English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
position defense دفاع موضعی
Other Matches
samisch variation واریاسیون زمیش در دفاع هندی شاه در دفاع نیمزوهندی شطرنج
russian defence دفاع پتروف نام قدیمی دفاع اسلاو
schleman defence دفاع شلیمان در روی لوپز دفاع یانیش
locals موضعی
topical موضعی
regional <adj.> موضعی
local <adj.> موضعی
local موضعی
focal موضعی
local anasthesia بیهوشی موضعی
spot check مقابله موضعی
local paraysis فلج موضعی
spot check بررسی موضعی
position correction تصحیحات موضعی
local oscillator اوسیلاتور موضعی
concentrated or single load بار موضعی
spot checks مقابله موضعی
spot checks بررسی موضعی
spasm تشنج موضعی
local velocity سرعت موضعی
locals مکانی موضعی
localization موضعی کردن
spasms تشنج موضعی
locally بطور موضعی
local مکانی موضعی
spot lamp لامپ موضعی
ischmia کم خونی موضعی
position warfare جنگ موضعی
gripe تشنج موضعی
ischemia کم خونی موضعی
position warfare نبرد موضعی
ischaemia کم خونی موضعی
depression فرو رفتگی موضعی
local deformation تغییر شکل موضعی
focal seizure حمله صرعی موضعی
depressions فرو رفتگی موضعی
local action تخلیه موضعی باتری
transient ischemia کم خونی موضعی موقت
defense دفاع وزارت دفاع
one on one دفاع یارگری دفاع تک به تک
asymmetric local deformation تغییر شکل موضعی بی تقارن
to anaesthetize locally سر کردن بیهوشی موضعی زدن
localises محلی کردن موضعی ساختن
osteomyelitis التهاب موضعی و مخرب استخوان
novocain ماده بی حس کننده موضعی پروکائین
localising محلی کردن موضعی ساختن
localize محلی کردن موضعی ساختن
localizes محلی کردن موضعی ساختن
localizing محلی کردن موضعی ساختن
vorticity میزان برداری دوران موضعی سیال
nap نیمرخ محلی یا موضعی سطح زمین
napped نیمرخ محلی یا موضعی سطح زمین
napping نیمرخ محلی یا موضعی سطح زمین
naps نیمرخ محلی یا موضعی سطح زمین
self defense دفاع از نفس دفاع از خود یا اموال خود
nips فشار موضعی بین دو جزء یاقطعه مجاور
nipped فشار موضعی بین دو جزء یاقطعه مجاور
nip فشار موضعی بین دو جزء یاقطعه مجاور
benzocaine ماده متبلورسفیدی بفرمول 2NO11H9C که بعنوان داروی بیحس کننده موضعی مصرف میشود
waisting کاهش موضعی قطر ناشی ازجریان برگشت ناپذیر حاصل از تنش در نقطه شکست
nibbler ابزاری برای بریدن ورقههای فلزی توسط برشهای متعدد و پیاپی موضعی قائم بکمک مته
vortex line خطی که جهت ان در هر نقطه بر بردار دوران منطبق وخطوط مماس براین خط باجهت موضعی جریان موازی میباشند
superheterodyne گیرنده رادیویی که در ان سیگنال دریافتی با فرکانس نوسانی موضعی به منظورایجاد فرکانس بینابین که سپس با مزیتهای متعددتقویت میشود ترکیب میگردد
fencing دفاع
apologia دفاع
apologias دفاع
tae دفاع با پا
pleading دفاع
uncovered بی دفاع
parried دفاع
parries دفاع
parry دفاع
parrying دفاع
advocation دفاع
one man block تک دفاع
defended دفاع
answering دفاع
defend دفاع
vindication دفاع
defense دفاع
blocked دفاع
blocks دفاع
block دفاع
advocacy دفاع
answered دفاع
czech defence دفاع چک
munition دفاع
defenses دفاع
defence دفاع
defends دفاع
answers دفاع
defending دفاع
answer دفاع
to defend [from] دفاع کردن [از]
anti menchanized defense دفاع ضدمکانیزه
backfield دفاع نفوذی
fullback دفاع پوششی
propugn دفاع کردن از
kwon دفاع با دست
position defense دفاع یا پدافندثابت
kake uke دفاع قلابی
ball hawking دفاع خوب
replication رونوشت دفاع
janisch defence دفاع شلیمان
right of self preservation حق دفاع از خود
internal defense دفاع داخلی
indefensibility دفاع ناپذیری
in self defence برای دفاع
open خط بازبی دفاع
defensive منطقه دفاع
implead دفاع کردن
scandinavian defence دفاع اسکاندیناویایی
say a good word for دفاع کردن
right of self defence حق دفاع مشروع
hasty defense دفاع تعجیلی
russian defence دفاع روسی
achi komi دفاع فشاری
active defense دفاع عامل
robatsch defence دفاع روباتش
janisch defence دفاع یانیش
age ake دفاع بالارونده
alekhine's defence دفاع الخین
legitimate defence دفاع مشروع
fencible قابل دفاع
philidor's defence دفاع فیلیدور
perceptual defense دفاع ادراکی
buckler دفاع کردن
parry of debate دفاع درمنافره
mikazuki uke ushiro geri دفاع هلالی
catenaccio دفاع بتونی
offensive block دفاع تهاجمی
morote uke دفاع دوتایی
damiano's defence دفاع دامیانو
d. armour اسلحه دفاع
classical variation دفاع ارتدوکس
morote uke دفاع با دست
nagashi uke دفاع پرسی
closed variation دفاع تاراش
composite defense دفاع مرکب
national defence دفاع ملی
pierce the block شکافتن دفاع
defense in depth دفاع در عمق
benoni defence دفاع بنونی
extended defense دفاع گسترده
ego defence دفاع خود
dutch attack دفاع برد
juji uke دفاع ضربدری
double guard دفاع با دو دست
dory defence دفاع دوری
deraign دفاع کردن
polish defence دفاع لهستانی
deliberate defense دفاع بافرصت
defensive board دفاع سبد
makki دفاع کردن
meran defence دفاع مران
defense in place دفاع در محل
plea of accused دفاع متهم
pirc defence دفاع پیرک
pillsbury defence دفاع پیلزبری
national defense دفاع ملی
indefensible غیرقابل دفاع
open بی دفاع واریز نش
defended دفاع کردن از
defend دفاع کردن
defend دفاع کردن از
department of defense وزارت دفاع
penetrates نفوذ در دفاع
penetrated نفوذ در دفاع
penetrate نفوذ در دفاع
war department وزارت دفاع
yogoslav defence دفاع یوگوسلاو
yogoslav defence دفاع پیرک
defended دفاع کردن
defending دفاع کردن از
defending دفاع کردن
two man block دفاع دونفره
uchi uke دفاع از داخل
vindicative دفاع کننده
stand دفاع مداوم
coverage دفاع پوششی
untenable غیرقابل دفاع
ward off دفاع کردن
defends دفاع کردن
defends دفاع کردن از
zone defence دفاع منطقهای
fend دفاع کردن
zone دفاع منطقهای
openings شکافتن دفاع
opening شکافتن دفاع
answers دفاع کردن
answering دفاع کردن
answered دفاع کردن
answer دفاع کردن
zones دفاع منطقهای
the right of self-defence حق دفاع از خود
self-defence دفاع از خود
defensible قابل دفاع
defensible دفاع پذیر
defensible دفاع کردنی
sham plea دفاع ناموجه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com