English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (14 milliseconds)
English Persian
triple precision دقت سه برابر
Search result with all words
round روند بوکس برابر 3 دقیقه زمان مسابقه تکواندو
roundest روند بوکس برابر 3 دقیقه زمان مسابقه تکواندو
carat قیرات برابر 002میلی گرم
carats قیرات برابر 002میلی گرم
cable واحد طول دریایی برابر 022 یارد
cabled واحد طول دریایی برابر 022 یارد
tie برابر شدن
ties برابر شدن
debit نرخ ارسال بیت که دو برابر نرخ baiel است
debited نرخ ارسال بیت که دو برابر نرخ baiel است
debiting نرخ ارسال بیت که دو برابر نرخ baiel است
debits نرخ ارسال بیت که دو برابر نرخ baiel است
secured که در برابر نوشتن یا حذف تصادفی یا دستیابی بی اجازه ایمن است
multiple چند برابر
traffic نرخ پیام هایی که وارد صف می شوند در برابر آنهایی خارج می شوند در یک زمان مشخص
trafficked نرخ پیام هایی که وارد صف می شوند در برابر آنهایی خارج می شوند در یک زمان مشخص
trafficking نرخ پیام هایی که وارد صف می شوند در برابر آنهایی خارج می شوند در یک زمان مشخص
traffics نرخ پیام هایی که وارد صف می شوند در برابر آنهایی خارج می شوند در یک زمان مشخص
plain صاف برابر
plainer صاف برابر
plainest صاف برابر
plains صاف برابر
check حافظه موقت برای داده دریافت شده پی از بررسی آن در برابر داده دریافت شده از طریق مسیر یا راه دیگر
checked حافظه موقت برای داده دریافت شده پی از بررسی آن در برابر داده دریافت شده از طریق مسیر یا راه دیگر
checks حافظه موقت برای داده دریافت شده پی از بررسی آن در برابر داده دریافت شده از طریق مسیر یا راه دیگر
deuce برابر درامتیاز 04
clout هدف 21 برابر بزرگتر ازهدف استاندارد
clouted هدف 21 برابر بزرگتر ازهدف استاندارد
clouting هدف 21 برابر بزرگتر ازهدف استاندارد
clouts هدف 21 برابر بزرگتر ازهدف استاندارد
quad درایو ROM-D که دیسک را با چهار برابر سرعت درایو یک سرعته می چرخاند و باعث مقدار داده بیشتر بر حسب کیلو بایت و نیز زمان جستجو کمتر میشود
quads درایو ROM-D که دیسک را با چهار برابر سرعت درایو یک سرعته می چرخاند و باعث مقدار داده بیشتر بر حسب کیلو بایت و نیز زمان جستجو کمتر میشود
sitter کسیکه در برابر پیکرنگار می نشیند
sitters کسیکه در برابر پیکرنگار می نشیند
equalizer برابر کننده
equalizers برابر کننده
densities سیستمی که حجم ذخیره سازی درایو دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهایی که روی سطح دیسک می توان گذاشت دو برابر میکند
density سیستمی که حجم ذخیره سازی درایو دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهایی که روی سطح دیسک می توان گذاشت دو برابر میکند
parallel برابر خط موازی
parallel موازی کردن برابر کردن
parallel برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
paralleled برابر خط موازی
paralleled موازی کردن برابر کردن
paralleled برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
paralleling برابر خط موازی
paralleling موازی کردن برابر کردن
paralleling برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
parallelled برابر خط موازی
parallelled موازی کردن برابر کردن
parallelled برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
parallelling برابر خط موازی
parallelling موازی کردن برابر کردن
parallelling برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
parallels برابر خط موازی
parallels موازی کردن برابر کردن
parallels برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
abreast برابر
counterweight وزنه برابر
counterweights وزنه برابر
square برابر
squared برابر
squares برابر
squaring برابر
breast برابر
breasts برابر
opposite برابر
opposites برابر
equilateral دو پهلو برابر
isosceles triangle مثلث متساوی الساقین سه گوشه دو پهلو برابر
isosceles triangles مثلث متساوی الساقین سه گوشه دو پهلو برابر
clock وسیلهای که سرعت ساعت اصل سیستم را دو برابر میکند
clocks وسیلهای که سرعت ساعت اصل سیستم را دو برابر میکند
gal واحد شتاب برابر یک سانتی متر بر مجذور ثانیه دختر
