English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
accessory دعوای فرعی
Other Matches
lis pendens دعوای معلق
lis pendens دعوای مطروحه
lay (light) into <idiom> دعوای لفظی
collieshangie دعوای پر سر وصدا
counterclaim دعوای متقابل
ejectment دعوای استرداد
subspecies قسم فرعی جنس فرعی از یک نژاد
interplead پیش از اقامه دعوا بر کسی باهم دعوای حقوقی را خاتمه دادن
by pass بای پاس کردن پل زدن راه فرعی ساختن اتصال کوتاه کردن مجرای فرعی
by pass گذرگاه فرعی مسیر فرعی
ecotype بخش فرعی از نوع مستقل جانور یا گیاه که افراد ان باهم اختلاط و امتزاج نموده و بخش واحد فرعی تشکیل میدهند
recriminate اتهام متقابل وارد کردن دعوای متقابل طرح کردن دوباره متهم ساختن
stbtitle عنوان فرعی عنوان فرعی مقاله
sublease اجاره فرعی دادن حق اجاره بمستاجر فرعی دادن
branch lines خط فرعی
inferiors فرعی
tributaries فرعی
branch line خط فرعی
inferior فرعی
sub dam سد فرعی
spillover effect اثر فرعی
secondary فرعی
tributary فرعی
subsidiaries فرعی
derivative فرعی
extrinsic فرعی
half deck پل فرعی
adjuncts فرعی
adjunct فرعی
petty فرعی
derivatives فرعی
accessorial فرعی
second class فرعی
incidents فرعی
incident فرعی
subsidiary فرعی
lateral فرعی
minor فرعی
by فرعی
min فرعی
ancillary فرعی
by-effect اثر فرعی
subaltern فرعی
accessory فرعی
subalterns فرعی
secondary effect اثر فرعی
adverse reaction اثر فرعی
byeffect اثر فرعی
fall-out [side effect] اثر فرعی
succursal فرعی
daughter chain زنجیر فرعی
derived unit واحد فرعی
secondary unit واحد فرعی
dog leg شاخه فرعی
derived units واحدهای فرعی
dixings ارایشهای فرعی
derived units احاد فرعی
diverticulum جاده فرعی
extension telephone تلفن فرعی
lay shaft میله فرعی
intercardinal points جهات فرعی
intercardinal headings جهات فرعی
incidentals اقلام فرعی
incidental effect اثر فرعی
extension شماره فرعی
floor jack اهرم فرعی
cotype نوعی فرعی
coproduct محصول فرعی
consequent pole قطب فرعی
by pass گذرگاه فرعی
by pass لوله فرعی
by lane کوچه فرعی
bye election انتخابات فرعی
by election انتخابات فرعی
bracteole برگچه فرعی
borrowed light نورگیر فرعی
blessed folder مخزن فرعی
bayou نهرکوچک یا فرعی
bypath جاده فرعی
backway جاده فرعی
avocation کار فرعی
by path جاده فرعی
colonnette ستون فرعی
byroad جاده فرعی
byname اسم فرعی
minor league لیگ فرعی
by work کار فرعی
by way راه فرعی
by product material فراورده فرعی
by product نتیجه فرعی
by product محصول فرعی
by product فراورده فرعی
spur track جاده فرعی
auxiliary switch کلید فرعی
suborder راسته فرعی
sub station پست فرعی
sub sector بخش فرعی
sugroup دسته فرعی
tine شاخ فرعی
sub contractor پیمانکار فرعی
token money پول فرعی
stop street خیابان فرعی
underplot داستان فرعی
slave station ایستگاه فرعی
sideway فرعی از پهلو
byway راه فرعی
byways راه فرعی
subagency نمایندگی فرعی
subclass طبقه فرعی
subclass شعبه فرعی
substation ایستگاه فرعی
submenu منوی فرعی
substrate شکل فرعی
subspace فضای فرعی
subinterval فاصله فرعی
subharmonic هماهنگ فرعی
subgenus تیره فرعی
subgenus جنس فرعی
subsidiary company شرکت فرعی
subfamily تیره فرعی
subfamily خانواده فرعی
subdirectory فهرست فرعی
subordinate clause جملهوارهی فرعی
sidepiece چیز فرعی
side show موضوع فرعی
radicle فرعی نازک
quadrantal points جهات فرعی
pseudocarp میوه فرعی
probative حقایق فرعی
municipal road راه فرعی
minor elements عناصر فرعی
minor constituent عنصر فرعی
minor arts هنرهای فرعی
annexe ساختمان فرعی
jamb-shaft ستون فرعی
link road راه فرعی
secondary port بندر فرعی
retort tar قطران فرعی
rootlet ریشه فرعی
second fiddle شخص فرعی
side show نمایش فرعی
subsidiary occupations مشاغل فرعی
side line occupations مشاغل فرعی
side effects اثرات فرعی
side dish غذاهای فرعی
secondary stress خستگی فرعی
secondary stairs پلکان فرعی
subordinate clauses جملهوارهی فرعی
walk-on بازیگر فرعی
DIVERSION راه فرعی
secondary markets بازارهای فرعی
lay-shaft میله فرعی
subcommittees کمیسیون فرعی
subcontracting قرارداد فرعی
by-product محصول فرعی
subcontracted قرارداد فرعی
adjuncts صفت فرعی
adjunct صفت فرعی
subsections قسمت فرعی
by-products محصول فرعی
subcommittees کمیته فرعی
subcommittee کمیسیون فرعی
subcommittee کمیته فرعی
subcontract قرارداد فرعی
subsection قسمت فرعی
corollary نتیجه فرعی
corollaries نتیجه فرعی
side-effect اثر فرعی
sidetrack جاده فرعی
sidetracked جاده فرعی
subdivision بخش فرعی
side effect اثر فرعی
subsidiary متمم فرعی
subdivisions بخش فرعی
annex شعبه فرعی
subsidiaries متمم فرعی
annexing شعبه فرعی
side-effects اثر فرعی
subcontracts قرارداد فرعی
bypassing مسیر فرعی
bypasses مسیر فرعی
accessory لوازم فرعی
overtone صدای فرعی
sub network شبکه فرعی
overtones صدای فرعی
bypassed مسیر فرعی
bypass مسیر فرعی
annexes شعبه فرعی
accessory nerve عصب فرعی
wayside ایستگاه فرعی
articulated connecting rod شاتون فرعی
sideshow نمایش فرعی
an off street کوچه فرعی
sideshows نمایش فرعی
alternative airfield فرودگاه فرعی
alternate position موضع فرعی
subordinate فرعی پایین تر
affluent رود فرعی
subordinated فرعی پایین تر
episodes داستان فرعی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com