English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
janisch defence دفاع یانیش
Search result with all words
schleman defence دفاع شلیمان در روی لوپز دفاع یانیش
Other Matches
flea bite گزیدگی یانیش کیک
samisch variation واریاسیون زمیش در دفاع هندی شاه در دفاع نیمزوهندی شطرنج
russian defence دفاع پتروف نام قدیمی دفاع اسلاو
one on one دفاع یارگری دفاع تک به تک
defense دفاع وزارت دفاع
self defense دفاع از نفس دفاع از خود یا اموال خود
one man block تک دفاع
parries دفاع
parried دفاع
parry دفاع
parrying دفاع
pleading دفاع
blocks دفاع
blocked دفاع
block دفاع
apologias دفاع
defenses دفاع
advocation دفاع
defence دفاع
defends دفاع
defending دفاع
uncovered بی دفاع
defend دفاع
apologia دفاع
defended دفاع
vindication دفاع
defense دفاع
advocacy دفاع
munition دفاع
answers دفاع
answering دفاع
answered دفاع
answer دفاع
czech defence دفاع چک
tae دفاع با پا
fencing دفاع
plead دفاع کردن
secretary of defence وزیر دفاع
yogoslav defence دفاع یوگوسلاو
yogoslav defence دفاع پیرک
defendant دفاع کننده
meran defence دفاع مران
mikazuki uke ushiro geri دفاع هلالی
self defence دفاع مشروع
to stick up for دفاع کردن از
zone defence دفاع منطقهای
active defense دفاع عامل
indefensible غیرقابل دفاع
pleaded دفاع کردن
makki دفاع کردن
ward off دفاع کردن
dog دفاع بسته
secretary of defense وزیر دفاع
self protection دفاع از نفس
secretary of state for defence وزیر دفاع
defensive منطقه دفاع
defendants دفاع کننده
dogging دفاع بسته
pleads دفاع کردن
dogs دفاع بسته
achi komi دفاع فشاری
war department وزارت دفاع
vindicative دفاع کننده
double guard دفاع با دو دست
fencible قابل دفاع
soto uke دفاع از خارج
fullback دفاع پوششی
composite defense دفاع مرکب
closed variation دفاع تاراش
classical variation دفاع ارتدوکس
hasty defense دفاع تعجیلی
simple parry دفاع ساده
catenaccio دفاع بتونی
implead دفاع کردن
d. armour اسلحه دفاع
damiano's defence دفاع دامیانو
deraign دفاع کردن
department of defense وزارت دفاع
deliberate defense دفاع بافرصت
defensive board دفاع سبد
dutch attack دفاع برد
defense in place دفاع در محل
defense in depth دفاع در عمق
ego defence دفاع خود
summetrical defence دفاع متقارن
extended defense دفاع گسترده
in self defence برای دفاع
indefensibility دفاع ناپذیری
sham plea دفاع پوچ
two knights' defence دفاع دو اسب
anti menchanized defense دفاع ضدمکانیزه
two man block دفاع دونفره
special plea دفاع خاص
sham plea دفاع ناموجه
alekhine's defence دفاع الخین
uchi uke دفاع از داخل
age ake دفاع بالارونده
semi circular parry دفاع نیمدایره
legitimate defence دفاع مشروع
kwon دفاع با دست
buckler دفاع کردن
internal defense دفاع داخلی
janisch defence دفاع شلیمان
three man block دفاع سه نفره
juji uke دفاع ضربدری
benoni defence دفاع بنونی
to make a d. دفاع کردن
kake uke دفاع قلابی
ball hawking دفاع خوب
backfield دفاع نفوذی
tenability دفاع پذیری
defend دفاع کردن
pillsbury defence دفاع پیلزبری
nagashi uke دفاع پرسی
fend دفاع کردن
defensible قابل دفاع
defensible دفاع پذیر
defensible دفاع کردنی
the right of self-defence حق دفاع از خود
pierce the block شکافتن دفاع
philidor's defence دفاع فیلیدور
russian defence دفاع روسی
daylight نفوذ در دفاع
penetrates نفوذ در دفاع
penetrated نفوذ در دفاع
penetrate نفوذ در دفاع
perceptual defense دفاع ادراکی
to defend [from] دفاع کردن [از]
pirc defence دفاع پیرک
plea of accused دفاع متهم
robatsch defence دفاع روباتش
openings شکافتن دفاع
opening شکافتن دفاع
propugn دفاع کردن از
answers دفاع کردن
answering دفاع کردن
answered دفاع کردن
answer دفاع کردن
defend دفاع کردن از
right of self preservation حق دفاع از خود
self-defence دفاع از خود
polish defence دفاع لهستانی
position defense دفاع موضعی
position defense دفاع یا پدافندثابت
right of self defence حق دفاع مشروع
zones دفاع منطقهای
zone دفاع منطقهای
replication رونوشت دفاع
opens خط بازبی دفاع
national defense دفاع ملی
advocating دفاع کردن
advocates دفاع کردن
advocated دفاع کردن
advocate دفاع کردن
opens بی دفاع واریز نش
opened بی دفاع واریز نش
opened خط بازبی دفاع
national defence دفاع ملی
morote uke دفاع دوتایی
morote uke دفاع با دست
asserts دفاع کردن از
asserting دفاع کردن از
asserted دفاع کردن از
assert دفاع کردن از
dory defence دفاع دوری
open بی دفاع واریز نش
parry of debate دفاع درمنافره
offensive block دفاع تهاجمی
defending دفاع کردن از
defending دفاع کردن
stand دفاع مداوم
defends دفاع کردن از
coverage دفاع پوششی
untenable غیرقابل دفاع
defends دفاع کردن
say a good word for دفاع کردن
scandinavian defence دفاع اسکاندیناویایی
defended دفاع کردن از
defended دفاع کردن
open خط بازبی دفاع
queen's fianchetto defence دفاع فیانکتوی وزیر
scandinavian defence دفاع متقابل مرکزی
kevitz trajkovic defence دفاع کویتس- تراکوویچ
se defedendo در حین دفاع از خود
line backing دفاع پشت خط تجمع
muniment وسیله دفاع لوازم
drop the ball behind the block جاخالی پشت دفاع
modern defence دفاع مدرن شطرنج
pillsbury defence دفاع کمبریج اسپرینگز
passive defense دفاع غیر عامل
fegatello فگاتلو در دفاع دواسب
indefensibly بطور دفاع ناپذیر
sicilian defence دفاع سیسیلی شطرنج
moon doung makki نوعی دفاع تکواندو
indian defence دفاع هندی شطرنج
grunfeld's defence دفاع گرونفلد شطرنج
sitting duck هدف بی دفاع واسان
block دفاع در مقابل ابشار
joke opening دفاع مدرن شطرنج
national defense دفاع در سطح ملی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com