی
bulbs
هر نوع برامدگی یاتورم شبیه پیاز
trochanter
برامدگی در بالای تنه استخوان ران
beard
هرگونه برامدگی تیزشبیه مو و سیخ در گیاه و حیوان
beards
هرگونه برامدگی تیزشبیه مو و سیخ در گیاه و حیوان
olivary body
بر امدگی جلو پیاز مخ برامدگی قدامی بصل النخاع
keloid
برامدگی ایکه درمحل التیام زخم پدید می اید
interspinalis
ماهیچه کوتاهی که برامدگی مهرههای پشت رابهم می پیوند د
cumulus mammatus
ابرهای متراکمی با برامدگی اونگ مانند در سطح زمین
burrs
برامدگی تیز یا زبر یک فلز براثر عملیات ماشین کاری
burring
برامدگی تیز یا زبر یک فلز براثر عملیات ماشین کاری
burred
برامدگی تیز یا زبر یک فلز براثر عملیات ماشین کاری
kissing button
برامدگی روی زه که درکشیدن کامل کمان با لب کمانگیر مماس میشود
rose gall
برامدگی در درخت نسترن که انرا حشره ویژهای فراهم می ورد
burr
برامدگی تیز یا زبر یک فلز براثر عملیات ماشین کاری
offsets
برامدگی یا فرورفتگی هائی که برای دربرگرفتن قسمتهای دیگر ساختمان پیش بینی میشود
frost heave
برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
rand
لبه برامدگی لبه طبقات سنگ نوار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com