English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (11 milliseconds)
English Persian
jackshaft دنده دو در اتومبیل
Search result with all words
differential gear دنده عقب اتومبیل
gear shift دسته دنده اتومبیل
gear lever دسته دنده اتومبیل
gear stick دسته دنده اتومبیل
Other Matches
ungear از دنده بیرون انداختن بی دنده کردن
slingshot مانور اتومبیل عقبتر برای عبور از اتومبیل جلو با استفاده از کاهش فشار هوا
slingshots مانور اتومبیل عقبتر برای عبور از اتومبیل جلو با استفاده از کاهش فشار هوا
pinion دنده پینیون دنده لایتناهی
pinioning دنده پینیون دنده لایتناهی
pinions دنده پینیون دنده لایتناهی
spur gear دنده مهمیزی دنده خاردار
stock-cars اتومبیل شبیه به اتومبیل مسافرتی با تغییراتی بمنظورسرعت
hot rod اتومبیل شکاری وسریع السیر اتومبیل مسابقهای
stock car اتومبیل شبیه به اتومبیل مسافرتی با تغییراتی بمنظورسرعت
stock-car اتومبیل شبیه به اتومبیل مسافرتی با تغییراتی بمنظورسرعت
epicyclic transmission یک یاچند چرخ دنده که در داخل یاخارج چرخ دنده دیگری حرکت می کنند
windscreens پنجره اتومبیل شیشه جلو اتومبیل
automobiles اتومبیل راندن اتومبیل سوار شدن
windscreen پنجره اتومبیل شیشه جلو اتومبیل
automobile اتومبیل راندن اتومبیل سوار شدن
rougher دنده دنده کننده
oil gear جعبه دنده برقی و هیدرولیکی دستگاه جعبه دنده روغنی برقی
sprocket دنده چرخ زنجیرخور چرخ دنده
drive دنده
dependum ته دنده
spare ribs سر دنده
rib دنده
gear دنده
hard-nosed یک دنده
geared دنده
geap دنده
costa دنده
drives دنده
strictest یک دنده
stricter یک دنده
strict یک دنده
slat دنده ها
slats دنده ها
gears دنده
gearshift میله دنده
jackshaft دنده عقب
pinions جرخ دنده
pinioning جرخ دنده
pinion جرخ دنده
high speed دنده سریع
bevel gear دنده کرامویل
bevel gear دنده مورب
bendix دنده بندیکس
bendix دنده استارت
laticostate دنده پهن
worm gear دنده مورب
worm gear دنده مارپیچی
wheelwork چرخ دنده
gearshift دنده عوض کن
cogs دنده چرخ
gearing جعبه دنده
transmissions جعبه دنده
shifting lever دسته دنده
longitudinal دنده طولی
gearboxes جعبه دنده
gearbox جعبه دنده
gears جعبه دنده
gear چرخ دنده
gear جعبه دنده
geared چرخ دنده
geared جعبه دنده
gears چرخ دنده
transmission جعبه دنده
threads دنده پیچ
gearshifts میله دنده
gearshifts دنده عوض کن
transmission case جعبه دنده
low gear دنده کندکن
top radius گردی سر دنده
toothed wheel چرخ دنده
frame دنده عرضی
stave دنده بشکه
pinwheel چرخ دنده
rib گوشت دنده
rib دنده میله
steering gear دنده سکان
cog دنده چرخ
planetary gear دنده خورشیدی
spur gear دنده ملخی
sprocket دنده زنجیر
thread دنده پیچ
drive mechanism جعبه دنده
steering gear دنده فرمان
gear box جعبه دنده
ratchet دنده جغجغه ای
cogged wheel چرخ دنده
ribbed دنده دار
grooved دنده دار
cramwheel دنده مخروطی
gear cutter دنده تراش
french chop گوشت دنده
cross-rib دنده ی قوس
gear wheel چرخ دنده
reverse gear دنده معکوس
reverse gears دنده معکوس
sheath تیزی دنده
sheaths تیزی دنده
gear level دسته دنده
external thread دنده خارجی
dependum angle زاویه ته دنده
stick shift دسته دنده
