English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (15 milliseconds)
English Persian
dimensional accuracy دقت اندازه
Search result with all words
byte اندازه فرفیت ذخیره داده نوار مغناطیسی
bytes اندازه فرفیت ذخیره داده نوار مغناطیسی
dipstick میله یا چوبی که برای اندازه گیری عمق چیزی بکار می رود
dipstick میله اندازه گیری روغن موتور
dipsticks میله یا چوبی که برای اندازه گیری عمق چیزی بکار می رود
dipsticks میله اندازه گیری روغن موتور
overdraft برداشت اب بیش از اندازه مجاز
overdrafts برداشت اب بیش از اندازه مجاز
rather تا یک اندازه
expansion افزایش درتوان محاسبه و اندازه فضای ذخیره سازی
bodies نوشتار و اندازه پیش فرض برای بیشتر متن ها
body نوشتار و اندازه پیش فرض برای بیشتر متن ها
slice ساخت CPU با کلمات با اندازه بزرگ با ترکیب کردن بلاکهای با کلمات کوچکتر
slices ساخت CPU با کلمات با اندازه بزرگ با ترکیب کردن بلاکهای با کلمات کوچکتر
sounding اندازه گیری عمق اب
barn واحد سطح برای اندازه گیری سطح مقطع هسته اتم ها
barns واحد سطح برای اندازه گیری سطح مقطع هسته اتم ها
carat معیار اندازه گیری کیفیت طلا
carats معیار اندازه گیری کیفیت طلا
infinite نا محدود بی اندازه
sound اندازه گیری عمق اب
sounded اندازه گیری عمق اب
soundest اندازه گیری عمق اب
sounds اندازه گیری عمق اب
message اندازه و سرعت ارسال پیام را بیان می کنند
messages اندازه و سرعت ارسال پیام را بیان می کنند
dimension اندازه
dimension اندازه گرفتن
dimension اندازه گیری
dimensions اندازه
dimensions اندازه گرفتن
dimensions اندازه گیری
magnitude اندازه
word روش اندازه گیری سرعت چاپگر
worded روش اندازه گیری سرعت چاپگر
shoot زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
shoots زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
throughput نرخ تولید ماشین یا سیستم که به عنوان کل اطلاعات مفید که در یک زمان پردازش میشود اندازه گیری میشود
calibrate قطر داخلی چیزی را اندازه گرفتن
calibrated قطر داخلی چیزی را اندازه گرفتن
calibrates قطر داخلی چیزی را اندازه گرفتن
calibrating قطر داخلی چیزی را اندازه گرفتن
flop اندازه توان محاسبه در عملیات اعداد اعشاری که کامپیوتر هر ثانیه محاسبه میکند
flopped اندازه توان محاسبه در عملیات اعداد اعشاری که کامپیوتر هر ثانیه محاسبه میکند
flopping اندازه توان محاسبه در عملیات اعداد اعشاری که کامپیوتر هر ثانیه محاسبه میکند
flops اندازه توان محاسبه در عملیات اعداد اعشاری که کامپیوتر هر ثانیه محاسبه میکند
area اندازه گیری فضای گرفته شده برای کاری
areas اندازه گیری فضای گرفته شده برای کاری
analogue نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analogues نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
precision اندازه گیری دقیق
meter اندازه
meter وسیله اندازه گیری
meter بامتر اندازه گیری کردن سنجیدن
meter اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
meter اندازه گیر
meters اندازه
meters وسیله اندازه گیری
meters بامتر اندازه گیری کردن سنجیدن
meters اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
meters اندازه گیر
flexible آرایهای که اندازه و حد آن قابل تغییر است
micro اندازه کوچک و کامل بر پایه قطعه ریز پردازنده و گنجایش حافظه محدود
micros اندازه کوچک و کامل بر پایه قطعه ریز پردازنده و گنجایش حافظه محدود
circuit وسیلهای که ولتاژ یا جریان یا امیدانس یا سیگنال یک مدار را اندازه گیری میکند
circuits وسیلهای که ولتاژ یا جریان یا امیدانس یا سیگنال یک مدار را اندازه گیری میکند
indent شروع و یا حرکت دادن یک متن به اندازه تعدادی فاصله از لبه چپ یا راست ابتدای کاغذ
indenting شروع و یا حرکت دادن یک متن به اندازه تعدادی فاصله از لبه چپ یا راست ابتدای کاغذ
indents شروع و یا حرکت دادن یک متن به اندازه تعدادی فاصله از لبه چپ یا راست ابتدای کاغذ
rate اندازه نسبت
rates اندازه نسبت
