Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (34 milliseconds)
English
Persian
retake
دوباره تسخیر کردن
retaken
دوباره تسخیر کردن
retakes
دوباره تسخیر کردن
retaking
دوباره تسخیر کردن
Other Matches
reopened
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopen
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopening
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopens
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
revived
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revive
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revives
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
reeducate
دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
reship
دوباره در کشتی گذاشتن دوباره حمل کردن
regain
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regained
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regains
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regaining
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
conquer
فتح کردن تسخیر کردن
conquers
فتح کردن تسخیر کردن
conquering
فتح کردن تسخیر کردن
redintegrate
دوباره درست کردن دوباره بر قرار کردن
the f.of rome
تسخیر رم
capture
تسخیر
capturing
تسخیر
possession
تسخیر
captures
تسخیر
possessed
تسخیر شده
capturing
تسخیر گرفتن
capture
تسخیر گرفتن
captures
تسخیر گرفتن
subjugable
تسخیر پذیر
unconquerable
تسخیر ناپذیر
pregnability
قابلیت تسخیر
indomitability
تسخیر ناپذیری
subduable
تسخیر پذیر
impregnability
تسخیر نشدنی
impregnable
غیر قابل تسخیر
indomitable
تسخیر نا پذیر تسلط ناپذیر
impregnably
بطور غیر قابل تسخیر
unregenerated
دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
unregenerate
دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
beachhead
پایگاه یا اراضی تسخیر شده در ساحل
beachheads
پایگاه یا اراضی تسخیر شده در ساحل
tempering (metallurgy)
بازپخت
[سخت گردانی]
[دوباره گرم کردن پس ازسرد کردن]
[فلز کاری]
revamps
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamping
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamp
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamped
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
relay
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relayed
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relays
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
overpacking
دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
refreshed
دوباره پر کردن
replenished
دوباره پر کردن
refresh
دوباره پر کردن
replenishing
دوباره پر کردن
replenishes
دوباره پر کردن
refills
دوباره پر کردن
refilling
دوباره پر کردن
refreshes
دوباره پر کردن
double-check
<idiom>
دوباره چک کردن
refilled
دوباره پر کردن
replenish
دوباره پر کردن
refill
دوباره پر کردن
loops
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
looped
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loop
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
redeveloped
دوباره پیشرفته کردن
restart
روشن کردن دوباره
resorb
دوباره جذب کردن
rewiring
دوباره سیمکشی کردن
retry
دوباره محاکمه کردن
retry
دوباره ازمایش کردن
reexamine
دوباره امتحان کردن
reactivate
دوباره فعال کردن
revisit
دوباره ملاقات کردن
redevelop
دوباره پیشرفته کردن
revisiting
دوباره ملاقات کردن
revisits
دوباره ملاقات کردن
reactivated
دوباره فعال کردن
reappraised
دوباره ارزیابی کردن
reappraises
دوباره ارزیابی کردن
reactivates
دوباره فعال کردن
reforge
دوباره جعل کردن
republish
دوباره چاپ کردن
reorder
دوباره مرتب کردن
reactivating
دوباره فعال کردن
republish
