Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (3 milliseconds)
English
Persian
single precision
دقت واحد
Search result with all words
byte
که کامپیوتر در یک واحد روی آنها کار میکند
bytes
که کامپیوتر در یک واحد روی آنها کار میکند
overrun
هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد
overrunning
هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد
overruns
هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد
grain
واحد وزن در سیستم غیرمتریک معادل 8460/0گرم
marker
دو علامت در ابتدا و انتهای بخشی از داده یا متن برای نشان دادن بلاک خاص که قابل حرکت یا حذف یا کپی به عنوان سیگنال واحد باشد
markers
دو علامت در ابتدا و انتهای بخشی از داده یا متن برای نشان دادن بلاک خاص که قابل حرکت یا حذف یا کپی به عنوان سیگنال واحد باشد
therm
واحد گرما حمام
therms
واحد گرما حمام
half
ارسال داده در یک جهت در واحد زمان روی کانال یک سویه
half
مجموعه بیتتها که نیمی از کلمه استاندارد را می گیرند ولی به عنوان واحد مجزا قابل دسترسی اند
direct objects
که دودویی که مستقیما واحد پردازش مرکزی را عمل میکند.
indirect objects
که دودویی که مستقیما واحد پردازش مرکزی را عمل میکند.
object
که دودویی که مستقیما واحد پردازش مرکزی را عمل میکند.
objected
که دودویی که مستقیما واحد پردازش مرکزی را عمل میکند.
objecting
که دودویی که مستقیما واحد پردازش مرکزی را عمل میکند.
objects
که دودویی که مستقیما واحد پردازش مرکزی را عمل میکند.
barn
واحد سطح برای اندازه گیری سطح مقطع هسته اتم ها
barns
واحد سطح برای اندازه گیری سطح مقطع هسته اتم ها
carat
واحد وزن جواهرات
carats
واحد وزن جواهرات
enhance
حرف واضح تر یا چاپ گرافیکی با استفاده از نقاط کوچکتر و بیشتر واحد اینچ
enhanced
حرف واضح تر یا چاپ گرافیکی با استفاده از نقاط کوچکتر و بیشتر واحد اینچ
enhances
حرف واضح تر یا چاپ گرافیکی با استفاده از نقاط کوچکتر و بیشتر واحد اینچ
enhancing
حرف واضح تر یا چاپ گرافیکی با استفاده از نقاط کوچکتر و بیشتر واحد اینچ
join
ترکیب دو یا چند اطلاع برای تولید یک واحد اطلاع
joined
ترکیب دو یا چند اطلاع برای تولید یک واحد اطلاع
joins
ترکیب دو یا چند اطلاع برای تولید یک واحد اطلاع
job
یک واحد پردازش درون یک کار
job
کار یا تعداد کارهایی که به عنوان یک واحد انجام می شوند
jobs
یک واحد پردازش درون یک کار
jobs
کار یا تعداد کارهایی که به عنوان یک واحد انجام می شوند
machine
زبان برنامه نویسی که حاوی دستوراتی است به صورت کد دورویی که مستقیما توسط واحد پردازش مرکزی بدون ترجمه فهمیده میشود
machined
زبان برنامه نویسی که حاوی دستوراتی است به صورت کد دورویی که مستقیما توسط واحد پردازش مرکزی بدون ترجمه فهمیده میشود
machines
زبان برنامه نویسی که حاوی دستوراتی است به صورت کد دورویی که مستقیما توسط واحد پردازش مرکزی بدون ترجمه فهمیده میشود
cable
واحد طول دریایی برابر 022 یارد
cabled
واحد طول دریایی برابر 022 یارد
atmosphere
واحد فشار هوا
atmospheres
واحد فشار هوا
logical
واحد اطلاعات آماده پردازش که لزوما شبیه داده اصلی در فضای ذخیره سازی نیست که ممکن است حاوی داده کنترل و... باشد
highway
اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه و وسایل جانبی منتقل میکند
highway
باس ای که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه و وسایل خارجی منتقل میکند
highways
اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه و وسایل جانبی منتقل میکند
highways
باس ای که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه و وسایل خارجی منتقل میکند
string
سری از حروف به ترتیب الفبا- عددی یا کلمات که تغییر کرده اند و به عنوان واحد مجزا درکامپیوتر به کار می روند
clearing
تعویض اطلاعات در یک ثبات یاخانه حافظه یا واحد ذخیره با صفر یا جای خالی پاک کردن متن و یا تصاویرگرافیکی روی صفحه نمایش
clearings
تعویض اطلاعات در یک ثبات یاخانه حافظه یا واحد ذخیره با صفر یا جای خالی پاک کردن متن و یا تصاویرگرافیکی روی صفحه نمایش
bus
باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
bus
اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
bused
باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
bused
اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
buses
باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
buses
اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
busing
باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
busing
اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
bussed
باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
bussed
اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
busses
باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
busses
اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
bussing
باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
bussing
اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
decimal
نقط های که نشان دهنده تقسیم بین تمام اعداد واحد و بخش کوچکتر کسری عددد دهدهی مثل ... است
decimals
نقط های که نشان دهنده تقسیم بین تمام اعداد واحد و بخش کوچکتر کسری عددد دهدهی مثل ... است
central
گروهی از مدارها که توابع اولیه یک کامپیوتر را انجام می دهند واز سه بخش تشکیل شده اند واحد کنترل
central
واحد محاسبات و منط ق
central
واحد ورودی و خروجی
monitor
واحد نمایش تصویری برای نمایش متن با کیفیت باا یا گرافیک
monitored
واحد نمایش تصویری برای نمایش متن با کیفیت باا یا گرافیک
monitors
واحد نمایش تصویری برای نمایش متن با کیفیت باا یا گرافیک
knot
واحد سرعت دریایی معادل 01/ 6706 فوت درساعت
knots
واحد سرعت دریایی معادل 01/ 6706 فوت درساعت
component
تعداد اعضای الکترونیکی در واحد مسافت در روی یک PCB
components
تعداد اعضای الکترونیکی در واحد مسافت در روی یک PCB
mono
پیشوند بمعنی " یک "و " تک " و " واحد"
Mon
پیشوند بمعنی " یک "و " تک " و " واحد"
high
تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است
highest
تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است
highs
تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است
power
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powered
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powering
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powers
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
connect
هزینه در واحد دقیقه برای ارتباط داشتن با کامپیوتر راه دور
connects
هزینه در واحد دقیقه برای ارتباط داشتن با کامپیوتر راه دور
measure
واحد میزان
measure
واحد
trinity
معتقدبوجود سه اقنوم در خدای واحد
European Currency Unit
واحد پول اروپایی
pint
واحد حجم معادل یک هشتم گالن یا
pints
واحد حجم معادل یک هشتم گالن یا
firm
واحد اقتصادی موسسه تجارتخانه
firmer
واحد اقتصادی موسسه تجارتخانه
firmest
واحد اقتصادی موسسه تجارتخانه
firms
واحد اقتصادی موسسه تجارتخانه
volt
واحد نیروی محرکه برقی
volt
واحد نیروی محرکه الکتریکی در سیستم متریک
volt
واحد SI توان الکتریکی که به عنوان ولتاژ یک مقاومت یک اهمی که جریان یک آمپر از آن می گذرد و تعریف میشود
volts
واحد نیروی محرکه برقی
volts
واحد نیروی محرکه الکتریکی در سیستم متریک
Other Matches
absolute system of units
سیستم واحد ها که در آن کمترین تعداد واحد یا یکه بعنوان واحد های اصلی انتخاب شده و سایر واحدها از آنها مشتق شوند
knot
نات
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
morpheme
واحد معنی دار لغوی کوچکترین واحد
cpu
واحد محاسبه و منط ق و واحد ورودی / خروجی
functional unit
واحد در حال کار واحد تابعی
knot
میل دریایی
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
knot
گره دریایی
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
unit
واحد
units
واحد
one
واحد
unilinear
در یک خط واحد
monad
واحد
ones
واحد
plank
واحد
singlets
خط واحد
at the same time
در ان واحد
unitage
یک واحد
singlet
خط واحد
modules
واحد
module
واحد
single
واحد
univalent
واحد
command unit
واحد فرمان
memory module
واحد حافظه
fractions
1-بخشی از یک واحد
fraction
1-بخشی از یک واحد
basic shaft
محور واحد
bril
واحد درخشندگی
fee
بهای واحد
motifs
واحد تکراری
industrial unit
واحد صنعتی
motif
واحد تکراری
building unit
واحد ساختمانی
cost unit
قیمت واحد
control unit
واحد کنترل
measuring unit
واحد سنجش
contractors yard
واحد ساختمانی
basic construction unit
واحد ساختمانی
arithmetic unit
واحد حساب
angstrom unit
واحد انگستروم
concern
واحد اقتصادی
one
یک واحد یگانه
concerns
واحد اقتصادی
unity
شماره یک واحد
monomeric unit
واحد تکپار
absolute unit
واحد مطلق
motor unit
واحد حرکتی
bars
واحد فشار
ones
یک واحد یگانه
astronomical unit
واحد نجومی
arithmetic unit
واحد محاسبه
microcycle
واحد زمان
microprocessing unit
