English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
plene administravit دفاع امین یا مدیر ترکه درمقابل دعاوی مطروحه علیه متوفی
Other Matches
letters of administration حکم انتصاب امین ترکه سندی است که به موجب ان سمت مدیر یامدیره ترکه بلاوارث احراز میشود و به وی اختیار قیام به امور راجع به اداره ترکه را میدهد
international court of justice دیوان دادگستری بین المللی رکن قضایی سازمان ملل متحد که وفیفه اش رسیدگی به دعاوی مطروحه دول عضو علیه یکدیگر است
real representative قائم مقامی حقیقی یا واقعی سمت وراث یا مدیر ترکه نسبت به اموال غیر منقول متوفی
quando acciderint وقتی مدیرترکه در مقابل غرماء متوفی به دفاع در دست نبودن مالی از متوفی متوسل میشودمحکمه با صدور حکمی باعنوان بالا مقرر می دارد که هر گاه مالی از متوفی بدست اید باید به غرماء داده شود
court of record دادگاهی که پرونده و سوابق دعاوی مطروحه را حفظ میکند
distribution تقسیم ترکه متوفی
distributions تقسیم ترکه متوفی
the system of رد مازاد ترکه متوفی به خویشان ذکورپدری
personal representative امین ترکه
fiducial وابسته به امین ترکه
creditor's bill رسیدی که بستانکار متوفی درمقابل دریافت مقداری ازترکه به عنوان تصفیه حساب
pendent lite حکم معلق امین ترکه
adminstrator of state مدیر ترکه
personal representative مدیر ترکه
bayed دفاع کردن درمقابل
bay دفاع کردن درمقابل
bays دفاع کردن درمقابل
to keep at bay دفاع کردن درمقابل
baying دفاع کردن درمقابل
to defend oneself [against] از خود دفاع کردن [درمقابل]
escheat حق تصرف دارایی متوفی ازطرف دولت یا پادشاه درموردی که متوفی بی وارث یابی وصیت مرده باشد مصادره کردن
amino حاوی ریشهء امین وابسته به عامل امین
defense دفاع مدعی علیه در مقابل ادعای مدعی
wattle ترکه برای ساختن سبد ترکه
in personam علیه شخص خاصی علیه انسان
propounded مطروحه
lis pendens دعوای مطروحه
under consideration مطرح شده مطروحه
rogatory احاله رسیدگی به قضیه مطروحه به دادگاهی غیر از محکمه مطروح فیه
samisch variation واریاسیون زمیش در دفاع هندی شاه در دفاع نیمزوهندی شطرنج
dead متوفی
deceased متوفی
deceased با the متوفی
late متوفی
defunct متوفی
russian defence دفاع پتروف نام قدیمی دفاع اسلاو
schleman defence دفاع شلیمان در روی لوپز دفاع یانیش
the defunct شخص متوفی
decedent شخص متوفی مرحوم
obsequy مجلس ترحیم یا تجلیل متوفی فرمانبرداری
metempsychosis حلول روح متوفی در بدن انسان یا جانوردیگری
deat benefit وفیفه یا پولی که کارفرمابعیال و اولاد کارگر متوفی میدهد
legitimacy claims دعاوی بر حق
special verdict رای هیات منصفه در حالتی که حقایق موضوع مطروحه را ان چنان که برایشان ثابت شده است اعلام و اخذ تصمیم را به دادگاه بسپارند
nonagium عشر ماترک متوفی که به کشیش کلیسای محل می رسیده است
counselled وکیل دعاوی
trade disputes دعاوی تجارتی
counsels وکیل دعاوی
counselling وکیل دعاوی
barrister وکیل دعاوی
capital suits دعاوی مهمه
attorneyship وکالت دعاوی
attorney at low وکیل دعاوی
preferent claims دعاوی مقدم
attorney at law وکیل دعاوی
rightful claims دعاوی حقه
counsel وکیل دعاوی
attorney وکیل دعاوی
legitimate claims دعاوی حقه
righful claims دعاوی حقه
f.claims دعاوی خیالی
attorneys وکیل دعاوی
counseled وکیل دعاوی
barristers وکیل دعاوی
plene administrative preter دفاعی مبنی بر این که مقداری از مال متوفی هنوز باقی است
limitation of actions مرور زمان دعاوی
small claims court دادگاه دعاوی کوچک
