Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 61 (1 milliseconds)
English
Persian
helpmate
دمساز همسر
Other Matches
compatible
دمساز
confidants
دمساز
confidantes
دمساز
confidant
دمساز
simpatico
<adj.>
دمساز
sort
دمساز شدن
sorts
دمساز شدن
sorted
دمساز شدن
concurs
هم رای بودن دمساز شدن
concurring
هم رای بودن دمساز شدن
concur
هم رای بودن دمساز شدن
concurred
هم رای بودن دمساز شدن
consort
همسر
partners
همسر
consorted
همسر
consorting
همسر
wife
همسر
fere
همسر
associating
همسر
associates
همسر
associated
همسر
associate
همسر
partnering
همسر
mated
همسر
consorts
همسر
spouse
همسر
mate
همسر
spouses
همسر
partner
همسر
partnered
همسر
mates
همسر
monandry
یک همسر گزینی
prince consort
همسر شاهزاده
Crown Princesses
همسر ولیعهد
Crown Princess
همسر ولیعهد
monogamous
دارای یک همسر
partner
انباز همسر
partnered
انباز همسر
partnering
انباز همسر
spouses
همسر کردن
partners
انباز همسر
spouse
همسر کردن
match
لنگه همسر
matches
لنگه همسر
desertion
ترک همسر
baroness
همسر بارون
baronesses
همسر بارون
conjoin
همسر زوج
monogamy
داشتن یک همسر
ambassadress
همسر سفیر
archduchess
همسر دوک اعظم
assorted
همه فن حریف همسر
mongamist
طرفدار داشتن یک همسر
She is a perfect wife .
یک همسر کامل است
She has been a good wife to him.
همسر خوبی برایش بوده
monogamist
مرد یا زنی که در ان واحدبیش یک همسر ندارد
dower
قسمتی ازدارایی مرد که پس از فوتش به همسر وی می رسد
to be a fifth wheel
[to be in the way]
آدم اضافه
[بدون همسر]
بودن
[در جشنی که همه زوج دارند]
polygamy
چند همسری چند همسر گزینی
pin money
وجهی که شوهر به همسر خود برای حوایج خصوصی و شخصیش می پردازد و زن با صرف ان باید وضع فاهری خود رامتناسب با موقعیت اجتماعی شوهرش بیاراید
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com