Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (14 milliseconds)
English
Persian
perimeter defense
دفاع دور تا دور
primeter defence
دفاع دور تا دور
Search result with all words
press
فشار روی دفاع
presses
فشار روی دفاع
answer
دفاع کردن
answer
دفاع
answered
دفاع کردن
answered
دفاع
answering
دفاع کردن
answering
دفاع
answers
دفاع کردن
answers
دفاع
striker
توپ زن هنگام دفاع از میله
strikers
توپ زن هنگام دفاع از میله
redundancies
در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
redundancy
در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
advocacy
دفاع
opening
شکافتن دفاع
openings
شکافتن دفاع
castle
میله هایی که توپزن ازان دفاع میکند
castles
میله هایی که توپزن ازان دفاع میکند
zone
دفاع منطقهای
zones
دفاع منطقهای
vindication
دفاع
passive
دفاع بدون تیراندازی
passives
دفاع بدون تیراندازی
sweeper
اخرین مدافع در سیستم دفاع بتونی پرتابی در بولینگ که با پیچ تمام یا بیشتر میله ها را می اندازد
sweepers
اخرین مدافع در سیستم دفاع بتونی پرتابی در بولینگ که با پیچ تمام یا بیشتر میله ها را می اندازد
self-defence
دفاع از خود
barrister
وکیل مدافع وکیلی که حق حضور دردادگاه و دفاع شفاهی را دارد
barristers
وکیل مدافع وکیلی که حق حضور دردادگاه و دفاع شفاهی را دارد
pale
حصار دفاعی دفاع
paler
حصار دفاعی دفاع
palest
حصار دفاعی دفاع
convoy
کشتی بازرگانی که دارای وسایل جنگی برای دفاع باشد
convoys
کشتی بازرگانی که دارای وسایل جنگی برای دفاع باشد
defensible
دفاع کردنی
defensible
دفاع پذیر
defensible
قابل دفاع
protectionism
دراین مکتب دفاع وحمایت از تعرفههای گمرکی به منظور حمایت صنایع واقتصاد داخلی بعنوان یک وسیله جهت توسعه اقتصادی بشمار می اید
blocking
سدکردن جاده دفاع غیر عامل مسدود کردن راه دشمن
fend
دفاع کردن
block
دفاع
block
دفاع در مقابل ابشار
blocked
دفاع
blocked
دفاع در مقابل ابشار
blocks
دفاع
blocks
دفاع در مقابل ابشار
force
تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
forces
تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
forcing
تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
breast
باسینه دفاع کردن
breasts
باسینه دفاع کردن
apologetically
از راه پوزش یا دفاع
penetrate
نفوذ در دفاع
penetrated
نفوذ در دفاع
penetrates
نفوذ در دفاع
daylight
نفوذ در دفاع
two-way
موفق در حمله و دفاع
defend
دفاع کردن از
defend
دفاع کردن
defend
دفاع
defended
دفاع کردن از
defended
دفاع کردن
defended
دفاع
defending
دفاع کردن از
defending
دفاع کردن
defending
دفاع
defends
دفاع کردن از
defends
دفاع کردن
defends
دفاع
defence
دفاع
defence
دفاع کردن استحکامات
defenses
دفاع
defenses
دفاع کردن استحکامات
untenable
غیرقابل دفاع
bridgehead
دفاع ازقسمت عقب پل
bridgeheads
دفاع ازقسمت عقب پل
uncovered
بی دفاع
coverage
دفاع پوششی
stand
دفاع مداوم
parried
دفاع
parried
سد کردن دفاع مستقیم
parries
دفاع
parries
سد کردن دفاع مستقیم
parry
دفاع
parry
