English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (4 milliseconds)
English Persian
it scaled kilograms ده کیلوگرم درامد
Search result with all words
it weighed kilogrammes سه کیلوگرم درامد
Other Matches
shots ساچمه وزنه برای مردان 62/7 کیلوگرم وبرای زنان 520/4 کیلوگرم
shot ساچمه وزنه برای مردان 62/7 کیلوگرم وبرای زنان 520/4 کیلوگرم
cwts واحد ورن برابر 34 کیلوگرم امریکا یا 05 کیلوگرم انگلستان
cwt واحد ورن برابر 34 کیلوگرم امریکا یا 05 کیلوگرم انگلستان
light heavyweight 5/28 کیلوگرم وزنه برداری وکشتی 18 کیلوگرم
disposable personal income درامد شخصی قابل تصرف درامد خالص پس از کسرمالیات
gini coefficient شاخص نابرابری درامد که از منحنی لورنز بدست می ایددرصورتیکه توزیع درامدکاملا برابر باشد این ضریب مساوی صفر ودرصورتیکه توزیع درامد کاملا نابرابرباشد این ضریب مساوی 1است هرچه این ضریب کوچک باشد توزیع درامد عادلانه تراست
functional distribution of income توزیع درامد بر حسب کارکرد توزیع درامد بین عوامل تولیدبدون توجه به مالکیت عوامل تولید
regressive income tax مالیات بر درامد کاهنده مالیات بر درامد نزولی
kilogrammes کیلوگرم
middleweight 47 کیلوگرم
babyweight 84 کیلوگرم
flyweight 15 کیلوگرم
kilograms کیلوگرم
middle heavyweight 09 کیلوگرم
light flyweight 84 کیلوگرم
light welterweight 76 کیلوگرم
light middleweight 57 کیلوگرم
heavy weight 18+ کیلوگرم
bantamweight 45 کیلوگرم
it weighed kilogrammes سه کیلوگرم
finweight 05- کیلوگرم
heavy weight 38+ کیلوگرم
over 0 kg 08+ کیلوگرم
kilogram کیلوگرم
kg کیلوگرم
welterweight 76 کیلوگرم
under 0 kg 06- کیلوگرم
lightweight 06 کیلوگرم
lightweight 5/76 کیلوگرم
lightweights 06 کیلوگرم
flyweight 25 کیلوگرم
lightweights 5/76 کیلوگرم
featherweight 75 کیلوگرم
featherweights 75 کیلوگرم
under kg 56- کیلوگرم
flyweights 15 کیلوگرم
flyweights 25 کیلوگرم
tonnes هزار کیلوگرم
grams یک هزارم کیلوگرم
grammes یک هزارم کیلوگرم
tons 709 کیلوگرم
flyweights 05 تا45 کیلوگرم
gram یک هزارم کیلوگرم
bantamweight 45 تا85 کیلوگرم
flyweight 05 تا45 کیلوگرم
tonne هزار کیلوگرم
heavy weight 001 کیلوگرم
super heavyweight 001+ کیلوگرم
middleweight 67 تا38 کیلوگرم
the weight is kilogrammes ان 5 کیلوگرم است
featherweights 85 تا46 کیلوگرم
kilogrammetre کیلوگرم متر
featherweight 85 تا46 کیلوگرم
ton 709 کیلوگرم
lightweights 07 تا67 کیلوگرم
lightweight 07 تا67 کیلوگرم
welterweight 46 تا07 کیلوگرم
kilo یک کیلوگرم معادل هزارگرم
kilos یک کیلوگرم معادل هزارگرم
where is the kilogramme weight ? سنگ کیلوگرم کجاست
it weighed kilogrammes بود سه کیلوگرم وزن داشت
ultralight aircraft هواپیمائی با وزن کمتر از454 کیلوگرم
life cycle hypothesis فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
slugs واحد غیر متریک جرم معادل 9395/41 کیلوگرم
slugged واحد غیر متریک جرم معادل 9395/41 کیلوگرم
hundredweights یا 08/05کیلوگرم است ودر امریکابرابر001 رطل یا 63/54 کیلوگرم میباشد
hundredweight یا 08/05کیلوگرم است ودر امریکابرابر001 رطل یا 63/54 کیلوگرم میباشد
slug واحد غیر متریک جرم معادل 9395/41 کیلوگرم
prelusion درامد
gainings درامد
it wasprologue to the nextmove درامد
emolument درامد
comings in درامد
earnings درامد
total revenue درامد کل
makings درامد
total income درامد کل
returns درامد
revenue درامد
return درامد
returned درامد
returning درامد
earning درامد
income درامد
proceeds درامد
admission درامد
admissions درامد
