English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 43 (4 milliseconds)
English Persian
attached دلبسته علاقمند
Other Matches
attaching دلبسته شدن
attach دلبسته شدن
attaches دلبسته شدن
fondest علاقمند
fonder علاقمند
fond علاقمند
devoted علاقمند
zoophilic علاقمند به جانور
zoophilous علاقمند به جانور
fashionmonger علاقمند به مد وسلیقه
sweet tooth علاقمند به شیرینی
hydrophile اب دوست علاقمند به اب
hydrophilic اب دوست علاقمند به اب
wedded بسیار علاقمند
philoprogenitive علاقمند به اولاد
long haired علاقمند به چیزی
beseeching علاقمند-ازرویاشتیاقوآرزو
enamoured علاقمند و عاشقبهچیزی
amative علاقمند بامورجنسی
longhair علاقمند به چیزی
responsive علاقمند ومتوجه
interests علاقمند کردن
interest علاقمند کردن
kleptomaniac علاقمند به دزدی
kleptomaniacs علاقمند به دزدی
thermotropic علاقمند به گرما دماگرای
They grew attached ( attracted) to each other. به همدیگر علاقمند شدند
heterosexual علاقمند به جنس مخالف
heterosexuals علاقمند به جنس مخالف
air minded علاقمند به فضانوردی وهوانوردی
gastronome علاقمند بغذای خوب
bonvivant علاقمند بزندگی خوب
discophile علاقمند به صفحات گرامافون
spelunker علاقمند به اکتشاف غار
jaeger علاقمند به شکار مرد شکارچی
audiophile شخص موسیقی دوست علاقمند بموسیقی
irrigationist کسیکه در مسائل وابسته به ابیاری علاقمند است
sig علاقمند به یک نرم افزاریاسخت افزار خاصی هستند
national educational computing conferenc جلسه سالیانه فارغ التحصیلان علاقمند به استفاده کامپیوتر در اموزش
computer nik استفاده کننده علاقمند کامپیوترکه وقت زیادی را صرف کاربا کامپیوتر میکند
special interest group که علاقمند به سخت افزار یا نرم افزار خاصی هستند
homebody ادم خانه نشین یا علاقمند به خانه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com