English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English Persian
folio دفتر یادداشت پوشه یاکارتن کاغذ
folios دفتر یادداشت پوشه یاکارتن کاغذ
Other Matches
message book دفتر یادداشت پیام
diary دفتر یادداشت روزانه
diaries دفتر یادداشت روزانه
refit book دفتر یادداشت وقایع دریایی
notepaper کاغذ یادداشت
scratch paper کاغذ یادداشت
papered یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
paper یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
papering یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
papers یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
sprocket feed محل نگهداری کاغذ که چاپگر کاغذ را باچرخ دندانه دار در سوراخهای مقدار لبه هر کاغذ می چرخاند
tractor feed روش وارد کردن کاغذ در چاپگر که سوراخهای لبه کاغذ در دندانههای چاپگر قرار می گیرند تا کاغذ به جلو برود
friction feed تغذیه کاغذ توسط گیر دادن یک ورقه کاغذ میان دو غلطک تغذیه کاغذ تک
engineering office دفتر طراحی دفتر مهندسین مشاور
blotter دفتر باطله دفتر ثبت معاملات
blotters دفتر باطله دفتر ثبت معاملات
notary office دفتر اسناد رسمی دفتر خانه
induction station دفتر استخدام دفتر پذیرش
skips حرکت سریع کاغذ در چاپگر , با نادیده گرفتن پیشبرد طبیعی کاغذ
sheet سیستم نگهداری کاغذ که ورقههای کاغذ را یکباره در چاپگر قرار میدهد
sheets سیستم نگهداری کاغذ که ورقههای کاغذ را یکباره در چاپگر قرار میدهد
skipped حرکت سریع کاغذ در چاپگر , با نادیده گرفتن پیشبرد طبیعی کاغذ
skip حرکت سریع کاغذ در چاپگر , با نادیده گرفتن پیشبرد طبیعی کاغذ
jacket پوشه
membrane پوشه
folders پوشه
folder پوشه
wrapper پوشه
sleet یخ پوشه
sleeted یخ پوشه
sleeting یخ پوشه
sleets یخ پوشه
membranes پوشه
case پوشه
wrappers پوشه
jackets پوشه
plotter وسیلهای که در رسام استفاده میشود برای علامت گذاری کاغذ با چجوهر با حرکت آن روی کاغذ
plotters وسیلهای که در رسام استفاده میشود برای علامت گذاری کاغذ با چجوهر با حرکت آن روی کاغذ
sprocket holes مجموعه سوراخ کوچک در هر لبه مجموعهای کاغذ که امکان چرخیدن و قرار گرفتن کاغذ در چاپگر میدهد
covering پوشه دربرگیرنده
binders پوشه پرونده
binder پوشه پرونده
civilian internee information bureau دفتر اطلاعات غیرنظامیان واردشده به کشور دفتر اطلاعات پناهندگان
NCR paper کاغذ خاص تلقیح شده با مواد شیمیایی که به صورتهای مختلف استفاده میشود. پس از چاپ گرفتن این کاغذ با چاپگر impact
spaced armor تهیه زره دو پوشه یا دوپوسته
journalize در دفتر روزنامه وارد کردن در دفتر ثبت کردن
flowed درج متن در قالب کاغذ در سیستم DTP متن و فضای اطراف کاغذ و بین حاشیه ها
flows درج متن در قالب کاغذ در سیستم DTP متن و فضای اطراف کاغذ و بین حاشیه ها
flow درج متن در قالب کاغذ در سیستم DTP متن و فضای اطراف کاغذ و بین حاشیه ها
page انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
pages انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
paged انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
scratch paper کاغذ مسوده کاغذ سیاهه
shares پوشه فایل ها روی دیسک درایوکامپیوتر محلی که قابل استفاده
share پوشه فایل ها روی دیسک درایوکامپیوتر محلی که قابل استفاده
shared پوشه فایل ها روی دیسک درایوکامپیوتر محلی که قابل استفاده
duty roster دفتر وقایع نگهبانی یا دفتر نوبت نگهبانی
finds برنامه کمکی در ویندوز که در همه دیسکها دنبال یک فایل یا پوشه یا کامپیوتر مشخص می گردد
find برنامه کمکی در ویندوز که در همه دیسکها دنبال یک فایل یا پوشه یا کامپیوتر مشخص می گردد
toner که در چاگر لیزری استفاده میشود. تونر با بر الکتریکی روی کاغذ منتقل میشود و سپس با نوک آن به طور موقت روی کاغذ قرار می گیرد
feed روش وارد کردن کاغذ به چاپگر. دندانه چرخ چاپگر به دندانه سوراخهای لبه کاغذ متصل میشود
feeds روش وارد کردن کاغذ به چاپگر. دندانه چرخ چاپگر به دندانه سوراخهای لبه کاغذ متصل میشود
central postal directory دفتر مرکزی خدمات پستی دفتر مدیریت پستی مرکزی
sidelay تنظیم کننده کناره کاغذ وسیله تنظیم کناره کاغذ درماشین چاپ
target folders پوشههای پرونده هدف پوشه اطلاعات هدف
