Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (21 milliseconds)
English
Persian
reasure
دوباره بیمه کردن
reinsure
دوباره بیمه کردن
Other Matches
reopened
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopening
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopen
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopens
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
revive
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revives
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revived
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
reeducate
دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
reship
دوباره در کشتی گذاشتن دوباره حمل کردن
regain
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regains
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regained
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regaining
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
redintegrate
دوباره درست کردن دوباره بر قرار کردن
valued policy
بیمه نامه دریایی که در ان مبلغ بیمه دقیقا" تعیین و ذکر میشود
self insurance
بیمه شدگی توسط خویشتن بیمه شدن پیش خود
excess loss cover
بیمه مجدد ان قسمت از زیان که بیش از مقدار بیمه شده قبلی است
exclusion clause
مادهای از قرارداد بیمه که در ان مواردی که مشمول بیمه نمیگردد ذکر شده است
continuation clause
مادهای که درقرارداد بیمه ذکر گردیده وبراساس ان قراداد بیمه تمدیدمی گردد
accomodation line
قبول یک نوع خطر به وسیله بیمه گزار وقتی با بیمه نامه های دیگری همراه است
open policy
بیمه نامهای که در ان قیمت کالای بیمه شده معین نشده ودر وقت تلف شدن تعیین میشود
policy
بیمه نامه ورقه بیمه
reassurance
بیمه اتکایی بیمه ثانوی
policies
بیمه نامه ورقه بیمه
reassurances
بیمه اتکایی بیمه ثانوی
assuring
بیمه کردن
assure
بیمه کردن
assures
بیمه کردن
insure
بیمه کردن
assure
بیمه کردن عمر
assuring
بیمه کردن عمر
coinsure
بیمه اتکایی کردن
reinsure
بیمه اتکایی کردن
assures
بیمه کردن عمر
indemnify
بیمه کردن جبران خسارت
give someone one's word
<idiom>
قول دادن یا بیمه کردن
take out an insurance policy
قرارداد بیمه را منعقد کردن
unregenerate
دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
unregenerated
دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
underwrite policy
بیمه نامه را فهر نویسی کردن
c & f
قیمت کالا وهزینه حمل ان بدون بیمه دریایی و تولید کننده پس ازتسلیم کالا به شرکت کشتیرانی و پرداخت هزینه حمل از خودسلب مسئولیت میکند و حق بیمه تا مقصد به عهده خریدار است
assuring
بیمه کردن مجاب کردن
assures
بیمه کردن مجاب کردن
assure
بیمه کردن مجاب کردن
tempering (metallurgy)
بازپخت
[سخت گردانی]
[دوباره گرم کردن پس ازسرد کردن]
[فلز کاری]
revamps
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamping
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamp
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamped
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
relays
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
overpacking
دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
relayed
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relay
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
replenished
دوباره پر کردن
refresh
دوباره پر کردن
refreshed
دوباره پر کردن
refreshes
دوباره پر کردن
refills
دوباره پر کردن
double-check
<idiom>
دوباره چک کردن
refilling
دوباره پر کردن
replenishing
دوباره پر کردن
refilled
دوباره پر کردن
replenishes
دوباره پر کردن
replenish
دوباره پر کردن
refill
دوباره پر کردن
looped
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loops
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loop
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
resurfaced
دوباره روکاری کردن
rephrase
دوباره عبارتبندی کردن
recondition
دوباره درست کردن
redirecting
دوباره راهنمایی کردن
retake
دوباره تسخیر کردن
