Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (15 milliseconds)
English
Persian
fang
دندان ناب
fangs
دندان ناب
eyetooth
دندان ناب
peg tooth
دندان ناب
Search result with all words
toothier
دارای دندان مضرس
toothier
حریص دندان نما
toothiest
دارای دندان مضرس
toothiest
حریص دندان نما
toothy
دارای دندان مضرس
toothy
حریص دندان نما
incisor
دندان پیشین
gum
لثه دندان
gummed
لثه دندان
gumming
لثه دندان
gums
لثه دندان
pull
کشیدن دندان
pulls
کشیدن دندان
milk teeth
دندان شیری
milk tooth
دندان شیری
incisive
دندان پیشین ثنایا
titbit
لقمه خوشمزه تکه لذیذ وباب دندان
titbits
لقمه خوشمزه تکه لذیذ وباب دندان
skinflint
ادم دندان گرد
skinflints
ادم دندان گرد
fang
دندان انیاب
fangs
دندان انیاب
greedier
دندان گرد
greediest
دندان گرد
greedy
دندان گرد
molar
دندان اسیاب
dessert
دندان مز
desserts
دندان مز
unanswerable
قاطع دندان شکن
practitioner
دندان پزشک
practitioners
دندان پزشک
pick
خلال دندان بکاربردن
pick
خلال دندان
picks
خلال دندان بکاربردن
picks
خلال دندان
cavities
کرم خوردگی دندان
cavity
کرم خوردگی دندان
wisdom teeth
دندان عقل
wisdom tooth
دندان عقل
toothpick
خلال دندان
toothpick
دندان کاو
toothpicks
خلال دندان
toothpicks
دندان کاو
cutter
دندان پیش
cutters
دندان پیش
peck
دندان زدن
pecked
دندان زدن
pecking
دندان زدن
pecks
دندان زدن
snarl
دندان قروچه کردن
snarled
دندان قروچه کردن
snarling
دندان قروچه کردن
snarls
دندان قروچه کردن
teethe
دندان در اوردن
teethed
دندان در اوردن
teethes
دندان در اوردن
teething
دندان دراوردن
porpoise
بالن یانهنگ دندان دار
porpoises
بالن یانهنگ دندان دار
prong
تیزی چنگال تیزی دندان
prongs
تیزی چنگال تیزی دندان
tusk
دندان دراز وتیز
tusk
دندان نیش اسب
tusk
دندان عاج فیل دندان گراز حیوانات
tusks
دندان دراز وتیز
tusks
دندان نیش اسب
tusks
دندان عاج فیل دندان گراز حیوانات
gnash
دندان قرچه کردن
gnash
دندان بهم فشردن
gnashed
دندان قرچه کردن
gnashed
دندان بهم فشردن
gnashes
دندان قرچه کردن
gnashes
دندان بهم فشردن
gnashing
دندان قرچه کردن
gnashing
دندان بهم فشردن
picker
خلال دندان
pickers
خلال دندان
toothache
دندان درد
toothache
درد دندان
tooth paste
خمیر دندان
toothpaste
خمیر دندان
toothpastes
خمیر دندان
toothbrush
مسواک دندان
toothbrushes
مسواک دندان
caries
کرم خوردگی دندان
ivory
دندان فیل
amalgam
الیاژ جیوه باچند فلز دیگرکه برای پرکردن دندان و ایینه سازی بکار میرود ترکیب مخلوط
amalgams
الیاژ جیوه باچند فلز دیگرکه برای پرکردن دندان و ایینه سازی بکار میرود ترکیب مخلوط
crown
تاج دندان
crowns
تاج دندان
toothless
بی دندان
tooth
دندان
tooth
دارای دندان کردن
crunch
صدای خرد کردن یا خرد شدن چیزی زیر دندان یا زیر چرخ وغیره
crunched
صدای خرد کردن یا خرد شدن چیزی زیر دندان یا زیر چرخ وغیره
crunches
صدای خرد کردن یا خرد شدن چیزی زیر دندان یا زیر چرخ وغیره
tartar
باره دندان
tartars
باره دندان
grin
دندان نمایی
grinned
دندان نمایی
Other Matches
dentine
عاج دندان
[دندان پزشکی]
[کالبدشناسی]
dentin
عاج دندان
[دندان پزشکی]
[کالبدشناسی]
tooth bleaching
سفید کردن دندان
[دندان پزشکی]
tooth whitening
سفید کردن دندان
[دندان پزشکی]
enamel
مینای دندان
[دندان پزشکی]
[کالبدشناسی]
dental enamel
مینای دندان
[دندان پزشکی]