memorandum یادداشت
apostil یادداشت
memoirs یادداشت
memoranda یادداشت
endnote یادداشت
memorandums یادداشت
reminiscence یادداشت
memoir یادداشت
pro memoria یادداشت
jottings یادداشت
memoire یادداشت
reminiscences یادداشت
memo یادداشت
slipped یادداشت
slips یادداشت
notes یادداشت
annotations یادداشت
annotation یادداشت
notation یادداشت
notations یادداشت
noting یادداشت
slip یادداشت
note یادداشت
chits یادداشت
chit یادداشت
memos یادداشت
notes یادداشت کردن
noting تبصره یادداشت ها
notes تبصره یادداشت ها
noting یادداشت کردن
notelet یادداشت کوچک
counter memorial جواب یادداشت
take down یادداشت کردن
record یادداشت نگارش
noting خاطرات یادداشت
note یادداشت کردن
note تبصره یادداشت ها
record یادداشت درسی
memorandum of understanding یادداشت تفاهم
record یادداشت سخنرانی
set down یادداشت کردن
notes خاطرات یادداشت
note خاطرات یادداشت
notes یادداشت سخنرانی
notes یادداشت درسی
tots یادداشت مختصر
advice note یادداشت اطلاع
footnote یادداشت ته صفحه
chitty یادداشت-رسید
notebook کتابچه یادداشت
adscript یادداشت اضافی
annotates یادداشت نوشتن
put-down یادداشت کردن
annotating یادداشت نوشتن
notebooks کتابچه یادداشت
commentaries رشته یادداشت
commentary رشته یادداشت
annotated یادداشت نوشتن
tot یادداشت مختصر
record یادداشت کردن
put-downs یادداشت کردن
put down یادداشت کردن
record یادداشت بایگانی
minute یادداشت وقایع
billet doux یادداشت عاشقانه
minute مسوده یادداشت
annotate یادداشت نوشتن
footnotes یادداشت ته صفحه
pad دفترچه یادداشت لایی
memorability قابل یادداشت بودن
memorandums اقدام به یادداشت کند
memoranda اقدام به یادداشت کند
memorandum اقدام به یادداشت کند
pads دفترچه یادداشت لایی
to writes down واردکردن یادداشت کردن
commentating حاشیه نوشتن یادداشت کردن
billeting ورقه جیره یادداشت مختصر
billeted ورقه جیره یادداشت مختصر
billet ورقه جیره یادداشت مختصر
billets ورقه جیره یادداشت مختصر
commentates حاشیه نوشتن یادداشت کردن
commentated حاشیه نوشتن یادداشت کردن
field book دفترچه یادداشت نقشه بردار
callective note بیانیه یا یادداشت دسته جمعی
commentate حاشیه نوشتن یادداشت کردن
postscripts یادداشت الحاقی اخرنامه یا کتاب
memorandums برگ خلاصه یادداشت مانند
memorandum برگ خلاصه یادداشت مانند
memoranda برگ خلاصه یادداشت مانند
postscript یادداشت الحاقی اخرنامه یا کتاب
[results were] satisfactory رضایت بخش [در یادداشت گزارش کنترل]
memorials نامه یا یادداشت غیر رسمی عریضه
memorial نامه یا یادداشت غیر رسمی عریضه
materials returned note یادداشت مواد عودت داده شده
notate یادداشت برداشتن یاد داشت کردن
bindery یات ایمنی کاربر را یادداشت کند
trails یات استفاده از یک سیستم با یادداشت کردن تراکنشها
trailed یات استفاده از یک سیستم با یادداشت کردن تراکنشها
trailing یات استفاده از یک سیستم با یادداشت کردن تراکنشها
trail یات استفاده از یک سیستم با یادداشت کردن تراکنشها
write down یادداشت کردن تنزل دادن بهای اسمی سهام
I must make a special note of that. من باید یادداشت ویژه ای برای این مورد بکنم.
writes بعنوان یادداشت و برای ثبت نوشتن درج کردن
readings یادداشت مربوط به اعداد یا درجه ها , به ویژه درجههای یک اندازه
sidekicks برنامه مشهور که یک ماشین حساب کامپیوتری صفحه یادداشت
write بعنوان یادداشت و برای ثبت نوشتن درج کردن
sidekick برنامه مشهور که یک ماشین حساب کامپیوتری صفحه یادداشت
reading یادداشت مربوط به اعداد یا درجه ها , به ویژه درجههای یک اندازه
cahier دفتر
office دفتر
in office در دفتر
ledgers دفتر کل
book of account دفتر کل
bureau دفتر
record دفتر
ledger دفتر کل
bureaus دفتر
offices دفتر
volumes دفتر
notary public office دفتر
volume دفتر
booked دفتر
books دفتر
book دفتر
registers دفتر ثبت
cash book دفتر نقدی
cash books دفتر نقدی
cashbook دفتر نقدی
booking ثبت در دفتر
bookings ثبت در دفتر
customs دفتر گمرک
account book دفتر حساب
information office دفتر اطلاعات
registers در دفتر واردکردن
telephone books دفتر تلفن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com