Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (20 milliseconds)
English
Persian
retranslate
دوباره ترجمه کردن
Other Matches
reopens
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopening
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopen
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopened
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
interpreted
ترجمه کردن ترجمه شفاهی کردن
interprets
ترجمه کردن ترجمه شفاهی کردن
interpret
ترجمه کردن ترجمه شفاهی کردن
interpreting
ترجمه کردن ترجمه شفاهی کردن
revived
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revives
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revive
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
reeducate
دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
reship
دوباره در کشتی گذاشتن دوباره حمل کردن
regaining
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regained
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regain
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regains
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
redintegrate
دوباره درست کردن دوباره بر قرار کردن
lexical analysis
مرحلهای در ترجمه برنامه که نرم افزار کامپایل یا ترجمه کلمات کلیدی برنامه را با دستورات که ماشین جایگزین کند
put
ترجمه کردن
translating
ترجمه کردن
translates
ترجمه کردن
to do into
ترجمه کردن به
putting
ترجمه کردن
translet
ترجمه کردن
translate
ترجمه کردن
puts
ترجمه کردن
translated
ترجمه کردن
mistranslate
ترجمه غلط کردن
teutonize
به المانی ترجمه کردن
rendered
ارائه دادن ترجمه کردن
literalize
تحت اللفظی ترجمه کردن
render
ارائه دادن ترجمه کردن
renders
ارائه دادن ترجمه کردن
paraphrases
نقل بیان ترجمه و تفسیر کردن
paraphrased
نقل بیان ترجمه و تفسیر کردن
paraphrase
نقل بیان ترجمه و تفسیر کردن
paraphrasing
نقل بیان ترجمه و تفسیر کردن
interpret
ترجمه شفاهی کردن توجیه کردن
interprets
ترجمه شفاهی کردن توجیه کردن
interpreted
ترجمه شفاهی کردن توجیه کردن
interpreting
ترجمه شفاهی کردن توجیه کردن
to translate something
[from/into a language]
ترجمه
[نوشتنی]
کردن چیزی
[از یک زبان یا به زبانی]
to act as interpreter
[for somebody]
[from/into a language]
ترجمه شفاهی کردن
[برای کسی]
[از یک زبان به دیگری]
to interpret
[for somebody]
[from/into a language]
ترجمه شفاهی کردن
[برای کسی]
[از یک زبان به دیگری]
to provide interpretation
[for somebody]
[from/into a language]
ترجمه شفاهی کردن
[برای کسی]
[از یک زبان به دیگری]
unregenerate
دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
unregenerated
دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
tempering (metallurgy)
بازپخت
[سخت گردانی]
[دوباره گرم کردن پس ازسرد کردن]
[فلز کاری]
revamps
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamp
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamped
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamping
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
relays
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relayed
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
overpacking
دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
relay
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
refills
دوباره پر کردن
replenishing
دوباره پر کردن
refresh
دوباره پر کردن
replenish
دوباره پر کردن
refilling
دوباره پر کردن
refilled
دوباره پر کردن
refill
دوباره پر کردن
refreshes
دوباره پر کردن
double-check
<idiom>
دوباره چک کردن
refreshed
دوباره پر کردن
replenished
دوباره پر کردن
replenishes
دوباره پر کردن
loop
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
looped
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loops
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
rejuvenating
دوباره جوان کردن
reengage
دوباره استخدام کردن
rejuvenates