[کالبدشناسی]
tooth enamel
مینای دندان
[دندان پزشکی]
[کالبدشناسی]
pulpa
پالپ دندان
[دندان پزشکی]
[کالبدشناسی]
dental pulp
پالپ دندان
[دندان پزشکی]
[کالبدشناسی]
pulpa
مغز دندان
[دندان پزشکی]
[کالبدشناسی]
dental pulp
مغز دندان
[دندان پزشکی]
[کالبدشناسی]
toothache
{sg}
دندان درد
[دندان پزشکی]
toothaches
دندان درد ها
[دندان پزشکی]
tooth pain
دندان درد
[دندان پزشکی]
pain in tooth
دندان درد
[دندان پزشکی]
odontogenic pain
دندان درد
[دندان پزشکی]
dental pain
دندان درد
[دندان پزشکی]
odontodynia
دندان درد
[دندان پزشکی]
dentalgia
دندان درد
[دندان پزشکی]
odontalgia
دندان درد
[دندان پزشکی]
toothache
دندان درد
[دندان پزشکی]
gam
دندان گراز یا دندان کج دهان
odontology
دندان شناسی دندان پزشکی
tooth pick
خلال دندان دندان کاو
dental caries
پوسیدگی دندان
[دندان پزشکی]
dental filling
ترمیم دندان
[دندان پزشکی]
dental restoration
ترمیم دندان
[دندان پزشکی]
dental filling
پرکردن دندان
[دندان پزشکی]
dental restoration
پرکردن دندان
[دندان پزشکی]
caries
پوسیدگی دندان
[دندان پزشکی]
cavities
پوسیدگی دندان
[دندان پزشکی]
dental decay
[Caries dentium]
پوسیدگی دندان
[دندان پزشکی]
tooth decay
پوسیدگی دندان
[دندان پزشکی]
gam
دندان
curvidentate
کج دندان
fangless
بی دندان
toothsome
دندان مز
edentulous
بی دندان
odontiasis
دندان در اوری
odontic
وابسته به دندان
odontitis
اماس دندان
odontocete
دندان دار
odontogeny
پیدایش دندان
odontography
شرح دندان
odontoid
مانند دندان
odontologist
دندان شناس
odontology
مبحث دندان
dentition
دندان در اوردن
odontoma
ورم دندان
dentition
دندان بندی
odontalgia
دندان درد
multidentate
بسیار دندان
full mouthed
تمام دندان
fullmouthed
تمام دندان
fanged
دندان دار
eruption of the teeth
درامدن دندان
gumboil
پیله دندان
incisive tooth
دندان پیشین
edentate
جانور بی دندان
irrecusable
دندان شکن
dentulous
دندان دار
molar tooth
دندان اسیاب
latidentate
پهن دندان
microdont
خرد دندان
mouthguard
محافظ دندان
jaw tooth
دندان اسیاب
permanent tooth
دندان دائمی
To have a tooth fI'lled.
دندان پرکردن
To have a tooth fI'lled.
دندان پر کردن
To pull out ( extract ) atooth .
دندان کشیدن
back tooth
دندان آسیاب
cheek tooth
دندان آسیاب
toothpowders
پودر دندان
toothpowders
گرد دندان
toothpowder
پودر دندان
pontic
دندان مصنوعی
prothesis
دندان یا عضومصنوعی
pyorrhea
چرک دندان
pyorrhoea
چرک دندان
pyorrhoea alveolaris
چرک دندان
saber toothed
دندان شمشیری
sectorial
دندان اسیاب
sharp fanged
تیز دندان
sharp toothed
تیز دندان
snaggletooth
دندان بد شکل
snaggletooth
دندان بی قاعده
teeth grinding
دندان قرچه
teeth of armature
دندان ارمیچر
the crown of the teeth
دندان بیرونی
tooth powder
گرد دندان
toothpowder
گرد دندان
dentition
دندان دراوری
bridgework
پل دندان مصنوعی
bicuspid
دندان دوپایه
grinders
دندان اسیاب
grinder
دندان اسیاب
grins
دندان نمایی
dentiparous
دندان اور
denticle
دندان کوچک
dental clinic
دندان پزشکی
dental caries
پوسیدگی دندان
cuspid
دندان انیاب
dentine
عاج دندان
dentin
عاج دندان
dentifrice
خمیر دندان
dentifrice
گرد دندان
cuspid
دندان نیش
crenated
دندان موشی
crenate
دندان موشی
chisel tooth
دندان پیشه
grinning
دندان نمایی
A crushing reply(retort).
