Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 91 (5 milliseconds)
English
Persian
minute
دقیقه
min
دقیقه
Other Matches
round
هرروند 3 دقیقه و هرمسابقه 3روند دارد با یک دقیقه استراحت بین روندها
roundest
هرروند 3 دقیقه و هرمسابقه 3روند دارد با یک دقیقه استراحت بین روندها
hours
06 دقیقه
line per minute
خط در دقیقه
half hour
03 دقیقه
minute
: دقیقه
hour
06 دقیقه
From moment to moment . Every minute.
آن به آن ( هر دقیقه )
wait a second
یک دقیقه
whipstitch
یک دقیقه
speed of rotation
گردش بر دقیقه
ampere minute
امپر- دقیقه
rpm
دور بر دقیقه
revs per minute
دور بر دقیقه
revolutions per minute
دور بر دقیقه
exact sciences
علوم دقیقه
watt minute
وات- دقیقه
rpm
گردش در دقیقه
quarter hour
پانزده دقیقه
revolution per minute
دور در دقیقه
rate of fire
تعدادتیر در دقیقه
rev
دور بر دقیقه
number of revolutions
دور بر دقیقه
full-time
09 دقیقه بازی
revs per minute
چرخش بر دقیقه
speed of rotation
چرخش بر دقیقه
revolutions per minute
گردش بر دقیقه
mathematics
علوم دقیقه
revs per minute
گردش بر دقیقه
rpm
گردش بر دقیقه
rev
گردش بر دقیقه
number of revolutions
گردش بر دقیقه
rotational speed
گردش بر دقیقه
beat
تعدادپاروزنها در هر دقیقه
beats
تعدادپاروزنها در هر دقیقه
rotational speed
دور بر دقیقه
speed of rotation
دور بر دقیقه
revolutions per minute
چرخش بر دقیقه
rpm
چرخش بر دقیقه
rev
چرخش بر دقیقه
number of revolutions
چرخش بر دقیقه
rotational speed
چرخش بر دقیقه
Wait a minute .
یک دقیقه مهلت بده
I will be back in 10 minutes.
10 دقیقه دیگر برمیگردم.
rpm
مخفف دور در دقیقه
180 strokes a minute
۱۸۰ ضربه در دقیقه
wait a minute
یک دقیقه صبر کنید
megacycle
یک میلیون دوردر دقیقه
game misconduct penalty
01 دقیقه اخراج بازیگرخطاکار
cyclic rate
نواخت تیر در دقیقه
it is 0 minutes past four
ده دقیقه از چهار می گذرد
misconduct penalty
جریمه 01 دقیقه اخراج
at ten minutes notice
با ده دقیقه اخطار قبلی
subtility
نکته باریک دقیقه
cyclic rate
تعداد تیردر دقیقه
major penalty
اخراج بازیگر برای 5 دقیقه
There will be a delay of 8 minutes.
8 دقیقه تاخیر خواهد داشت.
minor penalty
خطای کوچک و 2 دقیقه اخراج
minute hand
عقربه دقیقه شمار ساعت
The train was 10 minutes late.
قطار 10 دقیقه دیر رسید
Tell him, he needs to wait for a moment.
به او
[مرد]
بگوئید یک دقیقه صبر کند.
at the elventh hour
دقیقه نود کاری انجام دادن
slow fire
یک دقیقه فرصت برای تیراندازی به هر نفر
Let me think a moment .
بگذارید یک دقیقه ( لحظه ) فکر کنم
tempo
سرعت اجرای نتها به صورت ضربه در دقیقه .2-
tempos
سرعت اجرای نتها به صورت ضربه در دقیقه .2-
paged
تعداد صفحات که چاپگر در یک دقیقه چاپ میکند
pages
تعداد صفحات که چاپگر در یک دقیقه چاپ میکند
page
تعداد صفحات که چاپگر در یک دقیقه چاپ میکند
roundest
روند بوکس برابر 3 دقیقه زمان مسابقه تکواندو
times
زمانی که به صورت ساعت , دقیقه , ثانیه و... بیان شود
timed
زمانی که به صورت ساعت , دقیقه , ثانیه و... بیان شود
time
زمانی که به صورت ساعت , دقیقه , ثانیه و... بیان شود
round
روند بوکس برابر 3 دقیقه زمان مسابقه تکواندو
line printer
وسیله چاپ اطلاعات با سرعت بالا خروجی به صورت خط در دقیقه است
line printers
وسیله چاپ اطلاعات با سرعت بالا خروجی به صورت خط در دقیقه است
connect
هزینه در واحد دقیقه برای ارتباط داشتن با کامپیوتر راه دور
lost ball
گوی گم شده در مسیر بازی گلف که به فاصله 5 دقیقه پیدا نشود
connects
هزینه در واحد دقیقه برای ارتباط داشتن با کامپیوتر راه دور
pages
اندازه سرعت چاپگر نشان دهنده تعداد صفحات متن است که در هر دقیقه چاپ میشود
intermediate contingency
قدرت موتور توربوشفت پایین تر از سطح اضطراری که معمولا برای مدت 03 دقیقه مجاز میباشد
page
اندازه سرعت چاپگر نشان دهنده تعداد صفحات متن است که در هر دقیقه چاپ میشود
paged
اندازه سرعت چاپگر نشان دهنده تعداد صفحات متن است که در هر دقیقه چاپ میشود
moto cross
مسابقه موتورسیکلت رانی درمسیر خاکی محدود تپه و پیچ جاده و پرش در دو بخش 03یا 54 دقیقه
it is minutes past
ساعت سه وپنج دقیقه است 5دقیقه از3 گذشته است
By my watch it's five to nine.
طبق ساعت
[مچی]
من ساعت پنج دقیقه به نه است.
auto
توانایی برخی از برنامههای کاربردی مثل کلمه پرداز و نرم افزار پایگاه داده ها که خود کار فایل مصرفی را ضبط کرده هر چند دقیقه
autos
توانایی برخی از برنامههای کاربردی مثل کلمه پرداز و نرم افزار پایگاه داده ها که خود کار فایل مصرفی را ضبط کرده هر چند دقیقه
maximal oxygen consumption per minute
حداکثر اکسیژن مصرفی دردقیقه بیشینه اکسیژن مصرفی در دقیقه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com