emoluments درامد
hatches درامد
means درامد
remunerative پر درامد
hatch درامد
hatched درامد
illicit earning درامد نامشروع
median income درامد میانی
income tax مالیات بر درامد
mean income درامد متوسط
money income درامد پولی
median income درامد متوسط
net income درامد خالص
national income درامد ملی
municipal revenue درامد شهرداری
marginal income درامد نهائی
incremental revenue درامد نهائی
income per capita درامد سرانه
income leakage کسر درامد
income leakage نشت درامد
income determination تعیین درامد
income consumption curve منحنی درامد
income and expenditure درامد و هزینه
marginal revenue درامد نهائی
it proved false دروغ درامد
income analysis تحلیل درامد
imperial decree درامد نامشروع
imputed income درامد ضمنی
imputed income درامد انتسابی
immoral earning درامد نامشروع
auras پیش درامد
overture پیش درامد
to bring a return درامد دادن
overtures پیش درامد
temporary income درامد موقتی
tax revenue درامد مالیاتی
supplementary income درامد تکمیلی
stream of income جریان درامد
total revenue curve منحنی درامد کل
total revenue function تابع درامد کل
transfer income درامد انتقالی
mean منابع درامد
unremunerative careers مشاغل کم درامد
unearned revenue درامد باداورده
unearned revenue درامد نامکتسب
meaner منابع درامد
meanest منابع درامد
aura پیش درامد
transitory income درامد انتقالی
sinfonia پیش درامد
revenue sources منابع درامد
per capita income درامد سرانه
ordinary income درامد عادی
notional income درامد خیالی
notional income درامد فرضی
nominal income درامد اسمی
permanent income درامد دائمی
personal income درامد شخصی
revenue sharing سهیم در درامد
revenue function تابع درامد
relative income درامد نسبی
real income درامد واقعی
psychic income درامد بی دردسر
present income درامد حال
present income درامد جاری
personal income درامد سرانه
net revenue درامد خالص
deferred credits درامد پس افتاده
prologue پیش درامد
distribution of income توزیع درامد
average revenue درامد متوسط
income distribution توزیع درامد
attachment of earnings توقیف درامد
disposable income درامد دریافتی
current income درامد جاری
annual income درامد سالانه
deduction from income کسور درامد
prelude پیش درامد
prologues پیش درامد
annual earnings درامد سالانه
preludes پیش درامد
Inland Revenue درامد داخلی
actual income درامد واقعی
internal revenue درامد داخلی
benefice درامد کلیسایی
earnings per share درامد هر سهم
economic income درامد اقتصادی
broken-down ازپای درامد
earns درامد داشتن
broken down ازپای درامد
gross income درامد ناخالص
income taxes مالیات بر درامد
means توانائی درامد
flow of income گردش درامد
flow of income جریان درامد
earned درامد داشتن
earn درامد داشتن
fixed income درامد ثابت
progressive income tax مالیات بر درامد تصاعدی
real national income درامد ملی واقعی
beneficed دارای درامد کلیسایی
non tax revenue درامد غیر مالیاتی
relative income hypothesis فرضیه درامد نسبی
personal distribution توزیع درامد فردی
bunched income درامد خدمات شخصی
business income درامد خالص تجارتی
average revenue product درامد متوسط محصول
nonmonetary income درامد غیر پولی
proportional income tax مالیات بر درامد تناسبی
redistribution of income توزیع دوباره درامد
surtax مالیات بر درامد اضافی
single tax مالیات بر درامد انفرادی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com