جواب دندان شکن
flea in one's ear
<idiom>
جواب دندان شکن
fight tooth and nail
<idiom>
با چنگ و دندان جنگیدن
dog-tooth
[گچ بری دندان نما]
dentofacial orthopedics
ارتودنسی
[دندان پزشکی]
orthodontics
ارتودنسی
[دندان پزشکی]
orthodontia
ارتودنسی
[دندان پزشکی]
odontalgic
داروی دندان درد
tartarous
دارای باره دندان
incisive tooth
دندان پیش ثنیه
the crown of the teeth
قسمت بیرونی دندان
hsd it out
بدهید دندان را بکنند
cuspid
دندان نوک تیز
incisory
وابسته به دندان پیش
to grind the teeth
دندان قرچه کردن
incisor tooth
وابسته به دندان پیش
interdental
واقع در میان دو دندان
gingival
مربوط به لثه دندان
odontalgic
وابسته به دندان درد
bruxism
دندان قرچه در خواب
odontorrhagia
خون امدن دندان
premolar
دندان اسیاب کوچک
interdental space
فاصله میان دو دندان
sawtooth wave
جریان دندان ارهای
foretooth
وابسته به دندان پیش
foal tooth
نخستین دندان اسب
false tooth
دندان مصنوعی یاساختگی
tubercle
برامدگی دندان اسیاب
dog tooth
گچ بری دندان نما
denture
یکدست دندان مصنوعی
denture
دندان مصنوعی گذاری
eye teeth
دندان نیش بالا
eye tooth
دندان نیش بالا
edentate
بدون دندان جلو
exodontist
متخصص دندان کشی
dentifactor
اسباب دندان سازی
toothsome
باب دندان خوشمزه
exodontia
مبحث دندان کشی
dentification
درست شدن دندان
gingiva
لثه
[دندان پزشکی]
[کالبدشناسی]
notchy
دندان موشی دندانه دار
gum
لثه
[دندان پزشکی]
[کالبدشناسی]
bucktooth
دندان گراز یا پیش امده
root canal therapy
درمان ریشه
[دندان پزشکی]
gingivitis
اماس و التهاب لثه دندان
root canal procedure
درمان ریشه
[دندان پزشکی]
full mouthed
دارای شماره کامل دندان
root canal treatment
[RCT]
درمان ریشه
[دندان پزشکی]
endodontic therapy
درمان ریشه
[دندان پزشکی]
porgee
ماهی خوراکی دندان دار
porgy
ماهی خوراکی دندان دار
pearly teeth
دندان هایی چون مروارید
to grind the teeth
دندان بهم ساییدن یافشردن
to grind out an oath
درحال دندان قرچه سوگندیادکردن
to have a toothache
دندان درد داشتن
[پزشکی]
sailfish
انواع شمشیرماهیان دندان دار
To stop coveting something.
دندان طمع چیزی را کشیدن
solenoglyph
مار تیز دندان از نژادافعی
gap-toothed
دارای فاصله بین دو دندان
snaggletoothed
دارای دندان گراز یا بد شکل
this tooth is very painful
این دندان خیلی درد میکند
root canal treatment
[RCT]
روت کانال تراپی
[دندان پزشکی]
artifici tooth
دندان مصنوعی یا ساختگی یاعملی یا دستی
endodontic therapy
روت کانال تراپی
[دندان پزشکی]
lagomorpha
پستانداران جونده دارای دوردیف دندان
lagomorph
پستانداران جونده دارای دوردیف دندان
root canal therapy
روت کانال تراپی
[دندان پزشکی]
root canal procedure
روت کانال تراپی
[دندان پزشکی]
crenulated
دندان موشی دارای کنگرههای ریز مضرس
pleurodont
دارای دندان محکم شده ازداخل ارواره
root canal procedure
عصب کشی
[روت کانال]
[دندان پزشکی]
root canal treatment
[RCT]
عصب کشی
[روت کانال]
[دندان پزشکی]
endodontic therapy
عصب کشی
[روت کانال]
[دندان پزشکی]
root canal therapy
عصب کشی
[روت کانال]
[دندان پزشکی]
jew's harp
سازی که با دندان نگاه میدارند و باانگشت میزنند
crenulate
دندان موشی دارای کنگرههای ریز مضرس
periodontal
واقع دراطراف دندان یا دندانها ضریع دندانی
to grin and bear it
در رنج وسختی بردباری کردن دندان روی جگرگذاشتن
teething ring
حلقه لاستیکی مخصوص گازگرفتن کودک تا دندان در اورد
periodontics
مبحث امراض لثه وبافتهای محافظ اطراف دندان
It is to your taste (liking).
باب دندان شما است ( مطابق میل وسلیقه )
gomphosis
اتصال و جوش خوردن استخوان دندان به ارواره مفصل متحرک
endodontia
شاخهای از دندانپزشکی که درباره بیماریهای حفره میانی دندان بحث میکند
endodontics
شاخهای از دندانپزشکی که درباره بیماریهای حفره میانی دندان بحث میکند
zinjanthropus
شبه انسان دارای ابروی کوتاه و دندان اسیاب بزرگ دوره پلیستوسن سفلی
linguo dental
زبان و دندانی با زبان و دندان درست شده
tusker
گراز دارای دندان گراز
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com