English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (10 milliseconds)
English Persian
span دهانه نظری
spanned دهانه نظری
spanning دهانه نظری
spans دهانه نظری
theoretical span دهانه نظری
Other Matches
theorization تحقیقات نظری استدلال نظری
muzzle energy انرژی جنبشی پرتابه درلحظه خروج از دهانه که نسبت به دهانه اندازه گیری میشود
bay دهانه خلیج دهانه گشاد
bays دهانه خلیج دهانه گشاد
bayed دهانه خلیج دهانه گشاد
baying دهانه خلیج دهانه گشاد
tompion دهانه بند لوله توپ دهانه بند
flash defilade پنهان کردن برق دهانه توپ استتار برق دهانه توپ
theoretic نظری
theoretical نظری
armchairs نظری
visionaries نظری
opinionative نظری
indiscrimination بی نظری
visionary نظری
armchair نظری
metaphsics فلسفه نظری
illiberal views تنگ نظری
theoretical type سنخ نظری
theoretical value مقدار نظری
latitudinarianism وسیع نظری
pure mathematics ریاضیات نظری
oversights اشتباه نظری
narrow minddedness کوتع نظری
theoretical rising طلوع نظری
theoretical plate بشقابک نظری
revisionary تجدید نظری
subjectivism حالت نظری
provinciality تنگ نظری
theoretical chemistry شیمی نظری
peninsularity تنگ نظری
theoretical competition رقابت نظری
theoretical frequency بسامد نظری
theoretical mode نمای نظری
sight check مقابله نظری
theoretical setting غروب نظری
oversight اشتباه نظری
theories اصول نظری
metapolitics سیاسیات نظری
notionalist عالم نظری
expected value مقدار نظری
objectivity اصل بی نظری
objectivity بیطرفی و بی نظری
unique in every sense of the word از هر نظری بی مانند
dogmatic theology لاهوت نظری
erotics عشق نظری
theories علم نظری
theories تحقیقات نظری
a priori تئوری و نظری
insularism تنگ نظری
inspectional نظری دیدنی
in theory درعلم نظری
parochialism کوته نظری
theory تحقیقات نظری
theory علم نظری
theory اصول نظری
theorizing تحقیقات نظری کردن
dogmatics علم الهیات نظری
notionalist هواخواه استدلال نظری
notionalist متخصص علوم نظری
theorize استدلال نظری کردن
theorizing استدلال نظری کردن
theorizes تحقیقات نظری کردن
that is a good idea خوب نظری است
theoretics تحقیقات نظری در علوم
theorising استدلال نظری کردن
visionaries وابسته بدلایل نظری
theorists طرفدار استدلال نظری
theorist طرفدار استدلال نظری
visionary وابسته بدلایل نظری
A comparison of theory and practice. مقایسه ای از نظری و عمل.
short sighted ناشی از کوته نظری
theorised استدلال نظری کردن
theorizes استدلال نظری کردن
theorized تحقیقات نظری کردن
theorized استدلال نظری کردن
theorize تحقیقات نظری کردن
theorising تحقیقات نظری کردن
theorises تحقیقات نظری کردن
theorises استدلال نظری کردن
theorised تحقیقات نظری کردن
doctrinal عقیدهای مبنی بر عقاید نظری
height equivalent of theroretical plate ارتفاع معادل بشقابک نظری
hull speed حداکثر سرعت نظری قایق
short sight نزدیک بینی کوتاه نظری
theorist متخصص علوم نظری نگرشگر
theorists متخصص علوم نظری نگرشگر
to theorise [about something] [British E] استدلال نظری کردن [در باره چیزی]
There is no disagreement among us. اختلاف نظری بین ماوجود ندارد
pedantry or pedantism پیروی ازعلم کتابی یا قواعد نظری
to make a remark حرفی زدن افهار نظری کردن
to theorize [about something] استدلال نظری کردن [در باره چیزی]
I don't want to say anything about that. من نمی خواهم در باره آن مورد نظری بدهم.
pedantize پیروی علم کتاب یاقواعد نظری کردن
I wI'll not comment on this issue. درباره این مطلب اظهار نظری نمی کنم
kinetic theory of heat عقیده نظری نسبت باینکه گرماازجنبش ذرات پیدامیشود
thermostatics اصول نظری یا فرضیه علمی درباره موازنه گرما
inquisition نظری که هیات منصفه در ذیل برگ بازجویی میدهد رسیدگی
inquisitions نظری که هیات منصفه در ذیل برگ بازجویی میدهد رسیدگی
h.e.t.p plate theoretical equivalentof height ارتفاع معادل بشقابک نظری
What does Main Street think of this policy? بازاریها و خانواده های متوسط چه نظری در باره این سیاستمداری دارند؟
triforium سه دهانه
noses دهانه
nose دهانه
throats دهانه
throat دهانه
bays دهانه
branching bay دهانه
baying دهانه
drowned river mouth دهانه
embouchure دهانه
firth دهانه
mouthless بی دهانه
orifice of the stomack دهانه
bayed دهانه
outfall دهانه
bay دهانه
drift loading دهانه
mouthpieces دهانه
openings دهانه
mouthpiece دهانه
opening دهانه
waterways دهانه
muzzled دهانه
waterway دهانه
muzzles دهانه
muzzling دهانه
jetting دهانه
jetted دهانه
jets دهانه
yoke دهانه
muzzle دهانه
nozzles دهانه
nozzle دهانه
spans دهانه
head دهانه
port دهانه
spout دهانه
spouted دهانه
spouting دهانه
spouts دهانه
span دهانه
spanned دهانه
spanning دهانه
jet دهانه
orifices دهانه
mouthing دهانه
estuaries دهانه
mouths دهانه
orifice دهانه
estuary دهانه
mouth دهانه
inlets دهانه
inlet دهانه
mouthed دهانه
muzzle velocity سرعت دهانه
tuyere دهانه لوله
three necked flask بالن سه دهانه
tuyere دهانه دم اهنگری
two necked flask بالن دو دهانه
bottlenecks دهانه بطری
outlets دهانه ابگیر
outlet دهانه ابگیر
mouth of the furnace دهانه کوره
multi span bridge پل چند دهانه
cupped دهانه اتشفشان
muzzle brake دافع دهانه
apertures دهانه یا سوراخ
orifice دهانه تنگ
clear span دهانه موثر
bottleneck دهانه بطری
spark gap دهانه جرقه
craters دهانه اتشفشانی
river mouth دهانه رودخانه
the span of a bridge چشمه یا دهانه پل
crater دهانه اتشفشانی
safety gap دهانه حفافت
surface water gully دهانه پاکین
surface water gully دهانه گندابرو
scupper دهانه فاضلاب رو
scuppered دهانه فاضلاب رو
orifices دهانه تنگ
ostiary دهانه رودخانه
ostium مدخل دهانه
scuppers دهانه فاضلاب رو
outfall دهانه خروجی
outward opening دهانه خارجی
turnout دهانه ابگیر
turnouts دهانه ابگیر
scuppering دهانه فاضلاب رو
point bland از دهانه لوله
sluiceway دهانه تخلیه
joint opening دهانه یک درز
insets دهانه وصله
cups دهانه اتشفشان
intake دهانه ابگیر
intakes دهانه ابگیر
muzzling دهانه لوله
adjacent span دهانه متصل
muzzles دهانه توپ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com