gals واحد شتاب برابر یک سانتی متر بر مجذور ثانیه دختر
inch مقیاس طول برابر 45/2سانتی متر
inch واحد طول در سیستم غیرمتریک برابر 045/2سانتیمتر
inched مقیاس طول برابر 45/2سانتی متر
inched واحد طول در سیستم غیرمتریک برابر 045/2سانتیمتر
inches مقیاس طول برابر 45/2سانتی متر
inches واحد طول در سیستم غیرمتریک برابر 045/2سانتیمتر
inching مقیاس طول برابر 45/2سانتی متر
inching واحد طول در سیستم غیرمتریک برابر 045/2سانتیمتر
lifelong برابر یک عمر
treble سه برابر کردن
treble صدای زیر در اوردن سه برابر
trebled سه برابر کردن
trebled صدای زیر در اوردن سه برابر
trebles سه برابر کردن
trebles صدای زیر در اوردن سه برابر
trebling سه برابر کردن
trebling صدای زیر در اوردن سه برابر
stainless steel فولاد مقاوم در برابر خوردگی
florin پول انگلیس برابر بادو شیلینگ
florins پول انگلیس برابر بادو شیلینگ
par برابر کردن
versus در برابر
counterbalance نیروی برابر
counterbalanced نیروی برابر
counterbalances نیروی برابر
for در برابر
Other Matches
howitzer توپی که طول لوله ان برابر با 02 تا03 برابر کالیبر باشد
doubled سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
doubled up سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
double سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
isodomon [بنایی با بلوک های سنگی برابر در طبقاطی با طول های برابر]
isodomun [بنایی با بلوک های سنگی برابر در طبقاطی با طول های برابر]
sensitive to corrosion حساس در برابر زنگ زدگی حساس در برابر خوردگی
triplicate سه برابر سه برابر کردن
without recourse عبارتی که درفهر نویسی اسناد قابل انتقال بکار می رود و به وسیله ان فهر نویس مسئوولیت خودرا در برابر فهر نویسان بعدی نفی میکند و تنها خودرا در برابر کسی که سند رابرایش صادر کرده است مسئول قرار میدهد
splash proof enclosure حفافت در برابر قطرات اب حفافت در برابر باران حفافت در مقابل ریزش قطرات اب
level with each other برابر
equals برابر
homological برابر
he is twice the man he was دو برابر
ninefold نه برابر
one hundred times as many صد برابر
one fold یک برابر
euqal برابر
equipollent برابر
eq برابر با
decuple ده برابر
doubled دو برابر
double دو برابر
equal برابر
equaled برابر
tantamount برابر
equaling برابر
identical برابر
equalled برابر
doubled up دو برابر
as much a دو برابر
bracketed برابر
triple سه برابر
tripled سه برابر
triples سه برابر
tripling سه برابر
equalling برابر
two fold دو برابر
sixfold شش برابر
symmetric برابر
three fold سه برابر
threefold سه برابر
even <adj.> برابر
vs در برابر
sextuple شش برابر
paripassu برابر
tenfold ده برابر
doubled up دو برابر بزرگتر
doubled دو برابر کردن
under the same conditions شرایطی برابر
double دو برابر کردن
doubled دو برابر بزرگتر
doubled اندازه دو برابر
doubled up : دو برابر دوتا
EC پیشوند برابر با ex-
doubled up دو برابر کردن
triple precision با دقت سه برابر
mustn't برابر است با not must
equalization برابر کردن
doubled : دو برابر دوتا
leveled سطح برابر
identical کاملا" برابر
levels سطح برابر
levelled سطح برابر
double : دو برابر دوتا
dead even دقیقا برابر
life long برابر با یک عمر
level سطح برابر
double دو برابر بزرگتر
double اندازه دو برابر
doubled up اندازه دو برابر
water resistant مقاوم در برابر اب
humbled to the dust باخاک برابر
level out برابر کردن
parallelize برابر کردن
leveler برابر کننده
leveller برابر کننده
millionfold یک میلون برابر
money worth برابر پول
sextuple شش برابر کردن
sevenfold هفت برابر
septuple هفت برابر
senary شش برابر ششگانه
reduplicate دو برابر کردن
quintuple پنج برابر
quadraple چهار برابر
nip and tuck تقریبا برابر
octuple هشت برابر
prallelize برابر کردن
treble our casualties سه برابر تلفات ما
ge بزرگتر از یا برابر با
fivefold پنج برابر
triply بطور سه برابر
manifold چند برابر
fair play شرایط برابر
triplex سه برابر کردن
