Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 112 (7 milliseconds)
English
Persian
u. claims
دعاوی غیر مشروع یا ناحق
Other Matches
unreasonable
ناحق
iniquitous
ناحق
unjust
ناحق
undue
ناحق
wrong
ناحق
wrongs
ناحق
false
ناحق
unjustifiable
ناحق
misbegot
ناحق
wronging
ناحق
unjustified
ناحق
misbegotten
ناحق
blood guilt
خونریزی ناحق
bloodguilt
خونریزی ناحق
to impinge on justice
کار ناحق کردن
inquitous
غیر عادلانه ناحق
to commit murder
خون ناحق ریختن
bloodguiltiness
خون ریزی ناحق
unjusified
بیمورد ناحق ناروا بی جهت
legitimacy claims
دعاوی بر حق
counseled
وکیل دعاوی
rightful claims
دعاوی حقه
righful claims
دعاوی حقه
counselled
وکیل دعاوی
counselling
وکیل دعاوی
counsels
وکیل دعاوی
counsel
وکیل دعاوی
attorney
وکیل دعاوی
preferent claims
دعاوی مقدم
capital suits
دعاوی مهمه
attorney at low
وکیل دعاوی
attorney at law
وکیل دعاوی
legitimate claims
دعاوی حقه
attorneyship
وکالت دعاوی
attorneys
وکیل دعاوی
f.claims
دعاوی خیالی
barrister
وکیل دعاوی
trade disputes
دعاوی تجارتی
barristers
وکیل دعاوی
QC
مخفف وکیل دعاوی
QCs
مخفف وکیل دعاوی
limitation of actions
مرور زمان دعاوی
small claims court
دادگاه دعاوی کوچک
go to the bar
وکالت کردن در دعاوی
dockets
دفتر ثبت دعاوی حقوقی
docketing
دفتر ثبت دعاوی حقوقی
docketed
دفتر ثبت دعاوی حقوقی
docket
دفتر ثبت دعاوی حقوقی
iran u.s. claims tribunal
دیوان دعاوی ایران و امریکا
legitimacy claims
دعاوی حقه دعویهای درست یا قانونی
illegal
نا مشروع
licit
مشروع
ill gotten
نا مشروع
legitmate
مشروع
loyal
مشروع
lawful
مشروع
legal
مشروع
legitimates
مشروع
legitimating
مشروع
rightful
مشروع
legitimated
مشروع
legitimate
مشروع
legitimising
مشروع کردن
legitimate excuse
مانع مشروع
se defedendo
به عذردفاع مشروع
right of self defence
حق دفاع مشروع
legitimises
مشروع کردن
legitimization
مشروع کردن
legitimize
مشروع کردن
legitimized
مشروع کردن
self defence
دفاع مشروع
legitimizes
مشروع کردن
legitimised
مشروع کردن
legitimizing
مشروع کردن
legitimate defence
دفاع مشروع
legitimate advantage
منفعت مشروع
legal
مشروع حقوقی
legitimating
دارای حق مشروع
legitimating
مانع مشروع
legitimates
دارای حق مشروع
legitimates
مانع مشروع
legitimated
دارای حق مشروع
legitimated
مانع مشروع
legitimate
دارای حق مشروع
legitimate
مانع مشروع
lawful
مشروع شرعی
gravy
استفاده نا مشروع
lawfully
بطور مشروع
illegitimate
غیر مشروع
legit
حلال مشروع
fair trade
تجارت مشروع
dejure
مشروع بطورقانونی
legal impediment
مانع مشروع
court of record
دادگاهی که پرونده و سوابق دعاوی مطروحه را حفظ میکند
illicit
نا مشروع مخالف مقررات
licitly
بطور مجاز یا مشروع
legitimately
بطور مشروع یا قانونی
legitimately
به طور مشروع یا قانونی صحیح
plene administravit
دفاع امین یا مدیر ترکه درمقابل دعاوی مطروحه علیه متوفی
legitimist
هواخواه اصول سلطنت با حق مشروع یا ارثی
ill gotten
با وسایل غیر مشروع بدست امده
international court of justice
دیوان دادگستری بین المللی رکن قضایی سازمان ملل متحد که وفیفه اش رسیدگی به دعاوی مطروحه دول عضو علیه یکدیگر است
res ipsa loquitur
این عبارت در دعاوی مربوط به جرم ناشی از بی احتیاطی و درحالاتی بکار می رود که برای اثبات بی احتیاطی هیچ دلیلی لازم نباشد
termed
مدت استمرار تصرف مال غیرمنقول مدت تمتع از منافع مدت محدودی که یک دادگاه جهت طرح و فصل دعاوی تشکیل داده است
term
مدت استمرار تصرف مال غیرمنقول مدت تمتع از منافع مدت محدودی که یک دادگاه جهت طرح و فصل دعاوی تشکیل داده است
terming
مدت استمرار تصرف مال غیرمنقول مدت تمتع از منافع مدت محدودی که یک دادگاه جهت طرح و فصل دعاوی تشکیل داده است
barristers
وکیل مشاور وکیل دعاوی
barrister
وکیل مشاور وکیل دعاوی
legtimize
مشروع کردن قانونی کردن
legitimatize
قانونی کردن مشروع کردن
real will
مشرب سیاسی که هر نوع زور وقدرت در هر جنبه را از طرف دولت با این احتجاج که اراده دولت نماینده اراده واقعی افراد جامعه است مشروع می داند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com