measure اندازه
measure بحر اندازه گرفتن
measure اندازه نشان دادن
measure اندازه داشتن
measure اندازه گیری کردن
measure اندازه اقدام پیشگیری
measure اندازه گرفتن
measure بخش یاب اندازه گرفتن
measure اندازه گیری
measure روش محاسبه اندازه یا کمیت
measure 1-یافتن اندازه یا کمیت چیزی . 2-از اندازه یا کمیت خاص بودن
freeze بی اندازه سردکردن
freezes بی اندازه سردکردن
SE خطای معیار اندازه گیری
intensity اندازه گیری قدرت سیگنال یا شدت نور منبع نور
momentum اندازه حرکت
time آزمایشی که خرابی کابل را با ارسال سیگنال روی کابل و اندازه گیری زمان برگشتن آن می سنجند
time اندازه گیری زمان یک عملیات
timed آزمایشی که خرابی کابل را با ارسال سیگنال روی کابل و اندازه گیری زمان برگشتن آن می سنجند
timed اندازه گیری زمان یک عملیات
times آزمایشی که خرابی کابل را با ارسال سیگنال روی کابل و اندازه گیری زمان برگشتن آن می سنجند
times اندازه گیری زمان یک عملیات
quantities قدر اندازه
quantity قدر اندازه
reference نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
references نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
sample اندازه سیگنال درلحظهای اززمان
sampled اندازه سیگنال درلحظهای اززمان
real ارزش واقعی هر کالا یا خدمت در حالتی که با پول اندازه گیری شود حقوق راجعه به اموال غیرمنقول
Other Matches
angles اندازه تغییرات در جهت که معمولا اندازه گردش از یک محور میباشد
angle اندازه تغییرات در جهت که معمولا اندازه گردش از یک محور میباشد
If the cap fit,wear it. <proverb> اگر کلاه به اندازه سرت هست به سر بگذار !(لقمه به اندازه دهن بردار).
zahn cup محفظهای با سوراخی به اندازه معین و دقیق برای اندازه گیری ویسکوزیته سیال
typeface اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
typefaces اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
orifice meter روش اندازه گیری جریان سیال با گرفتن اندازه دقیق فشار قبل و بعد از یک صفحه عرضی با یک سوراخ
analog نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر متغیر ممتد فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
processor ساخت CPU با اندازه کلمه بزرگ با وصل کردن پلاکهای با اندازه کلمه کوچکتر به هم
gage اندازه گیر اندازه گرفتن
gage اندازه وسیله اندازه گیری
size 1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
sizes 1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
gauge اندازه اندازه گیر
gauged اندازه اندازه گیر
gauges اندازه اندازه گیر
moment of momentum اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
stream gaging اندازه گیری ابراهه ها اندازه گیری رودخانه
angular momentum اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
measuring converter مبدل اندازه گیری ترانسفورماتور اندازه گیری
adobe type manager استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
declinating station ایستگاه اندازه گیری انحراف مغناطیس دستگاهها ایستگاه اندازه گیری انحراف
torsionmeter وسیله اندازه گیری دور پروانه ناو وسیله اندازه گیری نیروی چرخش پروانه ناو
moving iron instrument دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
sizes اندازه
to size up اندازه
measurements اندازه
isometric هم اندازه
isometrics هم اندازه
soupcon اندازه کم
floor length اندازه کف
symmetric هم اندازه
size اندازه
so far forth تا ان اندازه
measurement اندازه
equals : هم اندازه
inordinate بی اندازه
equalling : هم اندازه
equalled : هم اندازه
immoderately بی اندازه
bulk اندازه
equaling : هم اندازه
equaled : هم اندازه
equal : هم اندازه
immensely بی اندازه
immense بی اندازه
gauge اندازه
gauged اندازه
gauges اندازه
metre اندازه
measurer اندازه
metres اندازه
gauge=gage اندازه
inordinately بی اندازه
degrees اندازه
degree اندازه
what چه اندازه
tract اندازه
tracts اندازه
