English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
flight log دفتر ثبت وقایع پرواز
Search result with all words
flight log دفتر وقایع پرواز
Other Matches
minute book دفتر وقایع
deck log دفتر وقایع دریانوردی
deck log دفتر وقایع ناو
record of events دفتر ثبت وقایع
muster book دفتر ثبت وقایع روزانه
parish register دفتر ثبت وقایع سه گانه
station log دفتر وقایع ایستگاه مخابراتی
daybook دفتر ثبت وقایع روزانه
refit book دفتر یادداشت وقایع دریایی
diary دفترروزانه یکان دفتر وقایع روزانه
log engineering دفتر ثبت وقایع موتور ناو
station log دفتر ثبت وقایع پست مخابراتی
diaries دفترروزانه یکان دفتر وقایع روزانه
duty roster دفتر وقایع نگهبانی یا دفتر نوبت نگهبانی
blotter دفتر باطله دفتر ثبت معاملات
notary office دفتر اسناد رسمی دفتر خانه
engineering office دفتر طراحی دفتر مهندسین مشاور
blotters دفتر باطله دفتر ثبت معاملات
inflight reliability تامین هواپیما در حین پرواز امنیت پرواز
flight coordination هماهنگ کردن پرواز هماهنگی پرواز
induction station دفتر استخدام دفتر پذیرش
contour flying پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
sortie پرواز یک هواپیما یایک پرواز
runway راه پرواز باند پرواز
runways راه پرواز باند پرواز
sorties پرواز یک هواپیما یایک پرواز
civilian internee information bureau دفتر اطلاعات غیرنظامیان واردشده به کشور دفتر اطلاعات پناهندگان
flying status وضعیت پرواز از نظر جسمی و روحی وضعیت امادگی خدمه برای پرواز
contour flight پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
journalize در دفتر روزنامه وارد کردن در دفتر ثبت کردن
flight test ازمایش هواپیما برای پرواز ازمایش پرواز کردن
happenstance وقایع اتفاقی
chronicler وقایع نویس
historify وقایع نگار
minute یادداشت وقایع
logs ثبت وقایع
log ثبت وقایع
minute گزارش وقایع
record of events ثبت وقایع
annalist وقایع نگار
chronology وقایع نگاری
logs ثبت کردن وقایع
log ثبت کردن وقایع
rough log دفترچه وقایع ناو
the occurrences of the day رویداهای یا وقایع روز
sportswriter وقایع نگار ورزشی
pro-active گرایش به ایجاد وقایع
annals وقایع سالیانه سالنامه
horizontal event numbering شماره گذاری افقی وقایع
vertical events numbering شماره گذاری عمودی وقایع
Trifling ( small) happenings of life . اتفاقات ( وقایع )کوچک زندگی
trend مسیر انجام کار سیر وقایع
trends مسیر انجام کار سیر وقایع
chronicle شرح وقایع بترتیب تاریخ تاریخچه
chronicled شرح وقایع بترتیب تاریخ تاریخچه
fatidic وابسته به پیش گویی حوادث و وقایع
trained سلسله وقایع توالی حیله جنگی
trains سلسله وقایع توالی حیله جنگی
train سلسله وقایع توالی حیله جنگی
chronicles شرح وقایع بترتیب تاریخ تاریخچه
chronicling شرح وقایع بترتیب تاریخ تاریخچه
central postal directory دفتر مرکزی خدمات پستی دفتر مدیریت پستی مرکزی
slated ذغال سنگ سخت وسنگی شرح وقایع
anachronism اشتباه در ترتیب حقیقی وقایع و فهور اشخاص
slates ذغال سنگ سخت وسنگی شرح وقایع
anachronisms اشتباه در ترتیب حقیقی وقایع و فهور اشخاص
Give me a full account of the events. جریان کامل وقایع را برایم تعریف کنید
slate ذغال سنگ سخت وسنگی شرح وقایع
chronology شرح وقایع بترتیب زمانی علم ترتیب تاریخ
inflight phase مرحله بازدید حین پرواز مرحله عملیات حین پرواز
beacon flight پرواز با کمک برج مراقبت پرواز با استفاده از کمک برج
geochronology شرح وقایع تاریخی گذشته برمبنای اطلاعات زمین شناسی
chronology تاریخ شماری جدول یا شرح وقایع یاتاریخهای وابسته بانها
supervening impossibility of performance غیر ممکن شدن اجرای قراردادبه دلیل دخالت وقایع غیرمترقبه
dialectic materialism دیالکتیک مادی مبتنی بر قبول جبرتاریخ به عنوان یک سائق عمده وقایع
frustration غیر ممکن شدن اجرای قراردادبه دلیل دخالت وقایع غیرمترقبه
