Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (32 milliseconds)
English
Persian
to pretend to wisdom
دعوی عقل یا حکمت کردن
Other Matches
pretend
دعوی یاادعا کردن اقامه دعوی کردن
pretends
دعوی یاادعا کردن اقامه دعوی کردن
pretending
دعوی یاادعا کردن اقامه دعوی کردن
restitution of conjugal rights
دعوی الزام شوهر به مراجعت به خانه دعوی الزام به ایفاء وفایف زناشویی
set up claim to
دعوی کردن
quarrels
دعوی کردن
suing
دعوی کردن
quarreling
دعوی کردن
quarrelling
دعوی کردن
sues
دعوی کردن
quarrelled
دعوی کردن
sued
دعوی کردن
sue
دعوی کردن
quarrel
دعوی کردن
quarreled
دعوی کردن
go to law
اقامه دعوی کردن دادخواهی کردن عارض شدن
stet processus
گزارش اصلاحی تنظیم کردن ترک دعوی کردن
philosophies
حکمت
luting
گل حکمت
philosophy
حکمت
metaphsics
حکمت
wisdom
حکمت
quarrelling
دعوی کردن منازعه
traverse
تکذیب کردن دعوی
traversed
تکذیب کردن دعوی
to go
[fall]
together by the ears
[outdated]
<idiom>
شروع به دعوی کردن
traverses
تکذیب کردن دعوی
disaffirm
ترک دعوی کردن
traversing
تکذیب کردن دعوی
litigate
طرح دعوی کردن
quarrel
دعوی کردن منازعه
relinquish a claim
ترک دعوی کردن
litigates
طرح دعوی کردن
litigating
طرح دعوی کردن
quarreling
دعوی کردن منازعه
subduct
ترک دعوی کردن
litigated
طرح دعوی کردن
lodge a complaint
اقامه دعوی کردن
quarrelled
دعوی کردن منازعه
quarrels
دعوی کردن منازعه
quarreled
دعوی کردن منازعه
relinquish
ترک دعوی کردن
disclaiming
ترک دعوی کردن
disclaims
ترک دعوی کردن
relinquishes
ترک دعوی کردن
pretend to
دعوی یا ادعا کردن
disclaimed
ترک دعوی کردن
disclaim
ترک دعوی کردن
relinquished
ترک دعوی کردن
pythagoreanism
حکمت فیثاغورثی
theology
حکمت الهی
doctrines
اصول حکمت
doctrine
اصول حکمت
theosophy
حکمت الهی
saying
پند حکمت
mottos
اندرز حکمت
wise saying
پند حکمت
kant
حکمت کنت
sayings
پند حکمت
physicism
حکمت مادی
mottoes
اندرز حکمت
motto
اندرز حکمت
pretending
بخود بستن دعوی کردن
pretend
بخود بستن دعوی کردن
dismissals
عزل مختومه کردن دعوی
pretends
بخود بستن دعوی کردن
dismissal
عزل مختومه کردن دعوی
teleology
مطالعه حکمت غایی
philosophically
ازراه حکمت دوستی
teleology
حکمت علل غایی
metempirics
حکمت ماورای مشهودات
socratic
پیرو حکمت سقراط
to suck eggs
بلقمان حکمت اموختن
litigates
دعوی کردن مورد اعتراض قراردادن
litigating
دعوی کردن مورد اعتراض قراردادن
litigate
دعوی کردن مورد اعتراض قراردادن
bring a suit against a person
اقامه دعوی علیه کسی کردن
bring an action against someone
علیه کسی اقامه دعوی کردن
to start quarrelling
<idiom>
شروع به دعوی کردن
[اصطلاح روزمره]
lodge a complaint against someone
علیه کسی اقامه دعوی کردن
litigated
دعوی کردن مورد اعتراض قراردادن
academic
طرفدار حکمت و فلسفه افلاطون
don't teach your grandmother to suck the eggs
<idiom>
لقمان را حکمت آموختن خطاست
processes
جریان دعوی از مجرای قانون تعقیب کردن
redundancy
در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
to square up
خود را آماده کردن
[برای دعوی یا حمله]
redundancies
در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
process
جریان دعوی از مجرای قانون تعقیب کردن
physico theology
حکمت الهی موافق اصول طبیعی
disaffirm
دعوی سابق را به صلح ختم کردن نقض احکام صادره از دادگاهها
trover
