Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
clachan
دهکده کوچک کوهستانی
Other Matches
hamlet
دهکده
hamlets
دهکده
stead
دهکده
dene
دهکده
boroughs
دهکده
thorp
دهکده
borough
دهکده
villages
دهکده
village
دهکده
krahl
دهکده
dorp
دهکده
villatic
مربوط به دهکده
holy joe
کشیش دهکده
village green
میدان دهکده
kraals
در دهکده مسکن دادن
kraal
در دهکده مسکن دادن
pueblo
دهکده سرخ پوستان
rustic
مربوط به دهکده دهاتی
kraal
دهکده بومیان افریقای جنوبی کلبه
kraals
دهکده بومیان افریقای جنوبی کلبه
mountain
کوهستانی
rangey
کوهستانی
rangy
کوهستانی
mountaineer
کوهستانی
mountains
کوهستانی
highland
کوهستانی
hilariously
کوهستانی
orestes
کوهستانی
mountainous
کوهستانی
montane
کوهستانی
mountaineers
کوهستانی
upper terminal
ایستگاه کوهستانی
bench
سکوی کوهستانی
transmontane
ماوراء کوهستانی
glens
دره کوهستانی
tarn
دریاچه کوهستانی
transmountain
ماوراء کوهستانی
benches
سکوی کوهستانی
shelf
سکوی کوهستانی
oread
حوری کوهستانی
high land
زمین کوهستانی
uplands
زمین کوهستانی
glen
دره کوهستانی
mountain troops
یکانهای کوهستانی
mountain climate
اقلیم کوهستانی
upland
زمین کوهستانی
mountaineers
یکان کوهستانی کوهنورد
ghillie
نوکریکی از روسای کوهستانی
greenwood
درخت راج کوهستانی
mountaineer
یکان کوهستانی کوهنورد
tarn
دریاچه عمیق وکوچک کوهستانی
gillie
نوکر یکی ازروسای کوهستانی
gilly
نوکر یکی ازروسای کوهستانی
gael
مردم کوهستانی اسکاتلند سلتهای اسکاتلندی
Sea
[mountain]
air makes you hungry.
هوای دریایی
[کوهستانی]
گشنگی می آورد.
williwa
وزش ناگهانی باد یا هوای سرد در مناطق کوهستانی
sporran
چنته یاکیسه چرمی جلو دامن اسکاتلندیهای کوهستانی
petty cash
صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
gemmule
یاخته کوچک که ازان جانورتازه پدیدمیاید غنچه کوچک
widget
آلت کوچک
[ابزار ]
[اسباب مکانیکی کوچک]
increments
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
jigger
بادبان کوچک یکجور کرجی کوچک
pig board
تخته کوچک برای موجهای کوچک
increment
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
pannikin
لیوان کوچک پیمانه کوچک
knobble
برامدگی کوچک گره کوچک
yodeled
صدای اواز مانند دلی دلی که اهالی سویس و مردم کوهستانی دراواز خود تکرارمیکنند
yodels
صدای اواز مانند دلی دلی که اهالی سویس و مردم کوهستانی دراواز خود تکرارمیکنند
yodelling
صدای اواز مانند دلی دلی که اهالی سویس و مردم کوهستانی دراواز خود تکرارمیکنند
yodelled
صدای اواز مانند دلی دلی که اهالی سویس و مردم کوهستانی دراواز خود تکرارمیکنند
yodeling
صدای اواز مانند دلی دلی که اهالی سویس و مردم کوهستانی دراواز خود تکرارمیکنند
yodel
صدای اواز مانند دلی دلی که اهالی سویس و مردم کوهستانی دراواز خود تکرارمیکنند
applet
1-برنامههای کاربردی کوچک 2-برنامه کوچک برای بهبود کارایی برنامه کاربردی وب که توسط Activex یا برنامه جا وا تامین میشود3-
small-scale
طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
small scale
طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
storage
1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
davit
جرثقیل کوچک جرثقیل کوچک قایق
pack artillery
توپخانه محمول با دواب توپخانه محمول توپخانه کوهستانی
culverts
پل کوچک
culvert
پل کوچک
bantams
کوچک
bantam
کوچک
minuscule
کوچک
exiguousness
کوچک
smallest
کوچک
floret
گل کوچک
venule
رگ کوچک
plumule
پر کوچک
fortalice
دژ کوچک
puny
کوچک
canis minor
سگ کوچک
canis minoris
سگ کوچک
ponceau
پل کوچک
micros
کوچک
plumelet
پر کوچک
petit
کوچک
cerebellum
مخ کوچک
pilule
حب کوچک
pillule
حب کوچک
micro
کوچک
runty
کوچک
little
کوچک
minute
کوچک
dimmers
کوچک
diminutive
کوچک
minus cule
کوچک
short ton
تن کوچک
pint-size
کوچک
seed bud
پر کوچک
pint size
کوچک
minor
کوچک
tiddlier
کوچک
smaller
کوچک
tiddliest
کوچک
tiddly
کوچک
thumbnail
کوچک
whiffet
سگ کوچک
dinky
کوچک
weeny
کوچک
pipsqueaks
کوچک
half pint
کوچک
thumbnails
کوچک
gracile
کوچک
petty
کوچک
weeniest
کوچک
imminution
کوچک
fractional
کوچک
small
کوچک
pipsqueak
کوچک
ickle
کوچک
weensy
کوچک
weenier
کوچک
small fry
کوچک
crownet
تاج کوچک
fractional h.p. motor
موتور کوچک
cock boat
کرجی کوچک
deerlet
گوزن کوچک
minim
هرچیز کوچک
dicky
پرنده کوچک
pouches
کیسه کوچک
pouch
کیسه کوچک
cony
خرگوش کوچک
crosslet
صلیب کوچک
contractible
کوچک شدنی
coney
خرگوش کوچک
colonnette
ستون کوچک
cockboat
کرجی کوچک
coffeehouse
کافه کوچک
cockle shell
کرجی کوچک
hillman
تپه کوچک
minims
هرچیز کوچک
crenulation
کنگره کوچک
crosslet
خاج کوچک
hamulus
قلاب کوچک
crackers
کلوچه کوچک
extenuatextent
کوچک کردن
feist
نوعی سگ کوچک
fibril
لیف کوچک
field colours
پرچم کوچک
fleuret
گل ساختگی کوچک
go devil
اژدر کوچک
glandule
غده کوچک
shrunken
کوچک شدن
squirt
فواره کوچک
foldaway
کوچک شونده
squirting
فواره کوچک
fortalice
قلعه کوچک
fossette
گودال کوچک
nodule
قلنبه کوچک
frith
خلیج کوچک
fruitlet
میوه کوچک
extenuate
کوچک کردن
atrophying
کوچک شدن
cracker
کلوچه کوچک
twigs
: شاخه کوچک
denticle
دندان کوچک
dickey
پرنده کوچک
gurry
دژ یا قلعه کوچک
guidon
پرچم کوچک
squirted
فواره کوچک
guiden
پرچم کوچک
diskette
گرده کوچک
diskette
دیسک کوچک
twig
: شاخه کوچک
dribblet
مبلغ کوچک
ductule
لوله کوچک
godling
خدای کوچک
ductule
مجرای کوچک
enchiridion
کتاب کوچک
squirts
فواره کوچک
miniaturization
کوچک سازی
gorges
دره کوچک
gorging
دره کوچک
glob
ذره کوچک
glob
کره کوچک
miniatures
مینیاتور کوچک
miniature
مینیاتور کوچک
globs
ذره کوچک
globs
کره کوچک
boats
ناو کوچک
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com