Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 103 (8 milliseconds)
English
Persian
overnice
دقت گیر بحد افراط
Search result with all words
radical
افراطی افراط گرا ریشهای
radicals
افراطی افراط گرا ریشهای
excessively
بحد افراط
plethora
ازدیاد خون در یک نقطه افراط
overmuch
بحد افراط بمقدار زیاد
enormously
بحد افراط
superfluity
افراط
self indulgent
افراط کار
self-indulgent
افراط کار
scrupulously
بحد افراط
hyper
پیشوندی بمعنی روی و بالای و برفراز و ماوراء و خارج از حد عادی وفوق العاده ومافوق و اضافه و بیش از حدو بحد افراط
hyper-
پیشوندی بمعنی روی و بالای و برفراز و ماوراء و خارج از حد عادی وفوق العاده ومافوق و اضافه و بیش از حدو بحد افراط
indulgence
از راه افراط بخشیدن
indulgence
زیاده روی افراط
indulgences
از راه افراط بخشیدن
indulgences
زیاده روی افراط
extremities
افراط و تفریط
extremity
افراط و تفریط
flag waving
میهن پرستی بحد افراط وجنون
flag-waving
میهن پرستی بحد افراط وجنون
excess
افراط بی اعتدالی
excess
افراط
excesses
افراط بی اعتدالی
excesses
افراط
booze
مشروبات الکلی بحد افراط نوشیدن
boozed
مشروبات الکلی بحد افراط نوشیدن
boozes
مشروبات الکلی بحد افراط نوشیدن
boozing
مشروبات الکلی بحد افراط نوشیدن
wanton
افراط کردن
overact
در ایفای نقش خود افراط کردن
overacted
در ایفای نقش خود افراط کردن
overacting
در ایفای نقش خود افراط کردن
overacts
در ایفای نقش خود افراط کردن
lavish
ولخرجی کردن افراط کردن
lavished
ولخرجی کردن افراط کردن
lavishes
ولخرجی کردن افراط کردن
lavishing
ولخرجی کردن افراط کردن
frill
افراط
frills
افراط
indulge
افراط کردن
indulged
افراط کردن
indulges
افراط کردن
indulging
افراط کردن
bum
ادم مفت خور یا ولگرد ولگردی یا مفت خوری کردن بحد افراط مشروب نوشیدن
bummed
ادم مفت خور یا ولگرد ولگردی یا مفت خوری کردن بحد افراط مشروب نوشیدن
bumming
ادم مفت خور یا ولگرد ولگردی یا مفت خوری کردن بحد افراط مشروب نوشیدن
bums
ادم مفت خور یا ولگرد ولگردی یا مفت خوری کردن بحد افراط مشروب نوشیدن
extravagance
افراط
extravagances
افراط
extravagantly
با افراط زیاد
extravagantly
با افراط کاری
carouse
در مشروب افراط کردن
caroused
در مشروب افراط کردن
carouses
در مشروب افراط کردن
carousing
در مشروب افراط کردن
intemperate
افراط کار
radicalism
گرایش به سیاست افراطی تندروی و افراط
extremism
افراط کاری عقیده افراطی
extremism
افراط گرایی
chauvinism
افراط کورکورانه در میهن پرستی ناسیونالیسم در حد افراطی و غیر منطقی
wasteful
افراط کار متلف
acnerosacea
ورم و سرخی صورت وبینی در اثر افراط در صرف مشروبات الکلی
blase
بیزار از عشرت در اثر افراط درخوشی
bureaucreacy
رعایت تشریفات اداری به حد افراط کاغذ بازی و سیستم حکومتی و اداری مبتنی بر ان
cachinnate
در خنده افراط کردن
distemperate
افراط کار
excessive use
افراط
excessiveness
افراط
exorbitance
زیادی افراط
exorbitance
افراط
extremeness
افراط
fulsomeness
افراط
golden mean
برکناری از افراط و تفریط
go to extreme
افراط و تفریط کردن
hypercriticism
افراط در انتقاد
inordinacy
افراط
inordinateness
افراط
intemperance
افراط
intemperately
ازروی افراط با زیاده روی
legalism
رستگاری از راه نیکوکاری افراط در مراعات قانون اصول قانون پرستی
outrageousness
تجاوز افراط
overbuy
در خرید افراط کردن
overindulge
افراط ورزیدن
overindulgence
افراط
overspend
زیاد خرج یا مصرف کردن افراط کردن
overtrading
بیش ازحد معامله کردن افراط در داد و ستد
oxyopia
تزئینی بحد افراط
potation
جرعه افراط در شرب
profit cannibalism
افراط در تخفیف و ارزان فروشی
prudishness
نمایش عفت یااداب بحد افراط
purism
افراط در استعمال صحیح الفاظ
red tapery
رعایت تشریفات رسمی واداری بحد افراط
religiose
دیندار بحط افراط
self indulgence
افراط
supererogation
افراط در انجام وفیفه
take an extreme course
افراط یا تفریط کردن
to carry to excess
افراط کردن در
to run to extremes
افراط وتفریطکردن
to take an extreme course
افراط یاتفریط کردن
ultra individualism
اعتقاد به اصالت فرد در حد افراط
Other Matches
hard line
افراط آمیز
ultraism
افراط کاری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com