دعوی مطالبه قیمت مال مغصوب دعوی مطالبه قیمت مال مورد استفاده بلاجهت
compounding a felony
سازش کردن در دعوی ناشی از جنایت با پرداخت مبلغی به عنوان غرامت به مجنی علیه یا قائم مقام او
pleadings
افهارات طرفین دعوی صورت افهارات طرفین دعوی
use and occupation
عنوان دعوی که مالک علیه مستاجری که پس از انقضاء مدت اجاره ازملک استیفاء منفعت کردن به منظور مطالبه اجرت المثل این انتفاع و تصرف اقامه میکند
briefest
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
brief
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefer
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefed
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
quarreled
دعوی
claims
دعوی
quarreling
دعوی
profession
دعوی
professions
دعوی
quarrelling
دعوی
quarrelled
دعوی
quarrel
دعوی
quarrels
دعوی
case
دعوی
claimed
دعوی
claim
دعوی
cases
دعوی
pretension
دعوی
suit at law
دعوی
claiming
دعوی
lawsuit
دعوی
strife
دعوی
lawsuits
دعوی
pretensions
دعوی
disclaimer
ترک دعوی
civil action
دعوی مدنی
restitution of conjugal rights
دعوی تمکین
personal action
دعوی منقول
mertis of the case
ماهیت دعوی
party to a suit
طرف دعوی
parties to a dispute
اصحاب دعوی
vexatious action
دعوی ایذائی
case
دعوی مورد
waiving a claim
اسقاط دعوی
nullity proceeding
دعوی بطلان
case
دعوی مرافعه
object of claim
خواسته دعوی
cases
دعوی مرافعه
parties of dispute
اصحاب دعوی
quitclaim
ترک دعوی
possessory action
دعوی مالکیت
acquittance
سندترک دعوی
acquittance
ترک دعوی
post litem motam
پس از طرح دعوی
right of action
حق اقامه دعوی
proceeding for damage
دعوی خسارت
the litigants
طرفین دعوی
prime impression
دعوی ابتدایی
opponent
طرف دعوی
opponents
طرف دعوی
hypothetical case
دعوی فرضی
set off
دعوی متقابل
personal action
دعوی شخصی
cases
دعوی مورد
retraxit
استرداد دعوی
cause of claim
منشاء دعوی
withdrawal of a case
استرداد دعوی
initiating proceedings
اقامه دعوی
bringing an action
اقامه دعوی
ancillary suit
دعوی طاری
admissible case
دعوی مسموع
prime impression
دعوی بدوی
desistement
انصراف از دعوی
relinquishment of a claim
ترک دعوی
pleas
پاسخ دعوی
remedy sought by plaintiff
خواسته دعوی
s.c
همان دعوی
jactation
دعوی دروغ
parties
اصحاب دعوی
issued
موضوع دعوی
claimants
اصحاب دعوی
suit
خواستگاری دعوی
hearings
استماع دعوی
suited
خواستگاری دعوی
suits
خواستگاری دعوی
pretension
دعوی خودفروشی
hearing
استماع دعوی
pretensions
دعوی خودفروشی
litigants
اصحاب دعوی
desistement
ترک دعوی
jactitation
دعوی دروغ
plea
پاسخ دعوی
relinquishment of a claim
اسقاط دعوی
counter claim
دعوی متقابل
litigation
ترافع دعوی
litigant
طرف دعوی
subject of debate
موضوع دعوی
litigation
دعوی قضایی
disclaimers
ترک دعوی
claim for restitution
دعوی استرداد
substituted service
اوراق دعوی
counterclaim
دعوی متقابل
issues
موضوع دعوی
issue
موضوع دعوی
cross action
دعوی متقابل
lis mota
شروع دعوی
criminal action
دعوی جزایی
splitting a cause of action
تجزیه دعوی
right of action
حق طرح دعوی در دادگاه
replevin
دعوی اعاده مالکیت
real action
دعوی غیر منقول
right of action
حق طرح دعوی دردادگاه
secta
ادله خواهان دعوی
security for costs
تامین هزینه دعوی
querela
دعوی مطروح در محکمه
prima facie case
دعوی قابل طرح
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com