English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
nagashi uke دفاع پرسی
Other Matches
samisch variation واریاسیون زمیش در دفاع هندی شاه در دفاع نیمزوهندی شطرنج
referenda همه پرسی
plebiscite همه پرسی
plebiscites همه پرسی
exit polls برخه پرسی
molded plastics ماده پرسی
referendum همه پرسی
mold فرم پرسی
compression molded article بخش پرسی
referendums همه پرسی
exit poll برخه پرسی
schleman defence دفاع شلیمان در روی لوپز دفاع یانیش
russian defence دفاع پتروف نام قدیمی دفاع اسلاو
referenda همه پرسی مراجعه به اراء عمومی یادداشتی که از طرف سفیربه دولت متبوع وی ارسال میشود
referendum همه پرسی مراجعه به اراء عمومی یادداشتی که از طرف سفیربه دولت متبوع وی ارسال میشود
referendums همه پرسی مراجعه به اراء عمومی یادداشتی که از طرف سفیربه دولت متبوع وی ارسال میشود
defense دفاع وزارت دفاع
one on one دفاع یارگری دفاع تک به تک
self defense دفاع از نفس دفاع از خود یا اموال خود
defended دفاع
munition دفاع
advocation دفاع
parry دفاع
parried دفاع
parries دفاع
uncovered بی دفاع
parrying دفاع
defenses دفاع
defence دفاع
defends دفاع
one man block تک دفاع
defending دفاع
tae دفاع با پا
defense دفاع
defend دفاع
advocacy دفاع
apologias دفاع
apologia دفاع
vindication دفاع
answers دفاع
fencing دفاع
blocks دفاع
answer دفاع
blocked دفاع
block دفاع
answered دفاع
answering دفاع
pleading دفاع
czech defence دفاع چک
right of self defence حق دفاع مشروع
dog دفاع بسته
pleaded دفاع کردن
pleads دفاع کردن
dory defence دفاع دوری
dogs دفاع بسته
pillsbury defence دفاع پیلزبری
dogging دفاع بسته
pierce the block شکافتن دفاع
scandinavian defence دفاع اسکاندیناویایی
say a good word for دفاع کردن
defendant دفاع کننده
propugn دفاع کردن از
achi komi دفاع فشاری
active defense دفاع عامل
position defense دفاع یا پدافندثابت
right of self preservation حق دفاع از خود
age ake دفاع بالارونده
position defense دفاع موضعی
defensive منطقه دفاع
alekhine's defence دفاع الخین
polish defence دفاع لهستانی
indefensible غیرقابل دفاع
plea of accused دفاع متهم
anti menchanized defense دفاع ضدمکانیزه
robatsch defence دفاع روباتش
russian defence دفاع روسی
defendants دفاع کننده
pirc defence دفاع پیرک
replication رونوشت دفاع
fencible قابل دفاع
defensive board دفاع سبد
janisch defence دفاع یانیش
janisch defence دفاع شلیمان
defense in place دفاع در محل
defense in depth دفاع در عمق
juji uke دفاع ضربدری
kake uke دفاع قلابی
damiano's defence دفاع دامیانو
d. armour اسلحه دفاع
deliberate defense دفاع بافرصت
department of defense وزارت دفاع
hasty defense دفاع تعجیلی
extended defense دفاع گسترده
implead دفاع کردن
in self defence برای دفاع
ego defence دفاع خود
dutch attack دفاع برد
indefensibility دفاع ناپذیری
double guard دفاع با دو دست
internal defense دفاع داخلی
kwon دفاع با دست
legitimate defence دفاع مشروع
makki دفاع کردن
offensive block دفاع تهاجمی
deraign دفاع کردن
parry of debate دفاع درمنافره
fullback دفاع پوششی
benoni defence دفاع بنونی
perceptual defense دفاع ادراکی
ball hawking دفاع خوب
philidor's defence دفاع فیلیدور
national defense دفاع ملی
national defence دفاع ملی
meran defence دفاع مران
mikazuki uke ushiro geri دفاع هلالی
composite defense دفاع مرکب
closed variation دفاع تاراش
classical variation دفاع ارتدوکس
morote uke دفاع دوتایی
catenaccio دفاع بتونی
morote uke دفاع با دست
buckler دفاع کردن
backfield دفاع نفوذی
two man block دفاع دونفره
defending دفاع کردن از
opening شکافتن دفاع
defended دفاع کردن از
to defend [from] دفاع کردن [از]
defend دفاع کردن
defend دفاع کردن از
war department وزارت دفاع
daylight نفوذ در دفاع
defending دفاع کردن
defends دفاع کردن از
defends دفاع کردن
stand دفاع مداوم
coverage دفاع پوششی
uchi uke دفاع از داخل
vindicative دفاع کننده
untenable غیرقابل دفاع
ward off دفاع کردن
penetrates نفوذ در دفاع
penetrated نفوذ در دفاع
the right of self-defence حق دفاع از خود
defensible قابل دفاع
defensible دفاع پذیر
self-defence دفاع از خود
defensible دفاع کردنی
openings شکافتن دفاع
penetrate نفوذ در دفاع
zone دفاع منطقهای
yogoslav defence دفاع یوگوسلاو
yogoslav defence دفاع پیرک
zone defence دفاع منطقهای
zones دفاع منطقهای
fend دفاع کردن
plead دفاع کردن
defended دفاع کردن
asserts دفاع کردن از
asserting دفاع کردن از
assert دفاع کردن از
soto uke دفاع از خارج
special plea دفاع خاص
summetrical defence دفاع متقارن
simple parry دفاع ساده
sham plea دفاع پوچ
secretary of defence وزیر دفاع
secretary of state for defence وزیر دفاع
secretary of defense وزیر دفاع
self defence دفاع مشروع
self protection دفاع از نفس
semi circular parry دفاع نیمدایره
sham plea دفاع ناموجه
answer دفاع کردن
answered دفاع کردن
tenability دفاع پذیری
opens بی دفاع واریز نش
opens خط بازبی دفاع
opened بی دفاع واریز نش
opened خط بازبی دفاع
open بی دفاع واریز نش
open خط بازبی دفاع
to make a d. دفاع کردن
to stick up for دفاع کردن از
advocate دفاع کردن
two knights' defence دفاع دو اسب
asserted دفاع کردن از
answering دفاع کردن
three man block دفاع سه نفره
answers دفاع کردن
advocating دفاع کردن
advocates دفاع کردن
advocated دفاع کردن
indian defence دفاع هندی شطرنج
grunfeld's defence دفاع گرونفلد شطرنج
geitja makki دفاع دوبله بحالت
passive defense دفاع غیر عامل
joke opening دفاع مدرن شطرنج
indefensibly بطور دفاع ناپذیر
kake uke دفاع قلاب وار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com