reliving
دوباره تجربه کردن
reschedule
دوباره برنامهریزی کردن
reschedules
دوباره برنامهریزی کردن
resurfaces
دوباره روکاری کردن
rephrased
دوباره عبارتبندی کردن
rescheduled
دوباره برنامهریزی کردن
rephrasing
دوباره عبارتبندی کردن
rescheduling
دوباره برنامهریزی کردن
resurface
دوباره روکاری کردن
rephrases
دوباره عبارتبندی کردن
cold start
دوباره روشن کردن
redirects
دوباره راهنمایی کردن
redirected
دوباره راهنمایی کردن
revises
دوباره چاپ کردن
reconditioned
دوباره درست کردن
reconditions
دوباره درست کردن
reproduce
دوباره چاپ کردن
reproduced
دوباره چاپ کردن
reproduces
دوباره چاپ کردن
reproducing
دوباره چاپ کردن
back fill
عمل دوباره پر کردن
rebuilds
دوباره ساختمان کردن
recollects
دوباره جمع کردن
recollecting
دوباره جمع کردن
redirect
دوباره راهنمایی کردن
retaken
دوباره تسخیر کردن
retakes
دوباره تسخیر کردن
recollected
دوباره جمع کردن
retaking
دوباره تسخیر کردن
rewire
دوباره سیمکشی کردن
rewired
دوباره سیمکشی کردن
rewires
دوباره سیمکشی کردن
rewiring
دوباره سیمکشی کردن
recollect
دوباره جمع کردن
revising
دوباره چاپ کردن
relives
دوباره تجربه کردن
retransmit
دوباره مخابره کردن
regains
دوباره تصرف کردن
reorganised
دوباره متشکل کردن
reorganises
دوباره متشکل کردن
reorganising
دوباره متشکل کردن
reinstall
دوباره برقرار کردن
reorganize
دوباره متشکل کردن
reorganized
دوباره متشکل کردن
reorganizes
دوباره متشکل کردن
regaining
دوباره تصرف کردن
rejuveoize
دوباره جوان کردن
rejuvenate
دوباره جوان کردن
redeliver
دوباره مستخلص کردن
reemploy
دوباره استخدام کردن
reengage
دوباره استخدام کردن
reexamine
دوباره امتحان کردن
reforge
دوباره جعل کردن
regain
دوباره تصرف کردن
regained
دوباره تصرف کردن
reorganizing
دوباره متشکل کردن
reinterpret
دوباره تفسیر کردن
rewake
دوباره بیدار کردن
resorb
دوباره جذب کردن
restart
روشن کردن دوباره
retry
دوباره محاکمه کردن
retry
دوباره ازمایش کردن
reuse
دوباره استفاده کردن
revalidate
دوباره پادار کردن
retranslate
دوباره ترجمه کردن
republish
دوباره منتشر کردن
republish
دوباره چاپ کردن
remonetize
دوباره رایج کردن
renegotiate
دوباره مذاکره کردن
reoccupy
دوباره اغاز کردن
reorder
دوباره مرتب کردن
reinstate
دوباره برقرار کردن
reinstated
دوباره برقرار کردن
reinstates
دوباره برقرار کردن
reinstating
دوباره برقرار کردن
recompose
دوباره انشاء کردن
recommit
دوباره زندان کردن
rejuvenated
دوباره جوان کردن
reappraises
دوباره ارزیابی کردن
remarry
دوباره عروسی کردن
reappraised
دوباره ارزیابی کردن
remarries
دوباره عروسی کردن
reappraise
دوباره ارزیابی کردن
rebuild
دوباره ساختمان کردن
remarried
دوباره عروسی کردن
redefine
دوباره تعریف کردن
reappraising
دوباره ارزیابی کردن
redevelop
دوباره پیشرفته کردن
relive
دوباره تجربه کردن
redistributing
دوباره پخش کردن
redistributes
دوباره پخش کردن
redistributed
دوباره پخش کردن
redistribute
دوباره پخش کردن
redevelops
دوباره پیشرفته کردن
redeveloping
دوباره پیشرفته کردن
redeveloped
دوباره پیشرفته کردن
redefined
دوباره تعریف کردن
redefines
دوباره تعریف کردن
re strain
دوباره صاف کردن
retrocede
دوباره واگذار کردن
reassociate
دوباره متحد کردن
reassociate
دوباره معاشرت کردن
rebind
دوباره صحافی کردن
rejuvenating
دوباره جوان کردن
recalculate
دوباره حساب کردن
rejuvenates
دوباره جوان کردن
re sort
دوباره جور کردن
re paving
دوباره فرش کردن
redefining
دوباره تعریف کردن
reactivating
دوباره فعال کردن
reactivates
دوباره فعال کردن
reactivated
دوباره فعال کردن
re establish
دوباره برپا کردن
re establish
دوباره تاسیس کردن
re export
دوباره صادر کردن
re form
دوباره درست کردن
relived
دوباره تجربه کردن
revisit
دوباره ملاقات کردن
reopen
دوباره باز کردن
reopened
دوباره باز کردن
reactivate
دوباره فعال کردن
re examine
دوباره بازپرسی کردن
revalued
دوباره ارزیابی کردن
revalues
دوباره ارزیابی کردن
revisited
دوباره ملاقات کردن
reopens
دوباره باز کردن
revaluing
دوباره ارزیابی کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com