Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (20 milliseconds)
English
Persian
defence
دفاع کردن استحکامات
defenses
دفاع کردن استحکامات
defense
دفاع کردن استحکامات
Other Matches
field work
استحکامات صحرایی استحکامات
castellate
دارای استحکامات کردن
vallum
دارای استحکامات کردن
rampart
دارای استحکامات کردن
castellation
تهیه استحکامات تدافعی سنگربندی کردن مستحکم کردن
fortifying
دارای استحکامات کردن تقویت کردن
fortify
دارای استحکامات کردن تقویت کردن
fortifies
دارای استحکامات کردن تقویت کردن
samisch variation
واریاسیون زمیش در دفاع هندی شاه در دفاع نیمزوهندی شطرنج
russian defence
دفاع پتروف نام قدیمی دفاع اسلاو
schleman defence
دفاع شلیمان در روی لوپز دفاع یانیش
tae
پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
to defend
[from]
دفاع کردن
[از]
pleads
دفاع کردن
answer
دفاع کردن
answers
دفاع کردن
answered
دفاع کردن
answering
دفاع کردن
buckler
دفاع کردن
to stick up for
دفاع کردن از
defend
دفاع کردن از
fend
دفاع کردن
pleaded
دفاع کردن
to make a d.
دفاع کردن
ward off
دفاع کردن
propugn
دفاع کردن از
implead
دفاع کردن
say a good word for
دفاع کردن
advocating
دفاع کردن
advocates
دفاع کردن
advocated
دفاع کردن
advocate
دفاع کردن
makki
دفاع کردن
plead
دفاع کردن
deraign
دفاع کردن
assert
دفاع کردن از
defended
دفاع کردن از
defends
دفاع کردن
asserts
دفاع کردن از
defending
دفاع کردن
defending
دفاع کردن از
asserting
دفاع کردن از
defend
دفاع کردن
asserted
دفاع کردن از
defended
دفاع کردن
defends
دفاع کردن از
bayed
دفاع کردن درمقابل
bay
دفاع کردن درمقابل
champion
مبارزه دفاع کردن از
bays
دفاع کردن درمقابل
to keep at bay
دفاع کردن درمقابل
assert oneself
از حق خود دفاع کردن
parried
سد کردن دفاع مستقیم
parries
سد کردن دفاع مستقیم
breasts
باسینه دفاع کردن
breast
باسینه دفاع کردن
parry
سد کردن دفاع مستقیم
parrying
سد کردن دفاع مستقیم
speak out
<idiom>
دفاع کردن از چیزی
championed
مبارزه دفاع کردن از
championing
مبارزه دفاع کردن از
champions
مبارزه دفاع کردن از
baying
دفاع کردن درمقابل
forts
استحکامات
work
استحکامات
worked
استحکامات
casemate
استحکامات
fieldwork
استحکامات
fortification
استحکامات
fortifications
استحکامات
rampart
استحکامات
bield
شجاع شدن دفاع کردن
detachment parry
دفاع با دور کردن شمشیرحریف
eot geo reo
باز کردن دفاع ضربدری
to defend oneself
[against]
از خود دفاع کردن
[درمقابل]
mayhen
ازوسیله دفاع محروم کردن
pioneers
مهندس استحکامات
rampire
استحکامات خاکریز
pioneer
مهندس استحکامات
pioneered
مهندس استحکامات
ensconce
استحکامات ساختن
counter approach
استحکامات متقابله
fortified
دارای استحکامات
ensconced
استحکامات ساختن
ensconces
استحکامات ساختن
bastions
سنگر و استحکامات
ensconcing
استحکامات ساختن
bastion
سنگر و استحکامات
fiedl fortifications
استحکامات صحرایی
vallation
استحکامات خندق
jetty
استحکامات جنگی
jetties
استحکامات جنگی
fortress
استحکامات نظامی
fortresses
استحکامات نظامی
to act in self-defence
دفاع از خود اقدام
[حرکت]
کردن
horn-work
[استحکامات بیرونی با دو سنگر]
advanced work
استحکامات اصلی ساختمان
Cashel
[استحکامات دفاعی ایرلندی]
dug in
استحکامات سنگر اماده
redundancy
در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