timber دنده عرضی
cogwheel چرخ دنده
chop گوشت دنده
gear case جعبه دنده
gear wheels چرخ دنده ها
gearwheels چرخ دنده ها
cogwheels چرخ دنده ها
cog wheels چرخ دنده ها
cogged wheels چرخ دنده ها
spareribs گوشت دنده
cramwheel دنده کرامویل
cog wheel چرخ دنده
gearwheel چرخ دنده
cog [cogwheel] چرخ دنده
gear in درگیری دو چرخ دنده
eight speed gear drive گیربکس هشت دنده
starter gear ring چرخ دنده استارتر
gear quadrant ماهک جعبه دنده
gear case پوسته جعبه دنده
gears پوشش دنده دار
gear transmission ratio نسبت دنده گیربکس
rib دنده دار کردن
steering gear جعبه دنده فرمان
driving gear چرخ دنده محرک
riblet انتهای دنده گوسفند
rib هرچیز شبیه دنده
gear ratio نسبت چره دنده ها
pair of gears زوج چرخ دنده
planetary gear جعبه دنده خورشیدی
gear change box جعبه تعویض دنده
gear assembly مجموعه چرخ دنده ها
gear box جعبه دنده گیرباکس
geared پوشش دنده دار
reduction gear چرخ دنده کاهنده
racks چرخ دنده دار
tumble gear چرخ دنده واسطه
wracked چرخ دنده دار
gear پوشش دنده دار
wracks چرخ دنده دار
short ribs گوشت با استخوان دنده
racked چرخ دنده دار
planetary gear چرخ دنده سیارهای
four gear drive گیربکس چهار دنده
rack چرخ دنده دار
precostal واقع در پیش دنده ها
sawtooth wave موج دنده ارهای
quick change gearbox جعبه دنده نورتون
rachet ضامن چرخ دنده
nut چرخ دنده ساعت
gear friction اصطکاک چرخ دنده
gear cutting دنده تراشی [مهندسی]
tricostate سه دندهای دارای سه دنده
spare ribs گوشت دنده با استخوان
worm wheel دنده کرمی شکل
worm gear چرخ دنده حلزونی
ratchets ضامن چرخ دنده
it serves him right دنده اش هم نرم شود
ratchet ضامن چرخ دنده
pinion چرخ دنده جناحی
pinion دنده هرزه گرد
pinioning چرخ دنده جناحی
he broke his rib or something دنده منده اش شکست
pinioning دنده هرزه گرد
worm wheel چرخ دنده حلزونی
inside thread دنده داخلی قلاویز
spiral gear چرخ دنده حلزونی
high gear دنده قوی خودرو
get up on the wrong side of the bed <idiom> از دنده چپ بلند شدن
hoisting gear چرخ دنده بالابر
bevel gearing گیربکس دنده مخروطی
bevel gear drive جعبه دنده مخروطی
bevel gear چرخ دنده مخروطی
compasition gear چرخ دنده مرکب
contact backlash دنده کور تماس
controlled stick steering دسته دنده خودکار
pull gear چرخ دنده بالابر
grub screw میله دنده دار
pinions دنده هرزه گرد
helical gear چرخ دنده حلزونی
gearbox position وضعیت جعبه دنده
transmission oil روغن جعبه دنده
transmission grease گریس جعبه دنده
transmission gear چرخ دنده انتقال
cross-springer [دنده اریب در طاق]
magnetic gear shift دسته دنده مغناطیسی
crown gear چرخ دنده محدب
sun gear چرخ دنده خورشیدی
step up gear چرخ دنده افزاینده
pinions چرخ دنده جناحی
steering column gear change اتصال چرخ دنده فرمان
planet wheel چرخ دنده چرخان بدورمحور
timing gear چرخ دنده میل بادامک
worm transmission گیربکس با چرخ دنده حلزونی
throwin در دنده انداختن تزریق کردن
gears مجموع چرخهای دنده دار
transmission ratio نسبت تبدیل جعبه دنده
tracery vault طاق قوسی دنده دار
geared مجموع چرخهای دنده دار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com