Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (38 milliseconds)
English
Persian
reexamine
دوباره امتحان کردن
Other Matches
reopens
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopened
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopen
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopening
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
revived
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revive
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revives
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
reeducate
دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
reship
دوباره در کشتی گذاشتن دوباره حمل کردن
regained
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regain
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regains
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regaining
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
redintegrate
دوباره درست کردن دوباره بر قرار کردن
tested
امتحان کردن
put to test
امتحان کردن
to bring to the proof
امتحان کردن
test
امتحان کردن
to make a trial of
امتحان کردن
examined
امتحان کردن
examine
امتحان کردن
examines
امتحان کردن
tests
امتحان کردن
examining
امتحان کردن
to give an examination
امتحان کردن
tries
امتحان کردن
try
امتحان کردن
trial
امتحان کردن
trials
امتحان کردن
to copy
در امتحان
[با نگاه کردن روی همسایه]
تقلب کردن
to crib
در امتحان
[با نگاه کردن روی همسایه]
تقلب کردن
to plagiarize
در امتحان
[با نگاه کردن روی همسایه]
تقلب کردن
try on
<idiom>
امتحان کردن لباس
test
ازمایش کردن امتحان
invigilated
در امتحان نظارت کردن
check
امتحان کردن بازرسی
invigilate
در امتحان نظارت کردن
invigilates
در امتحان نظارت کردن
checked
امتحان کردن بازرسی
checks
امتحان کردن بازرسی
invigilating
در امتحان نظارت کردن
tested
ازمایش کردن امتحان
tests
ازمایش کردن امتحان
try (something) out
<idiom>
امتحان کردن(چیزی)
palpate
لمس کردن امتحان نمودن
to check out something
چیزی را بررسی یا امتحان کردن
to put to proof
امتحان کردن محک زدن
crammed
خودرا برای امتحان اماده کردن
cram
خودرا برای امتحان اماده کردن
crams
خودرا برای امتحان اماده کردن
cramming
خودرا برای امتحان اماده کردن
examinations
معالجه کردن بازجویی امتحان کردن
examination
معالجه کردن بازجویی امتحان کردن
to try something completely new
<idiom>
چیزی
[روشی ]
کاملا متفاوت امتحان کردن
score
نمره امتحان باچوب خط حساب کردن علامت گذاردن
scores
نمره امتحان باچوب خط حساب کردن علامت گذاردن
scored
نمره امتحان باچوب خط حساب کردن علامت گذاردن
unregenerate
دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
unregenerated
دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
inquired
تحقیق کردن امتحان کردن
enquires
تحقیق کردن امتحان کردن
inquire
تحقیق کردن امتحان کردن
inquires
تحقیق کردن امتحان کردن
enquired
تحقیق کردن امتحان کردن
crammer
کسیکه کارش اماده کردن شاگردان برای امتحان بطورسطحی است
tempering (metallurgy)
بازپخت
[سخت گردانی]
[دوباره گرم کردن پس ازسرد کردن]
[فلز کاری]
revamp
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamping
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamps
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamped
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
relay
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relays
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
overpacking
دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
relayed
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
refilling
دوباره پر کردن
replenish
دوباره پر کردن
refills
دوباره پر کردن
refill
دوباره پر کردن
refilled
دوباره پر کردن
replenishing
دوباره پر کردن
replenishes
دوباره پر کردن
refreshes