سد کردن دفاع مستقیم
parrying
دفاع
parrying
سد کردن دفاع مستقیم
open
خط بازبی دفاع
open
بی دفاع واریز نش
opened
خط بازبی دفاع
opened
بی دفاع واریز نش
opens
خط بازبی دفاع
opens
بی دفاع واریز نش
advocate
دفاع کردن
advocated
دفاع کردن
advocates
دفاع کردن
advocating
دفاع کردن
champion
مبارزه دفاع کردن از
championed
مبارزه دفاع کردن از
championing
مبارزه دفاع کردن از
Other Matches
samisch variation
واریاسیون زمیش در دفاع هندی شاه در دفاع نیمزوهندی شطرنج
russian defence
دفاع پتروف نام قدیمی دفاع اسلاو
schleman defence
دفاع شلیمان در روی لوپز دفاع یانیش
defense
دفاع وزارت دفاع
one on one
دفاع یارگری دفاع تک به تک
self defense
دفاع از نفس دفاع از خود یا اموال خود
apologias
دفاع
one man block
تک دفاع
pleading
دفاع
advocation
دفاع
apologia
دفاع
czech defence
دفاع چک
defense
دفاع
munition
دفاع
tae
دفاع با پا
fencing
دفاع
secretary of defence
وزیر دفاع
secretary of defense
وزیر دفاع
pleaded
دفاع کردن
active defense
دفاع عامل
zone defence
دفاع منطقهای
to stick up for
دفاع کردن از
yogoslav defence
دفاع یوگوسلاو
plead
دفاع کردن
yogoslav defence
دفاع پیرک
tenability
دفاع پذیری
pleads
دفاع کردن
self defence
دفاع مشروع
mikazuki uke ushiro geri
دفاع هلالی
meran defence
دفاع مران
defendant
دفاع کننده
indefensible
غیرقابل دفاع
defensive
منطقه دفاع
dogging
دفاع بسته
dog
دفاع بسته
makki
دفاع کردن
ward off
دفاع کردن
war department
وزارت دفاع
self protection
دفاع از نفس
secretary of state for defence
وزیر دفاع
vindicative
دفاع کننده
achi komi
دفاع فشاری
defendants
دفاع کننده
semi circular parry
دفاع نیمدایره
dory defence
دفاع دوری
d. armour
اسلحه دفاع
fencible
قابل دفاع
soto uke
دفاع از خارج
fullback
دفاع پوششی
composite defense
دفاع مرکب
closed variation
دفاع تاراش
classical variation
دفاع ارتدوکس
hasty defense
دفاع تعجیلی
simple parry
دفاع ساده
catenaccio
دفاع بتونی
damiano's defence
دفاع دامیانو
extended defense
دفاع گسترده
deraign
دفاع کردن
department of defense
وزارت دفاع
deliberate defense
دفاع بافرصت
defensive board
دفاع سبد
double guard
دفاع با دو دست
defense in place
دفاع در محل
defense in depth
دفاع در عمق
dutch attack
دفاع برد
summetrical defence
دفاع متقارن
special plea
دفاع خاص
implead
دفاع کردن
in self defence
برای دفاع
kwon
دفاع با دست
legitimate defence
دفاع مشروع
sham plea
دفاع پوچ
two knights' defence
دفاع دو اسب
anti menchanized defense
دفاع ضدمکانیزه
two man block
دفاع دونفره
ego defence
دفاع خود
sham plea
دفاع ناموجه
alekhine's defence
دفاع الخین
uchi uke
دفاع از داخل
backfield
دفاع نفوذی
ball hawking
دفاع خوب
indefensibility
دفاع ناپذیری
buckler
دفاع کردن
internal defense
دفاع داخلی
janisch defence
دفاع یانیش
janisch defence
دفاع شلیمان
three man block
دفاع سه نفره
juji uke
دفاع ضربدری
benoni defence
دفاع بنونی
to make a d.