واحد ریزپردازنده
basis
قیمت واحد
gold standard
واحد طلا
monetary unit
واحد پولی
monetary unit
واحد پول
monitor unit
واحد مبصر
bar
واحد فشار
main unit
واحد اصلی
derived unit
واحد فرعی
dust arrester
واحد گردگیری
dyadic unit
واحد دو عضوی
datum
یک واحد داده
efficiency unit
واحد کارایی
electrostatic unit
واحد الکترواستاتیک
pounds
واحد وزن
pounding
واحد وزن
pounded
واحد وزن
pound
واحد وزن
driver unit
واحد محرک
plants
واحد صنعتی
plant
واحد صنعتی
secondary unit
واحد فرعی
stepping
واحد مجزا
step
واحد مجزا
disk unit
واحد گرده
disk unit
واحد دیسک
display unit
واحد نمایشگر
display unit
واحد نمایش
fuse element
واحد فیوز
fuse unit
واحد فیوز
ounces
واحد جرم
input block
واحد ورودی
input unit
واحد اولیه
input unit
واحد ورودی
interlocking directorate
مدیریت واحد
lambert
واحد روشنایی
lighting unit
واحد روشنایی
logic unit
واحد منطقی
logical unit
واحد منطقی
magnetic unit
واحد مغناطیسی
information unit
واحد اطلاعات
cpu
واحد کنترل
cu
واحد کنترل
ounce
واحد جرم
data unit
واحد داده
heat unit
واحد حرارت
henry
واحد خودالقایی
identity matrix
ماتریس واحد
imaginary unit
واحد موهومی
data item
واحد داده
unit of fire
واحد اتش
single tax
مالیات واحد
work unit
واحد کار
unit of time
واحد زمانی
single density
با تراکم واحد
shipping unit
واحد حمل
unit of issue
واحد توزیع
sample
واحد نمونه
sampled
واحد نمونه
repeating unit
واحد تکراری
unit cell
سلول واحد
unit position
مکان واحد
unitization
تعیین واحد
unit weight
وزن واحد
storming column
واحد مامورحمله
unit tube
لوله واحد
terminal unit
واحد پایانه
terminal unit
واحد پایانی
tape unit
واحد نوار
storage unit
واحد انباره
unit record
رکورد واحد
unit price
بهای واحد
storage unit
واحد ذخیره
unified budget
بودجه واحد
unit price
قیمت واحد
unit price
واحد قیمت
unit price
واحد بهاء
rad
یک واحد دوزاتمی
quarterstaff
واحد یموت
phyton
واحد گیاهی
physical unit
واحد فیزیکی
unit elasticity
کشش واحد
phot
واحد روشنایی
unit hydrograph
هیدروگراف واحد
personality module
واحد شخصیت
unit cost
هزینه واحد
output unite
واحد خروجی
object module
واحد مقصد
object module
واحد مقصود
peripheral unit
واحد جنبی
gusts
واحد چشایی
unit distance
با فاصله واحد
processing unit
واحد پردازنده
unit of account
واحد محاسبه
processing unit
واحد پردازش
program module
واحد برنامه
mpu
واحد میکروپروسسور
unit matrix
ماتریس واحد
gust
واحد چشایی
unit load
واحد بار
pyramiding
مدیریت واحد
unit of currency
واحد پولی
unit solid angle
زاویه واحد فضایی
elastivity
واحد برق ناپذیری
decision making unit
واحد تصمیم گیرنده
disk storage unit
واحد انبارهای گردهای
assize
واحد وزن وپیمانه
dominant firm
واحد تجارتی مسلط
drilling unit
واحد مته کاری
disk unit enclosure
محفظه واحد دیسک
unit of measurement
واحد اندازه گیری
economic unit
واحد اقتصادی مانند
desulfurization unit
واحد گوگرد زدایی
desalination plant
واحد ملح گیری
inductance per unit length
اندوکتیویته در واحد طول
data display unit
واحد داده نما
autonomous
واحد کنترل داخلی
british thermal unit
واحد گرمایی بریتانیا
british thermal unit
واحد بریتانیایی گرما
calorie
واحد سنجس گرما
basic machine unit
واحد دستگاه مقدماتی
unit circle
دایره واحد
[ریاضی]
arithmetic logic unit
واحد حساب و منطق
blood sample
واحد نمونه خون
atomic mass unit
واحد اتمی جرم
auxiliary power unit
واحد قدرت کمکی
visual display unit
واحد نمایشگر بصری
visual display unit
واحد نمایش دیداری
video display unit
واحد نمایش تصویری
unity power factor
ضریب توان واحد
cost unit
واحد هزینه یابی
tod
واحد قدیمی وزن
cost unit
هزینه واحد تولید
coulomb
واحد اندازه الکتریسیته
calories
واحد سنجس گرما
unitas multiplex
واحد چند وجهی
communications control unit
واحد کنترل مخابراتی
volume unit
واحد بلندی صدا
Simultaneously. In a jiffy.
درآن واحد ( فورا")
work unit
یک واحد تقسیم کار
calory
واحد سنجس گرما
central processing unit
واحد پردازش مرکزی
vu
واحد بلندی صدا
unit record device
دستگاه ضبط واحد
chronaxie
واحد تحریک پذیری
chronaxy
واحد تحریک پذیری
agglomerating plant
واحد یا تاسیسات زینتر
uni
پیشوندیست بمعنی "یک " و"واحد" و "تک "
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com