QCs مخفف وکیل دعاوی
QC مخفف وکیل دعاوی
go to the bar وکالت کردن در دعاوی
u. claims دعاوی غیر مشروع یا ناحق
docketed دفتر ثبت دعاوی حقوقی
docket دفتر ثبت دعاوی حقوقی
docketing دفتر ثبت دعاوی حقوقی
dockets دفتر ثبت دعاوی حقوقی
iran u.s. claims tribunal دیوان دعاوی ایران و امریکا
by the same token <adv.> درمقابل
at the same time [on the other hand] <adv.> درمقابل
alternatively <adv.> درمقابل
apart from that <adv.> درمقابل
in d. from درمقابل
against درمقابل
cut it with a knife درمقابل
otherwise <adv.> درمقابل
on the other hand <idiom> درمقابل
on the other side <adv.> درمقابل
in contrast with درمقابل
on the other hand <adv.> درمقابل
legitimacy claims دعاوی حقه دعویهای درست یا قانونی
person in a position of trust امین
fiduciary امین
trusty امین
trustee امین
bailee امین
amine امین
depositary امین
trustees امین
thirtieth سی امین
trustworthy امین
amen امین
single hearted امین
selah "امین "
single-minded امین
verily امین
single minded امین
for درمقابل برله
gainst برعلیه درمقابل
against payment درمقابل وجه
twig ترکه
switched ترکه
switch ترکه
roof batten ترکه
virga ترکه
spraying ترکه
sprays ترکه
sprig ترکه
sprigs ترکه
estate of a deceased ترکه
sprayed ترکه
branchlet ترکه
twigs ترکه
spray ترکه
switches ترکه
patrimony ترکه
scions ترکه نو
patrimonies ترکه
scion ترکه نو
heirlooms ترکه
affshoot ترکه
legacy ترکه
legacies ترکه
wands ترکه
bequests ترکه
heirloom ترکه
bequest ترکه
successions ترکه
rod ترکه
asthin as lath <idiom> ترکه ای
twing ترکه
succession ترکه
bough ترکه
boughs ترکه
wand ترکه
rods ترکه
Justice of the Peace امین صلح
secondary amine امین 2 درجه
amine terminus امین انتهایی
transmination انتقال امین
officers امین صلح
Justices of the Peace امین صلح
peace officer امین صلح
officer امین صلح
tertiary amine امین 3 درجه
faithworthy امین معتبر
arylamine اریل امین
alkylamine الکیل امین
deamination امین زدایی
primery amine امین 1 درجه
brace درمقابل فشارمقاومت کردن
braced درمقابل فشارمقاومت کردن
little frog in a big pond <idiom> قطرهای درمقابل دریا
shield حفافت کردن درمقابل
shields حفافت کردن درمقابل
in security for یعنوان وثیقه درمقابل
vis-a-vis شخص روبرو درمقابل
vis a vis شخص روبرو درمقابل
offshoots ترکه فرع
viminal ترکه دهنده
offshoot ترکه فرع
withy ترکه بید
legacy ترکه موصی به
legacies ترکه موصی به
administration of estate اداره ترکه
one thrid of the estate ثلث ترکه
one third of estate ثلث ترکه
distribution of the estate تقسیم ترکه
renouncing probate رد سمت ترکه
residuary account حساب ترکه
twiggy ترکه مانند
residue of the state باقیمانده ترکه
residue of the state مازاد ترکه
twigged ترکه مانند
to put بدست امین دادن
amination امین دار شدن
honeysuckle پیچ امین الدوله
monoamine oxidase inhibitor بازدارنده اکسیداز تک امین
amination امین دار کردن
bailiff امین صلح یاقاضی
mao بازدارنده اکسیداز تک امین
bailiffs امین صلح یاقاضی
tertiary amine امین نوع سوم
JPs مخفف امین صلح
JP مخفف امین صلح
secondary amine امین نوع دوم
primery amine امین نوع اول
amino sugar قند امین دار
honest درست کار امین
defendant مقاوم درمقابل زور و فشار
v مخفف versus به معنی درمقابل
thermistor الت مقاوم درمقابل برق
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com