English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (39 milliseconds)
English Persian
rib دنده دار کردن
Search result with all words
thread دنده دار کردن مارپیچ
threads دنده دار کردن مارپیچ
throwin در دنده انداختن تزریق کردن
to gear down باعوض کردن دنده کندکردن
to gear up باعوض کردن دنده تندکردن
ungear از دنده بیرون انداختن بی دنده کردن
change down به دنده سنگین حرکت کردن
Other Matches
pinions دنده پینیون دنده لایتناهی
pinioning دنده پینیون دنده لایتناهی
spur gear دنده مهمیزی دنده خاردار
pinion دنده پینیون دنده لایتناهی
epicyclic transmission یک یاچند چرخ دنده که در داخل یاخارج چرخ دنده دیگری حرکت می کنند
rougher دنده دنده کننده
oil gear جعبه دنده برقی و هیدرولیکی دستگاه جعبه دنده روغنی برقی
sprocket دنده چرخ زنجیرخور چرخ دنده
stricter یک دنده
slat دنده ها
drive دنده
strictest یک دنده
strict یک دنده
spare ribs سر دنده
gears دنده
geared دنده
dependum ته دنده
rib دنده
slats دنده ها
geap دنده
hard-nosed یک دنده
costa دنده
drives دنده
gear دنده
bendix دنده بندیکس
threads دنده پیچ
grooved دنده دار
cog [cogwheel] چرخ دنده
ribbed دنده دار
french chop گوشت دنده
cog wheels چرخ دنده ها
thread دنده پیچ
spareribs گوشت دنده
gearwheel چرخ دنده
bendix دنده استارت
gearbox جعبه دنده
gearboxes جعبه دنده
gear case جعبه دنده
gearing جعبه دنده
gear box جعبه دنده
cramwheel دنده مخروطی
cogged wheels چرخ دنده ها
gear cutter دنده تراش
cogwheels چرخ دنده ها
transmission case جعبه دنده
pinions جرخ دنده
longitudinal دنده طولی
cogged wheel چرخ دنده
bevel gear دنده مورب
pinioning جرخ دنده
gear wheel چرخ دنده
shifting lever دسته دنده
toothed wheel چرخ دنده
reverse gear دنده معکوس
reverse gears دنده معکوس
gearwheels چرخ دنده ها
low gear دنده کندکن
gearshifts میله دنده
gearshift دنده عوض کن
cog wheel چرخ دنده
ratchet دنده جغجغه ای
top radius گردی سر دنده
gear level دسته دنده
cogwheel چرخ دنده
gear wheels چرخ دنده ها
gearshift میله دنده
gearshifts دنده عوض کن
worm gear دنده مارپیچی
sprocket دنده زنجیر
jackshaft دنده دو در اتومبیل
sheaths تیزی دنده
cross-rib دنده ی قوس
jackshaft دنده عقب
spur gear دنده ملخی
gear جعبه دنده
gear چرخ دنده
geared چرخ دنده
geared جعبه دنده
sheath تیزی دنده
frame دنده عرضی
wheelwork چرخ دنده
steering gear دنده فرمان
cogs دنده چرخ
timber دنده عرضی
drive mechanism جعبه دنده
laticostate دنده پهن
cog دنده چرخ
pinwheel چرخ دنده
chop گوشت دنده
rib گوشت دنده
planetary gear دنده خورشیدی
rib دنده میله
stave دنده بشکه
pinion جرخ دنده
gears چرخ دنده
steering gear دنده سکان
external thread دنده خارجی
worm gear دنده مورب
dependum angle زاویه ته دنده
transmissions جعبه دنده
transmission جعبه دنده
cramwheel دنده کرامویل
high speed دنده سریع
stick shift دسته دنده
bevel gear دنده کرامویل
gears جعبه دنده
contact backlash دنده کور تماس
differential gear دنده عقب اتومبیل
pinions چرخ دنده جناحی
wracks چرخ دنده دار
ratchets ضامن چرخ دنده
controlled stick steering دسته دنده خودکار