to vindicate a religion
دیانتی را بثبوت رساندن یاازان دفاع کردن
redundancies
در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
trenches
استحکامات خندقی شیار طولانی
fortified
سنگربندی شده دارای استحکامات
sally port
درب اصلی قلعه یا استحکامات
fortified church
[کلیسایی دارای استحکامات نظامی]
defilade
جان پناه استحکامات تدافعی
trench
استحکامات خندقی شیار طولانی
one on one
دفاع یارگری دفاع تک به تک
defense
دفاع وزارت دفاع
vallum
بارو باره استحکامات خاکریز بارودارکردن
vindicates
دفاع کردن از محقق کردن
vindicate
دفاع کردن از محقق کردن
vindicated
دفاع کردن از محقق کردن
vindicating
دفاع کردن از محقق کردن
redoubt
موضع محصور دفاعی کوچک حفاظ استحکامات
blocking
سدکردن جاده دفاع غیر عامل مسدود کردن راه دشمن
self defense
دفاع از نفس دفاع از خود یا اموال خود
contravallation
استحکامات وسنگرخارجی که محاصره کنندگان میان اردوی خودوشهرمیس
redan
استحکامات دوپهلو که گوشه برجستهای ازان بیرون می ایستد
flanker
عده مامور تک جناحی استحکامات جناحی یکان
briefest
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefer
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefed
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
brief
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
outwork
استحکامات خارجی دژ سنگرهای خارجی
uncovered
بی دفاع
parried
دفاع
pleading
دفاع
parries
دفاع
munition
دفاع
parry
دفاع
parrying
دفاع
answers
دفاع
answered
دفاع
answer
دفاع
defended
دفاع
defend
دفاع
defending
دفاع
answering
دفاع
vindication
دفاع
defends
دفاع
defence
دفاع
defenses
دفاع
blocked
دفاع
advocation
دفاع
czech defence
دفاع چک
fencing
دفاع
blocks
دفاع
advocacy
دفاع
defense
دفاع
tae
دفاع با پا
apologias
دفاع
block
دفاع
one man block
تک دفاع
apologia
دفاع
seabee
گردان ساختمان دریایی گردان مهندسی دریایی مخصوص ساختن پایگاه ولنگرگاه یکان استحکامات دریایی
soto uke
دفاع از خارج
benoni defence
دفاع بنونی
opens
بی دفاع واریز نش
opens
خط بازبی دفاع
opened
بی دفاع واریز نش
opened
خط بازبی دفاع
daylight
نفوذ در دفاع
penetrates
نفوذ در دفاع
alekhine's defence
دفاع الخین
special plea
دفاع خاص
age ake
دفاع بالارونده
fullback
دفاع پوششی
tenability
دفاع پذیری
three man block
دفاع سه نفره
anti menchanized defense
دفاع ضدمکانیزه
replication
رونوشت دفاع
active defense
دفاع عامل
backfield
دفاع نفوذی
summetrical defence
دفاع متقارن
ball hawking
دفاع خوب
parry of debate
دفاع درمنافره
achi komi
دفاع فشاری
penetrated
نفوذ در دفاع
self-defence
دفاع از خود
opening
شکافتن دفاع
the right of self-defence
حق دفاع از خود
dory defence
دفاع دوری
double guard
دفاع با دو دست
defensive
منطقه دفاع
russian defence
دفاع روسی
composite defense
دفاع مرکب
dutch attack
دفاع برد
ego defence
دفاع خود
position defense
دفاع یا پدافندثابت
position defense
دفاع موضعی
openings
شکافتن دفاع
indefensible
غیرقابل دفاع
department of defense
وزارت دفاع
deliberate defense
دفاع بافرصت
right of self defence
حق دفاع مشروع
right of self preservation
حق دفاع از خود
defensive board
دفاع سبد
meran defence
دفاع مران
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com