English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (37 milliseconds)
English Persian
defence دفاع کردن استحکامات
defenses دفاع کردن استحکامات
defense دفاع کردن استحکامات
Other Matches
field work استحکامات صحرایی استحکامات
rampart دارای استحکامات کردن
castellate دارای استحکامات کردن
vallum دارای استحکامات کردن
castellation تهیه استحکامات تدافعی سنگربندی کردن مستحکم کردن
fortify دارای استحکامات کردن تقویت کردن
fortifies دارای استحکامات کردن تقویت کردن
fortifying دارای استحکامات کردن تقویت کردن
samisch variation واریاسیون زمیش در دفاع هندی شاه در دفاع نیمزوهندی شطرنج
russian defence دفاع پتروف نام قدیمی دفاع اسلاو
schleman defence دفاع شلیمان در روی لوپز دفاع یانیش
tae پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
asserts دفاع کردن از
to make a d. دفاع کردن
to defend [from] دفاع کردن [از]
advocates دفاع کردن
advocated دفاع کردن
makki دفاع کردن
fend دفاع کردن
asserting دفاع کردن از
asserted دفاع کردن از
deraign دفاع کردن
plead دفاع کردن
buckler دفاع کردن
pleaded دفاع کردن
pleads دفاع کردن
assert دفاع کردن از
advocate دفاع کردن
advocating دفاع کردن
answering دفاع کردن
to stick up for دفاع کردن از
answers دفاع کردن
defend دفاع کردن
defended دفاع کردن از
defended دفاع کردن
defending دفاع کردن از
defending دفاع کردن
defends دفاع کردن از
defends دفاع کردن
say a good word for دفاع کردن
answered دفاع کردن
answer دفاع کردن
propugn دفاع کردن از
ward off دفاع کردن
implead دفاع کردن
defend دفاع کردن از
speak out <idiom> دفاع کردن از چیزی
parrying سد کردن دفاع مستقیم
parry سد کردن دفاع مستقیم
parries سد کردن دفاع مستقیم
parried سد کردن دفاع مستقیم
assert oneself از حق خود دفاع کردن
breasts باسینه دفاع کردن
breast باسینه دفاع کردن
to keep at bay دفاع کردن درمقابل
baying دفاع کردن درمقابل
championed مبارزه دفاع کردن از
championing مبارزه دفاع کردن از
bays دفاع کردن درمقابل
champions مبارزه دفاع کردن از
champion مبارزه دفاع کردن از
bay دفاع کردن درمقابل
bayed دفاع کردن درمقابل
casemate استحکامات
fortifications استحکامات
fortification استحکامات
fieldwork استحکامات
work استحکامات
worked استحکامات
forts استحکامات
rampart استحکامات
detachment parry دفاع با دور کردن شمشیرحریف
mayhen ازوسیله دفاع محروم کردن
to defend oneself [against] از خود دفاع کردن [درمقابل]
eot geo reo باز کردن دفاع ضربدری
bield شجاع شدن دفاع کردن
fortress استحکامات نظامی
fortresses استحکامات نظامی
pioneered مهندس استحکامات
bastion سنگر و استحکامات
bastions سنگر و استحکامات
fortified دارای استحکامات
rampire استحکامات خاکریز
pioneer مهندس استحکامات
vallation استحکامات خندق
pioneers مهندس استحکامات
ensconcing استحکامات ساختن
ensconced استحکامات ساختن
jetties استحکامات جنگی
ensconces استحکامات ساختن
jetty استحکامات جنگی
ensconce استحکامات ساختن
counter approach استحکامات متقابله
fiedl fortifications استحکامات صحرایی
to act in self-defence دفاع از خود اقدام [حرکت] کردن
dug in استحکامات سنگر اماده
horn-work [استحکامات بیرونی با دو سنگر]
Cashel [استحکامات دفاعی ایرلندی]
advanced work استحکامات اصلی ساختمان
to vindicate a religion دیانتی را بثبوت رساندن یاازان دفاع کردن
redundancy در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
redundancies در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
sally port درب اصلی قلعه یا استحکامات
fortified سنگربندی شده دارای استحکامات
defilade جان پناه استحکامات تدافعی
fortified church [کلیسایی دارای استحکامات نظامی]
trenches استحکامات خندقی شیار طولانی
trench استحکامات خندقی شیار طولانی
one on one دفاع یارگری دفاع تک به تک
defense دفاع وزارت دفاع
vallum بارو باره استحکامات خاکریز بارودارکردن
vindicated دفاع کردن از محقق کردن
vindicate دفاع کردن از محقق کردن
vindicating دفاع کردن از محقق کردن
vindicates دفاع کردن از محقق کردن
redoubt موضع محصور دفاعی کوچک حفاظ استحکامات
blocking سدکردن جاده دفاع غیر عامل مسدود کردن راه دشمن
self defense دفاع از نفس دفاع از خود یا اموال خود
contravallation استحکامات وسنگرخارجی که محاصره کنندگان میان اردوی خودوشهرمیس
redan استحکامات دوپهلو که گوشه برجستهای ازان بیرون می ایستد
flanker عده مامور تک جناحی استحکامات جناحی یکان
briefer خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefest خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefed خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
brief خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
outwork استحکامات خارجی دژ سنگرهای خارجی
defends دفاع
defenses دفاع
blocks دفاع
advocation دفاع
block دفاع
defended دفاع
blocked دفاع
defense دفاع
defend دفاع
one man block تک دفاع
defending دفاع
answering دفاع
defence دفاع
answers دفاع
answer دفاع
pleading دفاع
munition دفاع
parry دفاع
apologia دفاع
advocacy دفاع
parries دفاع
parrying دفاع
parried دفاع
answered دفاع
fencing دفاع
vindication دفاع
czech defence دفاع چک
apologias دفاع
tae دفاع با پا
uncovered بی دفاع
seabee گردان ساختمان دریایی گردان مهندسی دریایی مخصوص ساختن پایگاه ولنگرگاه یکان استحکامات دریایی
dory defence دفاع دوری
meran defence دفاع مران
extended defense دفاع گسترده
ego defence دفاع خود
internal defense دفاع داخلی
dog دفاع بسته
fencible قابل دفاع
legitimate defence دفاع مشروع
stand دفاع مداوم
benoni defence دفاع بنونی
zones دفاع منطقهای
zone دفاع منطقهای
kwon دفاع با دست
defensible دفاع کردنی
defensive منطقه دفاع
untenable غیرقابل دفاع
defensible دفاع پذیر
defensible قابل دفاع
coverage دفاع پوششی
achi komi دفاع فشاری
alekhine's defence دفاع الخین
opens خط بازبی دفاع
active defense دفاع عامل
opened بی دفاع واریز نش
opened خط بازبی دفاع
nagashi uke دفاع پرسی
in self defence برای دفاع
backfield دفاع نفوذی
national defence دفاع ملی
open بی دفاع واریز نش
age ake دفاع بالارونده
open خط بازبی دفاع
national defense دفاع ملی
opening شکافتن دفاع
morote uke دفاع با دست
opens بی دفاع واریز نش
morote uke دفاع دوتایی
mikazuki uke ushiro geri دفاع هلالی
anti menchanized defense دفاع ضدمکانیزه
ball hawking دفاع خوب
kake uke دفاع قلابی
offensive block دفاع تهاجمی
juji uke دفاع ضربدری
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com