ratchet ضامن چرخ دنده
four gear drive گیربکس چهار دنده
nut چرخ دنده ساعت
gear assembly مجموعه چرخ دنده ها
step up gear چرخ دنده افزاینده
rib هرچیز شبیه دنده
gear box جعبه دنده گیرباکس
short ribs گوشت با استخوان دنده
magnetic gear shift دسته دنده مغناطیسی
quick change gearbox جعبه دنده نورتون
wracked چرخ دنده دار
racked چرخ دنده دار
pinions دنده هرزه گرد
starter gear ring چرخ دنده استارتر
crown gear چرخ دنده محدب
inside thread دنده داخلی قلاویز
reduction gear چرخ دنده کاهنده
sun gear چرخ دنده خورشیدی
steering gear جعبه دنده فرمان
sawtooth wave موج دنده ارهای
rachet ضامن چرخ دنده
rack چرخ دنده دار
it serves him right دنده اش هم نرم شود
racks چرخ دنده دار
pinion دنده هرزه گرد
grub screw میله دنده دار
planetary gear جعبه دنده خورشیدی
get up on the wrong side of the bed <idiom> از دنده چپ بلند شدن
spiral gear چرخ دنده حلزونی
gear lever دسته دنده اتومبیل
worm wheel دنده کرمی شکل
tumble gear چرخ دنده واسطه
worm wheel چرخ دنده حلزونی
gear پوشش دنده دار
helical gear چرخ دنده حلزونی
tricostate سه دندهای دارای سه دنده
spare ribs گوشت دنده با استخوان
geared پوشش دنده دار
gears پوشش دنده دار
bevel gearing گیربکس دنده مخروطی
pull gear چرخ دنده بالابر
hoisting gear چرخ دنده بالابر
bevel gear drive جعبه دنده مخروطی
bevel gear چرخ دنده مخروطی
gear shift دسته دنده اتومبیل
high gear دنده قوی خودرو
worm gear چرخ دنده حلزونی
gear stick دسته دنده اتومبیل
gear case پوسته جعبه دنده
precostal واقع در پیش دنده ها
pinioning چرخ دنده جناحی
cross-springer [دنده اریب در طاق]
gear ratio نسبت چره دنده ها
gear cutting دنده تراشی [مهندسی]
transmission oil روغن جعبه دنده
transmission grease گریس جعبه دنده
transmission gear چرخ دنده انتقال
gear in درگیری دو چرخ دنده
eight speed gear drive گیربکس هشت دنده
gear quadrant ماهک جعبه دنده
driving gear چرخ دنده محرک
gear transmission ratio نسبت دنده گیربکس
pair of gears زوج چرخ دنده
gear change box جعبه تعویض دنده
pinioning دنده هرزه گرد
he broke his rib or something دنده منده اش شکست
compasition gear چرخ دنده مرکب
riblet انتهای دنده گوسفند
gearbox position وضعیت جعبه دنده
pinion چرخ دنده جناحی
planetary gear چرخ دنده سیارهای
gear friction اصطکاک چرخ دنده
steering column gear change اتصال چرخ دنده فرمان
reduction gear جعبه دنده تبدیل سرعت
rib تکه گوشت دنده دار
speedometer multiplier چرخ دنده سرعت سنج
fixie bicycle [fixie , one-gear bike without brakes] دوچرخه تک دنده [با چرخ آزاد]
geared مجموع چرخهای دنده دار
planet wheel چرخ دنده چرخان بدورمحور
gear مجموع چرخهای دنده دار
boring bit چرخ دنده داخل گرد
transmission ratio نسبت تبدیل جعبه دنده
transmission oil pump پمپ روغن جعبه دنده
crank gear چرخ دنده سر میل لنگ
worm transmission گیربکس با چرخ دنده حلزونی
aircraft arresting gear جعبه دنده دستگاه مهارهواپیما
speed reduction gear جعبه دنده کاهنده سرعت
gear friction losses تلفات اصطکاکی جعبه دنده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com