Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (2 milliseconds)
English
Persian
left-luggage office
دفتر بار امانتی
Search result with all words
Where is the left-luggage office?
دفتر بار امانتی کجاست؟
Other Matches
fiducial
امانتی
deposited
امانتی
bonded
امانتی
give in trust
امانتی
fiduciary
امانتی
fiduciary
امانتی سپرده
fiduciary
امانتدار امانتی
engineering office
دفتر طراحی دفتر مهندسین مشاور
notary office
دفتر اسناد رسمی دفتر خانه
blotter
دفتر باطله دفتر ثبت معاملات
blotters
دفتر باطله دفتر ثبت معاملات
induction station
دفتر استخدام دفتر پذیرش
pneumatic disatch
بردن بستههای امانتی بالوله بوسیله هوای فشرده
postpaid
پاکت تمبردار یا امانتی که قبلا مخارج پست ان پرداخت میشود
civilian internee information bureau
دفتر اطلاعات غیرنظامیان واردشده به کشور دفتر اطلاعات پناهندگان
journalize
در دفتر روزنامه وارد کردن در دفتر ثبت کردن
multipe expansion of credit
استنباط مضاعف اعتبارات حقی که خزانه داری کل درقبول چک امانتی به مقداری بیش از ذخیره و اعتبار خوددارد
duty roster
دفتر وقایع نگهبانی یا دفتر نوبت نگهبانی
central postal directory
دفتر مرکزی خدمات پستی دفتر مدیریت پستی مرکزی
record
دفتر
office
دفتر
volumes
دفتر
volume
دفتر
ledgers
دفتر کل
ledger
دفتر کل
book
دفتر
bureau
دفتر
bureaus
دفتر
in office
در دفتر
cahier
دفتر
book of account
دفتر کل
booked
دفتر
notary public office
دفتر
offices
دفتر
books
دفتر
job office
دفتر کارگاه
head office
دفتر مرکزی
intelligence office
دفتر راهنمایی
inquiry office
دفتر اطلاعات
lawyer's office
دفتر وکالت
message book
دفتر پیام
information bureau
دفتر اطلاعات
marriage registry
دفتر ازدواج
intelligence office
دفتر اطلاعات
equipment logbook
دفتر تجهیزات
branch office
دفتر شعبه
budget bureau
دفتر بودجه
central office
دفتر مرکزی
chancery
دفتر خانه
copy book
دفتر کپیه
copy letter book
دفتر کپیه
courier station
دفتر پیک
daybook
دفتر روزنامه
drawing office
دفتر طراحی
end office
دفتر انتهایی
engineering office
دفتر مهندسی
day book
دفتر روزنامه
bill book
دفتر بروات
book of account
دفتر روزنامه
telephone d.
دفتر تلفن
telephnone book
دفتر تلفن
technical bureau
دفتر فنی
social secretary
رئیس دفتر
site office
دفتر مشاوراملاک
site office
دفتر ساختمانی
run book
دفتر رانش
waste book
دفتر باطله
copybook
دفتر سرمشقدار
telephone book
دفتر تلفن
translation agency
دفتر ترجمه
information office
دفتر اطلاعات
rule off
ته دفتر را بستن
telephone books
دفتر تلفن
run book
دفتر اجرا
quartermaster's notebook
دفتر سکانی
official log book of a ship
دفتر ثبت
office of records
دفتر بایگانی
office manager
رئیس دفتر
office attorney
وکیل دفتر
note book
دفتر کتابچه
notary public
دفتر ثبت
notary assistant
دفتر یار
order book
دفتر سفارشات
orderly room
دفتر گروهان
purchasing office
دفتر خرید
purchasing department
دفتر خرید
purchase ledger
دفتر کل خریدها
property book
دفتر اموال
press copy book
دفتر کپیه
pocket book
دفتر بغلی
minute book
دفتر وقایع
book
مجلد دفتر
booking
ثبت در دفتر
registries
دفتر فهرست
journal
دفتر روزنامه
journals
دفتر روزنامه
office
دفتر کار
office
اطاق دفتر
registries
دفتر خانه
registry
دفتر فهرست
registry
دفتر خانه
booked
مجلد دفتر
books
مجلد دفتر
inventory
دفتر دارایی
customs
دفتر گمرک
cash book
دفتر نقدی
cash books
دفتر نقدی
cashbook
دفتر نقدی
postings
ثبت در دفتر
posting
ثبت در دفتر
offices
دفتر کار
offices
اطاق دفتر
audit office
دفتر حسابرسی
advisory service
دفتر مشاور
registers
دفتر ثبت
automated office
دفتر خودکار
registering
در دفتر واردکردن
register
دفتر ثبت
account book
دفتر حساب
register
در دفتر واردکردن
registering
دفتر ثبت
registers
در دفتر واردکردن
bell book
دفتر موتورخانه
bookings
ثبت در دفتر
interface
دفتر مشترک قسمتها
interfaces
دفتر مشترک قسمتها
register of patents
دفتر ثبت اختراعات
clearing house
دفتر تسویه حساب
passbook
دفتر حساب جاری
register
دفتر ثبت نام
pass book
دفتر حساب جاری
sales d.