دوباره منتشر کردن
reappraising
دوباره ارزیابی کردن
revisited
دوباره ملاقات کردن
reappraise
دوباره ارزیابی کردن
rescheduling
دوباره برنامهریزی کردن
resurfaced
دوباره روکاری کردن
reinstall
دوباره برقرار کردن
relived
دوباره تجربه کردن
resurfaces
دوباره روکاری کردن
relive
دوباره تجربه کردن
redistributes
دوباره پخش کردن
redistributed
دوباره پخش کردن
redistribute
دوباره پخش کردن
resurface
دوباره روکاری کردن
relives
دوباره تجربه کردن
reliving
دوباره تجربه کردن
rescheduled
دوباره برنامهریزی کردن
reproduced
دوباره چاپ کردن
reschedule
دوباره برنامهریزی کردن
rephrasing
دوباره عبارتبندی کردن
rephrases
دوباره عبارتبندی کردن
rephrased
دوباره عبارتبندی کردن
rephrase
دوباره عبارتبندی کردن
reimport
دوباره وارد کردن
reinsure
دوباره بیمه کردن
reschedules
دوباره برنامهریزی کردن
reproduce
دوباره چاپ کردن
reconditions
دوباره درست کردن
redistributing
دوباره پخش کردن
rewire
دوباره سیمکشی کردن
remonetize
دوباره رایج کردن
renegotiate
دوباره مذاکره کردن
reoccupy
دوباره اغاز کردن
rewired
دوباره سیمکشی کردن
reconditioned
دوباره درست کردن
reinterpret
دوباره تفسیر کردن
rejuveoize
دوباره جوان کردن
redevelops
دوباره پیشرفته کردن
reproduces
دوباره چاپ کردن
reproducing
دوباره چاپ کردن
cold start
دوباره روشن کردن
recondition
دوباره درست کردن
redeveloping
دوباره پیشرفته کردن
rewires
دوباره سیمکشی کردن
reorganized
دوباره متشکل کردن
regained
دوباره تصرف کردن
regain
دوباره تصرف کردن
rebuilds
دوباره ساختمان کردن
rebuild
دوباره ساختمان کردن
reassociate
دوباره متحد کردن
reassociate
دوباره معاشرت کردن
redirect
دوباره راهنمایی کردن
reasure
دوباره بیمه کردن
regaining
دوباره تصرف کردن
re strain
دوباره صاف کردن
re sort
دوباره جور کردن
reorganize
دوباره متشکل کردن
reorganising
دوباره متشکل کردن
re export
دوباره صادر کردن
reorganises
دوباره متشکل کردن
re form
دوباره درست کردن
reorganised
دوباره متشکل کردن
regains
دوباره تصرف کردن
re paving
دوباره فرش کردن
redirected
دوباره راهنمایی کردن
rebind
دوباره صحافی کردن
redefined
دوباره تعریف کردن
reinstates
دوباره برقرار کردن
redefines
دوباره تعریف کردن
redefining
دوباره تعریف کردن
reinstated
دوباره برقرار کردن
regarding
دوباره تسطیح کردن
reinstate
دوباره برقرار کردن
recommit
دوباره زندان کردن
redefine
دوباره تعریف کردن
reinstating
دوباره برقرار کردن
recalculate
دوباره حساب کردن
redirecting
دوباره راهنمایی کردن
redirects
دوباره راهنمایی کردن
re-examining
دوباره بازپرسی کردن
re-examines
دوباره بازپرسی کردن
re-examined
دوباره بازپرسی کردن
re-examine
دوباره بازپرسی کردن
re examine
دوباره بازپرسی کردن
redeliver
دوباره مستخلص کردن
recompose
دوباره انشاء کردن
reorganizes
دوباره متشکل کردن
retransmit
دوباره مخابره کردن
reemploy
دوباره استخدام کردن
reopening
دوباره باز کردن
reopened
دوباره باز کردن
reopen
دوباره باز کردن
revise
دوباره چاپ کردن
revises
دوباره چاپ کردن
revising
دوباره چاپ کردن
rejuvenates
دوباره جوان کردن
rejuvenating
دوباره جوان کردن
rewake
دوباره بیدار کردن
retrocede
دوباره واگذار کردن
recollects
دوباره جمع کردن
reengage
دوباره استخدام کردن
oversrike
دوباره چاپ کردن
recollecting
دوباره جمع کردن
recollected
دوباره جمع کردن
recollect
دوباره جمع کردن
retranslate
دوباره ترجمه کردن
revalidate
دوباره پادار کردن
revalues
دوباره ارزیابی کردن
rejuvenated
دوباره جوان کردن
remarried
دوباره عروسی کردن
remarries
دوباره عروسی کردن
revalued
دوباره ارزیابی کردن
re establish
دوباره تاسیس کردن
re establish
دوباره برپا کردن
revalue
دوباره ارزیابی کردن
back fill
عمل دوباره پر کردن
reuse
دوباره استفاده کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com