دوباره پر کردن
refresh
دوباره پر کردن
double-check
<idiom>
دوباره چک کردن
refreshed
دوباره پر کردن
replenished
دوباره پر کردن
looped
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loops
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loop
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
reinsure
دوباره بیمه کردن
reproduces
دوباره چاپ کردن
rebuild
دوباره ساختمان کردن
rebuilds
دوباره ساختمان کردن
reproduced
دوباره چاپ کردن
reopened
دوباره باز کردن
reoccupy
دوباره اغاز کردن
reorganizes
دوباره متشکل کردن
reproduce
دوباره چاپ کردن
reopening
دوباره باز کردن
reopens
دوباره باز کردن
reopen
دوباره باز کردن
republish
دوباره منتشر کردن
republish
دوباره چاپ کردن
revising
دوباره چاپ کردن
reinterpret
دوباره تفسیر کردن
rewire
دوباره سیمکشی کردن
rewired
دوباره سیمکشی کردن
remonetize
دوباره رایج کردن
revises
دوباره چاپ کردن
renegotiate
دوباره مذاکره کردن
rewires
دوباره سیمکشی کردن
reorder
دوباره مرتب کردن
rewiring
دوباره سیمکشی کردن
revise
دوباره چاپ کردن
reproducing
دوباره چاپ کردن
regaining
دوباره تصرف کردن
reorganizing
دوباره متشکل کردن
revaluing
دوباره ارزیابی کردن
re-examine
دوباره بازپرسی کردن
restart
روشن کردن دوباره
re examine
دوباره بازپرسی کردن
regains
دوباره تصرف کردن
retrocede
دوباره واگذار کردن
retransmit
دوباره مخابره کردن
retranslate
دوباره ترجمه کردن
revalidate
دوباره پادار کردن
retry
دوباره محاکمه کردن
reuse
دوباره استفاده کردن
retry
دوباره ازمایش کردن
reorganised
دوباره متشکل کردن
re-examined
دوباره بازپرسی کردن
reorganises
دوباره متشکل کردن
revalues
دوباره ارزیابی کردن
reorganized
دوباره متشکل کردن
revalued
دوباره ارزیابی کردن
resorb
دوباره جذب کردن
revalue
دوباره ارزیابی کردن
regain
دوباره تصرف کردن
reorganize
دوباره متشکل کردن
rewake
دوباره بیدار کردن
re-examining
دوباره بازپرسی کردن
reorganising
دوباره متشکل کردن
re-examines
دوباره بازپرسی کردن
regained
دوباره تصرف کردن
reschedule
دوباره برنامهریزی کردن
remarry
دوباره عروسی کردن
reinstated
دوباره برقرار کردن
remarries
دوباره عروسی کردن
reinstates
دوباره برقرار کردن
reinstating
دوباره برقرار کردن
redeveloping
دوباره پیشرفته کردن
remarried
دوباره عروسی کردن
redeveloped
دوباره پیشرفته کردن
redevelop
دوباره پیشرفته کردن
regarding
دوباره تسطیح کردن
recondition
دوباره درست کردن
reinstate
دوباره برقرار کردن
redevelops
دوباره پیشرفته کردن
rephrasing
دوباره عبارتبندی کردن
rephrases
دوباره عبارتبندی کردن
rephrased
دوباره عبارتبندی کردن
rephrase
دوباره عبارتبندی کردن
reliving
دوباره تجربه کردن
relives
دوباره تجربه کردن
relived
دوباره تجربه کردن
relive
دوباره تجربه کردن
redistributing
دوباره پخش کردن
redistributed
دوباره پخش کردن
redistribute
دوباره پخش کردن
reconditioned
دوباره درست کردن
reappraising
دوباره ارزیابی کردن
redefines
دوباره تعریف کردن
redefined
دوباره تعریف کردن
redefine
دوباره تعریف کردن
rejuvenate
دوباره جوان کردن
rejuvenated
دوباره جوان کردن
rejuvenates
دوباره جوان کردن
rejuvenating
دوباره جوان کردن
cold start
دوباره روشن کردن
recollects
دوباره جمع کردن
recollecting
دوباره جمع کردن
recollected
دوباره جمع کردن
redefining
دوباره تعریف کردن
oversrike
دوباره چاپ کردن
reconditions
دوباره درست کردن
reappraises
دوباره ارزیابی کردن
back fill
عمل دوباره پر کردن
reappraised
دوباره ارزیابی کردن
reappraise
دوباره ارزیابی کردن
redirect
دوباره راهنمایی کردن
redirected
دوباره راهنمایی کردن
redirecting
دوباره راهنمایی کردن
redirects
دوباره راهنمایی کردن
recollect
دوباره جمع کردن
reimport
دوباره وارد کردن
reactivated
دوباره فعال کردن
recalculate
دوباره حساب کردن
revisited
دوباره ملاقات کردن
retake
دوباره تسخیر کردن
redistributes
دوباره پخش کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com