antitheses برابر نهاده
antithesis برابر نهاده
against payment در برابر پول
anti thesis برابر نهاد
doubler دو برابر کننده
eight fold هشت برابر
equality gate برابر سازی
equalze برابر کننده
trebly بطور سه برابر
eualize برابر کردن
equivalent برابر مشابه
peer to each other برابر با یکدیگر
peered برابر بودن با
peering برابر بودن با
equivalents برابر مشابه
equal برابر مساوی
equaled برابر مساوی
equaling برابر مساوی
equalled برابر مساوی
peer برابر بودن با
equalling برابر مساوی
equals برابر مساوی
keep up with some one با کسی برابر شدن
to pay one out با کسی برابر شدن
hydrotaxis ایجاد واکنش در برابر اب
quadruple fission انشقاق چهار برابر
premunition مقاومت در برابر مرض
anticorrosive protection حفافت در برابر خوردگی
creep resistant مقاوم در برابر خزش
libra برابر با61 اونس
isopodan برابر پای جورپای
liability for damages مسئولیت در برابر خسارت
le to Equal or Than Less کمتر از یا برابر با
attenuation equalizer برابر کننده میرایی
pull up with با چیزی برابر شدن
keep up with some one با کسی برابر بودن
resistance to cracking مقاوم در برابر شکستگی
quintuplicate پنج برابر کردن
torsion resistant مقاوم در برابر پیچش
tear strength مقاومت [در برابر پارگی]
resistant to heat مقاوم در برابر گرما
equalizing force نیروی برابر کننده
iso cost curve منحنی هزینه برابر
resistance to tempering مقاوم در برابر بازپخت
fourfold چهار برابر چهارگانه
isopod برابر پای جورپای
equal cost lines خطوط هزینه برابر
insulation against vibration حفافت در برابر ارتعاش
delay equalizer برابر کننده تاخیر
to set off انداختن برابر کردن
equipotent دارای اثرات برابر
septuple هفت برابر کردن
pattern offense موضعگیری در برابر حریف
septuple هفت برابر شدن
reliability ایمنی در برابر خرابی
multifold چند برابر چندگانه
One plus one is [equal] two. یک بعلاوه یک برابر [است با] دو.
equilateral triangle سه پهلو برابر [ریاضی]
overkill کشتار چند برابر
phase equalizer برابر کننده فاز
swelling resistant مقاوم در برابر تورم
voltage doubler دو برابر کننده ولتاژ
slip proof مقام در برابر لغزش
payment against documents پرداخت در برابر اسناد
equiangular triangle سه پهلو برابر [ریاضی]
tripled سه برابر چیزی بودن
resistance to failure مقاوم در برابر ترک
lightfast مقاوم در برابر نور
acid resistance مقاومت در برابر اسید
failure safety ایمنی در برابر خرابی
triple سه برابر چیزی بودن
pull up to با چیزی برابر شدن
triples سه برابر چیزی بودن
tripling سه برابر چیزی بودن
multiple precision دقت چند برابر
manifolding چند برابر سازی
principle of equal advantage اصل مزیت برابر
voltage multiplier چند برابر کننده ولت
light sensitive cell سلول حساس در برابر نور
light sensitive resistor مقاومت حساس در برابر نور
isopodan وابسته بجاوران برابر پای
isopod وابسته بجاوران برابر پای
wearing resistance مقاومت در برابر سائیدگی دیرسائی
to rise in somebody's esteem افزایش اعتبار در برابر کسی
kilocalorie کیلوکالری برابر با 001کالری کوچک
isoperimetrical دارای دوره یا محیطهای برابر
proportion اندازه چیزی در برابر با دیگران
equals : برابر شدن با مساوی بودن
equaled : برابر شدن با مساوی بودن
equal : برابر شدن با مساوی بودن
tons واحد وزنی برابر با 0001کیلوگرم
ton واحد وزنی برابر با 0001کیلوگرم
acid resistant ماده مقاوم در برابر اسید
acid vapor canister ماسک حفافت در برابر بخاراسید
rust protection حفافت در برابر زنگ زدگی
to safeguard [against] نگهداری کردن [علیه] [در برابر]
equaling : برابر شدن با مساوی بودن
equalled : برابر شدن با مساوی بودن
equalling : برابر شدن با مساوی بودن
fathom واحد عمق پیمایی برابر با 6 پا
fathomed واحد عمق پیمایی برابر با 6 پا
fathoming واحد عمق پیمایی برابر با 6 پا
fathoms واحد عمق پیمایی برابر با 6 پا
duplicate نسخه دوم دو برابر المثنی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com