indefinite بی اندازه
immeasurable بی اندازه
deal اندازه
deals اندازه
infintesimal بی اندازه
isodiametric هم اندازه
dealt اندازه
To some extent. Within limits. تا اندازه ای
extent اندازه
what is your size? اندازه
in part <idiom> تا یک اندازه
fitted اندازه
quantum اندازه
in what way <adv.> تا چه اندازه ای
to what extent <adv.> تا چه اندازه ای
beyond measure بی اندازه
attack size اندازه تک
screamingly بی اندازه
how far <adv.> تا چه اندازه ای
hecatompet [اندازه صد پا]
span پوشش اندازه
mounting dimension اندازه نصب
spanned پوشش اندازه
installation dimension اندازه نصب
calibration standard اندازه کالیبراسیون
dosed اندازه معین
span اندازه گرفتن
spans پوشش اندازه
gauged اندازه گیر
spanning اندازه گرفتن
spans اندازه گرفتن
spanning پوشش اندازه
spanned اندازه گرفتن
chordal measure اندازه وتر
dose اندازه معین
caliper اندازه گرفتن
bourne اندازه جوی
isometeric contraction انقباض هم اندازه
block size اندازه بلاک
block size اندازه کندهای
block size اندازه کنده
gauges اندازه گیر
gauges اندازه تفنگ
measuring bridge پل اندازه گیری
area of conductor اندازه سیم
as well بهمان اندازه
gauges اندازه گرفتن
basic size اندازه اولیه
atomic size اندازه اتم
atomic size اندازه اتمی
body size اندازه بدن
measurer اندازه گیری
parameters شرح اندازه
parameter شرح اندازه
fathom اندازه گرفتن
larged sized اندازه بزرگ
limiting size اندازه محدود
linear momentum اندازه حرکت
liner momentum اندازه حرکت
load limit اندازه بار
long measure اندازه درازا
fathoms اندازه گرفتن
fathoming اندازه گرفتن
fathomed اندازه گرفتن
basic size اندازه اصلی
doses اندازه معین
dimensioning اندازه گذاری
full scale اندازه طبیعی
measuring اندازه گیر
dimension sketch طرح اندازه
dimension diagram رسم اندازه
gage اندازه نما
modules اندازه میزان
gage=gauge پیمانه اندازه
gaging اندازه گیری
modules اندازه گیری
module اندازه میزان
diamensionless بدون اندازه
metering اندازه گیری
gauge cock اندازه نما
ample بیش از اندازه
module اندازه گیری
gauging اندازه گیری
fractional size اندازه کسری
dimensional stability ثبات اندازه
fix که اندازه کلمه
life-size اندازه واقعی
dimensional error خطای اندازه
life size اندازه واقعی
effective size اندازه موثر
partially تایک اندازه
dimensional change تغییر اندازه
effective size of grain اندازه موثرذرات
file size اندازه فایل
fixes که اندازه کلمه
fit size اندازه مناسب
fitting allowance کاملا" اندازه
mete :اندازه گرفتن
design size اندازه نامی
design size اندازه طرح
partly تایک اندازه
double اندازه دو برابر
commensurateness اندازه گیری
gauger اندازه گیر
outsize اندازه غیرمعمولی
circular measure اندازه قوس
circular measure اندازه کمان
graded ruller خط کش اندازه دار
gray scale اندازه خاکستری
formats اندازه شکل
format اندازه شکل
how much چقدر چه اندازه
illmitable بی اندازه حدناپذیر
immeasurableness بزرگی بی اندازه
imside dimension اندازه داخلی
in part تایک اندازه
doubled اندازه دو برابر
doubled up اندازه دو برابر
measurement اندازه گیری
cut to size به اندازه بریدن
measurements اندازه گیری
cubic measure اندازه فضایی
critical magnitude اندازه بحرانی
admeasure اندازه گرفتن
admeasurement تعیین اندازه
admensuration تعیین اندازه
dosing اندازه معین
gauged اندازه تفنگ
preventive measure اندازه حفافتی
wire guage اندازه سیم
fittest اندازه بودن
fits اندازه بودن
fit اندازه بودن
size tolerance تلرانس اندازه
limit اندازه وسعت
stand measure اندازه مقر ر
stand measure اندازه قانونی
standard gauge اندازه معمولی
standard measure اندازه استاندارد
without limit بی حد بی اندازه نامحدود
fitted هم اندازه شده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com