دوباره جوان کردن
re-examining
دوباره بازپرسی کردن
redefines
دوباره تعریف کردن
rejuveoize
دوباره جوان کردن
reinstall
دوباره برقرار کردن
recollects
دوباره جمع کردن
reorganises
دوباره متشکل کردن
reforge
دوباره جعل کردن
reorganising
دوباره متشکل کردن
rebuilds
دوباره ساختمان کردن
rejuvenate
دوباره جوان کردن
recollected
دوباره جمع کردن
rejuvenated
دوباره جوان کردن
reimport
دوباره وارد کردن
rebuild
دوباره ساختمان کردن
re export
دوباره صادر کردن
re-examines
دوباره بازپرسی کردن
re strain
دوباره صاف کردن
redeliver
دوباره مستخلص کردن
recompose
دوباره انشاء کردن
recommit
دوباره زندان کردن
resurfaced
دوباره روکاری کردن
resurface
دوباره روکاری کردن
recalculate
دوباره حساب کردن
reassociate
دوباره متحد کردن
reassociate
دوباره معاشرت کردن
reasure
دوباره بیمه کردن
redefined
دوباره تعریف کردن
regained
دوباره تصرف کردن
re sort
دوباره جور کردن
re-examined
دوباره بازپرسی کردن
resorb
دوباره جذب کردن
reemploy
دوباره استخدام کردن
re-examine
دوباره بازپرسی کردن
recollecting
دوباره جمع کردن
recollect
دوباره جمع کردن
re examine
دوباره بازپرسی کردن
re form
دوباره درست کردن
reconditions
دوباره درست کردن
re paving
دوباره فرش کردن
rebind
دوباره صحافی کردن
reinsure
دوباره بیمه کردن
back fill
عمل دوباره پر کردن
reuse
دوباره استفاده کردن
remarried
دوباره عروسی کردن
remarries
دوباره عروسی کردن
remarry
دوباره عروسی کردن
revisits
دوباره ملاقات کردن
reorganizing
دوباره متشکل کردن
retry
دوباره ازمایش کردن
retry
دوباره محاکمه کردن
reorganizes
دوباره متشکل کردن
restart
روشن کردن دوباره
retakes
دوباره تسخیر کردن
retaken
دوباره تسخیر کردن
revalidate
دوباره پادار کردن
reactivating
دوباره فعال کردن
reactivates
دوباره فعال کردن
rewiring
دوباره سیمکشی کردن
regains
دوباره تصرف کردن
reactivate
دوباره فعال کردن
rewires
دوباره سیمکشی کردن
rewired
دوباره سیمکشی کردن
rewire
دوباره سیمکشی کردن
retaking
دوباره تسخیر کردن
reorganised
دوباره متشکل کردن
rewake
دوباره بیدار کردن
retrocede
دوباره واگذار کردن
retransmit
دوباره مخابره کردن
reactivated
دوباره فعال کردن
reorganized
دوباره متشکل کردن
retake
دوباره تسخیر کردن
reconditioned
دوباره درست کردن
redirects
دوباره راهنمایی کردن
redirecting
دوباره راهنمایی کردن
reopening
دوباره باز کردن
redirected
دوباره راهنمایی کردن
reorder
دوباره مرتب کردن
redirect
دوباره راهنمایی کردن
resurfaces
دوباره روکاری کردن
reopens
دوباره باز کردن
reoccupy
دوباره اغاز کردن
renegotiate
دوباره مذاکره کردن
remonetize
دوباره رایج کردن
reopened
دوباره باز کردن
regaining
دوباره تصرف کردن
reorganize
دوباره متشکل کردن
revaluing
دوباره ارزیابی کردن
regarding
دوباره تسطیح کردن
republish
دوباره منتشر کردن
republish
دوباره چاپ کردن
revalues
دوباره ارزیابی کردن
revalued
دوباره ارزیابی کردن
redefining
دوباره تعریف کردن
recondition
دوباره درست کردن
revalue
دوباره ارزیابی کردن
redefine
دوباره تعریف کردن
reopen
دوباره باز کردن
reinterpret
دوباره تفسیر کردن
redeveloped
دوباره پیشرفته کردن
reschedule
دوباره برنامهریزی کردن
rescheduled
دوباره برنامهریزی کردن
reschedules
دوباره برنامهریزی کردن
revisited
دوباره ملاقات کردن
revise
دوباره چاپ کردن
revises
دوباره چاپ کردن
reappraise
دوباره ارزیابی کردن
oversrike
دوباره چاپ کردن
rescheduling
دوباره برنامهریزی کردن
redevelops
دوباره پیشرفته کردن
revisiting
دوباره ملاقات کردن
rephrasing
دوباره عبارتبندی کردن
redeveloping
دوباره پیشرفته کردن
reexamine
دوباره امتحان کردن
reinstating
دوباره برقرار کردن
reproduces
دوباره چاپ کردن
rephrases
دوباره عبارتبندی کردن
rephrased
دوباره عبارتبندی کردن
relive
دوباره تجربه کردن
reproduce
دوباره چاپ کردن
reproducing
دوباره چاپ کردن
rephrase
دوباره عبارتبندی کردن
relived
دوباره تجربه کردن
reappraised
دوباره ارزیابی کردن
redistributing
دوباره پخش کردن
reliving
دوباره تجربه کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com