frustrations غیر ممکن شدن اجرای قراردادبه دلیل دخالت وقایع غیرمترقبه
dynamic analisis تجزیه و تحلیل وقایع اقتصادی با در نظرگرفتن تغییرات گذشته و حال و احتمالا" اینده
forward chaining روش استدلال مبتنی بر وقایع که از شرایط شناخته شده به هدف مطلوب می رسد زنجیره پیشرو
electronic journal فایل خلاصه شرح وقایع دریک ترتیب زمانی فعالیتهای پردازشی انجام شده توسط کامپیوتر
station time زمان اماده شدن برای پرواز زمان بارگیری و اماده شدن هواپیما برای پرواز
calculating دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
cahier دفتر
record دفتر
bureaus دفتر
book of account دفتر کل
bureau دفتر
ledger دفتر کل
book دفتر
notary public office دفتر
books دفتر
ledgers دفتر کل
office دفتر
offices دفتر
booked دفتر
volumes دفتر
volume دفتر
in office در دفتر
engineering office دفتر مهندسی
registering دفتر ثبت
register دفتر ثبت
equipment logbook دفتر تجهیزات
journals دفتر روزنامه
register در دفتر واردکردن
end office دفتر انتهایی
journal دفتر روزنامه
information bureau دفتر اطلاعات
registry دفتر خانه
registry دفتر فهرست
cash books دفتر نقدی
cashbook دفتر نقدی
registries دفتر خانه
registries دفتر فهرست
translation agency دفتر ترجمه
head office دفتر مرکزی
registers در دفتر واردکردن
registers دفتر ثبت
cash book دفتر نقدی
registering در دفتر واردکردن
account book دفتر حساب
advisory service دفتر مشاور
chancery دفتر خانه
central office دفتر مرکزی
budget bureau دفتر بودجه
branch office دفتر شعبه
book of account دفتر روزنامه
bill book دفتر بروات
bell book دفتر موتورخانه
bookings ثبت در دفتر
automated office دفتر خودکار
copy book دفتر کپیه
copy letter book دفتر کپیه
office دفتر کار
office اطاق دفتر
offices دفتر کار
offices اطاق دفتر
drawing office دفتر طراحی
daybook دفتر روزنامه
day book دفتر روزنامه
courier station دفتر پیک
audit office دفتر حسابرسی
telephone d. دفتر تلفن
official log book of a ship دفتر ثبت
office of records دفتر بایگانی
office manager رئیس دفتر
note book دفتر کتابچه
property book دفتر اموال
telephone book دفتر تلفن
telephone books دفتر تلفن
run book دفتر رانش
notary public دفتر ثبت
run book دفتر اجرا
notary assistant دفتر یار
order book دفتر سفارشات
customs دفتر گمرک
press copy book دفتر کپیه
waste book دفتر باطله
copybook دفتر سرمشقدار
technical bureau دفتر فنی
social secretary رئیس دفتر
booking ثبت در دفتر
site office دفتر مشاوراملاک
orderly room دفتر گروهان
inventory دفتر دارایی
site office دفتر ساختمانی
information office دفتر اطلاعات
rule off ته دفتر را بستن
posting ثبت در دفتر
intelligence office دفتر راهنمایی
postings ثبت در دفتر
purchase ledger دفتر کل خریدها
intelligence office دفتر اطلاعات
purchasing department دفتر خرید
purchasing office دفتر خرید
lawyer's office دفتر وکالت
telephnone book دفتر تلفن
pocket book دفتر بغلی
books مجلد دفتر
job office دفتر کارگاه
message book دفتر پیام
quartermaster's notebook دفتر سکانی
office attorney وکیل دفتر
marriage registry دفتر ازدواج
book مجلد دفتر
booked مجلد دفتر
inquiry office دفتر اطلاعات
subhome office شعبه دفتر اصلی
double entry دفتر داری مضاعف
postal directory دفتر راهنمای پست
quartermaster's notebook دفتر مانور ناو
property book دفتر دارایی یکان
range house دفتر میدان تیر
chief clerk of the court مدیر دفتر دادگاه
master of the court مدیر دفتر دادگاه
civil status office دفتر سجل و احوال
purchase journal دفتر روزنامه خرید
register of patents دفتر ثبت اختراعات
register of commerce دفتر ثبت تجارتی
record book دفتر ثتب سوابق
building inspectorate دفتر نقشه کشی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com