دفاع کردن
kake uke
دفاع قلابی
age ake
دفاع بالارونده
morote uke
دفاع دوتایی
pillsbury defence
دفاع پیلزبری
nagashi uke
دفاع پرسی
the right of self-defence
حق دفاع از خود
pierce the block
شکافتن دفاع
philidor's defence
دفاع فیلیدور
russian defence
دفاع روسی
perceptual defense
دفاع ادراکی
to defend
[from]
دفاع کردن
[از]
pirc defence
دفاع پیرک
plea of accused
دفاع متهم
robatsch defence
دفاع روباتش
propugn
دفاع کردن از
right of self preservation
حق دفاع از خود
polish defence
دفاع لهستانی
position defense
دفاع موضعی
position defense
دفاع یا پدافندثابت
right of self defence
حق دفاع مشروع
replication
رونوشت دفاع
morote uke
دفاع با دست
national defense
دفاع ملی
national defence
دفاع ملی
asserts
دفاع کردن از
asserting
دفاع کردن از
asserted
دفاع کردن از
assert
دفاع کردن از
dogs
دفاع بسته
parry of debate
دفاع درمنافره
offensive block
دفاع تهاجمی
say a good word for
دفاع کردن
scandinavian defence
دفاع اسکاندیناویایی
kevitz trajkovic defence
دفاع کویتس- تراکوویچ
sitting duck
هدف بی دفاع واسان
drop the ball behind the block
جاخالی پشت دفاع
queen's fianchetto defence
دفاع فیانکتوی وزیر
line backing
دفاع پشت خط تجمع
muniment
وسیله دفاع لوازم
se defedendo
در حین دفاع از خود
pillsbury defence
دفاع کمبریج اسپرینگز
passive defense
دفاع غیر عامل
petrov
دفاع پتروف یا روسی
indefensibly
بطور دفاع ناپذیر
indian defence
دفاع هندی شطرنج
sicilian defence
دفاع سیسیلی شطرنج
moon doung makki
نوعی دفاع تکواندو
grunfeld's defence
دفاع گرونفلد شطرنج
geitja makki
دفاع دوبله بحالت
joke opening
دفاع مدرن شطرنج
national defense
دفاع در سطح ملی
french defence
دفاع فرانسوی شطرنج
ministry of national defence
وزارت دفاع ملی
scandinavian defence
دفاع متقابل مرکزی
fegatello
فگاتلو در دفاع دواسب
kake uke
دفاع قلاب وار
modern defence
دفاع مدرن شطرنج
all around defense
دفاع دورتا دور
cheat
موضعگیری برای دفاع
assert oneself
از حق خود دفاع کردن
back checker
بازگشته برای دفاع
to keep at bay
دفاع کردن درمقابل
tchigorin indian
دفاع هندی چیگورین
bays
دفاع کردن درمقابل
baying
دفاع کردن درمقابل
speak out
<idiom>
دفاع کردن از چیزی
hold one's own (in an argument)
<idiom>
دفاع از موقعیت خود
cheated
موضعگیری برای دفاع
cheats
موضعگیری برای دفاع
vindicatory
مربوط به دفاع و حمایت
champions
مبارزه دفاع کردن از
bay
دفاع کردن درمقابل
bayed
دفاع کردن درمقابل
cover point
عضو دفاع نزدیک
defense
دفاع کردن استحکامات
defense
دفاع توپزن از میله ها
spike over the block
ابشار از بالای دفاع
surface mission
ماموریت دفاع زمینی
classical bononi defence
دفاع بنونی کلاسیک
civil defense
دفاع غیر نظامی
centre counter defence
دفاع متقابل مرکزی
caro kann defence
دفاع کارو- کان
queen's indian defence
دفاع هندی وزیر شطرنج
russian system
سیستم روسی در دفاع گرونفلد
panov botvinnik attack
دفاع پانوف- باتوینیک دردفاع
to defend oneself
[against]
از خود دفاع کردن
[درمقابل]
pierce the block
ابشار محکم غیرقابل دفاع
old indian defence
دفاع هندی قدیم شطرنج
orthodox defence
دفاع ارتودکس در گامبی وزیرشطرنج
on guard
اماده برای دفاع باشید
pirc variation
واریاسیون پیرک در دفاع نیمزوهندی
netblock
ابشاری که نیاز به دفاع ندارد
defence
[British E]
دفاع
[قانون]
[ورزش]
[ارتش]
defense
[American E]
دفاع
[قانون]
[ورزش]
[ارتش]
in defence of somebody
[something]
برای دفاع از کسی
[چیزی]
staunton gambit
گامبی استاونتن در دفاع هلندی
indefensibly
چنانکه دفاع بردار نباشد
budapest defence
دفاع بوداپست در پیاده وزیرشطرنج
burn variation
واریاسیون برن در دفاع فرانسوی
taimanov's variation
واریاسیون تایمانوف در دفاع سیسیلی
circular parry
دفاع با حرکت چرخشی شمشیر
counter parry
دفاع با حرکت چرخشی شمشیر
slav defence
دفاع اسلاو در گامبی وزیرشطرنج
smyslov system
سیستم اسمیسلوف در دفاع گرونفلد
closed defence
دفاع بسته در روی لوپس
swedish variation
واریاسیون سوئدی در دفاع تاراش
detachment parry
دفاع با دور کردن شمشیرحریف
sozin attack
حمله سوزین در دفاع سیسیلی
cozio defence
دفاع کوتسیو در روی لوپس
czech defence
نام منسوخ دفاع اسلاو
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com