دفتر فروش روزنامه
vouchers
دفتر هزینه ضامن
property book
دفتر دارایی یکان
premiership
دفتر نخست وزیری
purchase journal
دفتر روزنامه خرید
purchase ledger
دفتر بزرگ خرید
range house
دفتر میدان تیر
clearing houses
دفتر تسویه حساب
postal directory
دفتر راهنمای پست
quartermaster's notebook
دفتر مانور ناو
record book
دفتر ثتب سوابق
record of events
دفتر ثبت وقایع
register of commerce
دفتر ثبت تجارتی
subhome office
شعبه دفتر اصلی
surveyers notebook
دفتر نقشه برداری
registers
دفتر ثبت نام
docketing
دفتر اوقات محکمه
Department of the Interior
[American E]
دفتر وزارت کشور
Home Office
[British E]
دفتر وزارت کشور
Department of the Interior
[American E]
دفتر وزارت داخله
Home Office
[British E]
دفتر وزارت داخله
docketed
دفتر اوقات محکمه
tomes
دفتر کتاب قطور
dockets
دفتر اوقات محکمه
voucher
دفتر هزینه ضامن
unit journal
دفتر روزنامه یکان
registries
دفتر ثبت اسناد
log book
دفتر رخدادهای روزانه
log books
دفتر رخدادهای روزانه
registry
دفتر ثبت اسناد
registering
دفتر ثبت نام
lost property office
دفتر اشیای گم شده
scrapbooks
دفتر اجناس اوراق
scrapbook
دفتر اجناس اوراق
docket
دفتر اوقات محکمه
message book
دفتر یادداشت پیام
diary
دفتر یادداشت روزانه
notaries
سر دفتر اسناد رسمی
deck log
دفتر وقایع دریانوردی
tome
دفتر کتاب قطور
morning call book
دفتر بیداری ناو
diaries
دفتر خاطرات روزانه
deck log
دفتر وقایع ناو
marriage registry
دفتر ثبت نکاح
diaries
دفتر یادداشت روزانه
journal book
دفتر گزارش روزانه
flight log
دفتر وقایع پرواز
double entry
دفتر داری مضاعف
drawing office
دفتر نقشه کشی
notebooks
دفتر تکالیف درسی
notebook
دفتر تکالیف درسی
diary
دفتر خاطرات روزانه
journal
دفتر روزنامه یکان
notary
سر دفتر اسناد رسمی
notary public's office
دفتر اسناد رسمی
administrative contracting office
دفتر استخدام کارگزینی
building inspectorate
دفتر نقشه کشی
write-offs
از دفتر خارج کردن
write-off
از دفتر خارج کردن
write off
از دفتر خارج کردن
parcel post
دفتر امانات پستی
intelligence journal
دفتر روزنامه اطلاعات
journals
دفتر روزنامه یکان
civil status office
دفتر سجل و احوال
master of the court
مدیر دفتر دادگاه
chief clerk of the court
مدیر دفتر دادگاه
notary public
دفتر اسناد رسمی
it is quite another story now
ان دفتر را گاو خورد
installation property book
دفتر دارایی قسمت یا یکان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com