Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (36 milliseconds)
English
Persian
retake
دوباره تسخیر کردن
retaken
دوباره تسخیر کردن
retakes
دوباره تسخیر کردن
retaking
دوباره تسخیر کردن
Other Matches
reopening
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopened
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopen
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopens
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
revived
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revives
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revive
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
reeducate
دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
reship
دوباره در کشتی گذاشتن دوباره حمل کردن
regained
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regaining
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regains
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regain
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
conquer
فتح کردن تسخیر کردن
conquers
فتح کردن تسخیر کردن
conquering
فتح کردن تسخیر کردن
redintegrate
دوباره درست کردن دوباره بر قرار کردن
capturing
تسخیر
the f.of rome
تسخیر رم
possession
تسخیر
capture
تسخیر
captures
تسخیر
possessed
تسخیر شده
impregnability
تسخیر نشدنی
subjugable
تسخیر پذیر
indomitability
تسخیر ناپذیری
capturing
تسخیر گرفتن
subduable
تسخیر پذیر
unconquerable
تسخیر ناپذیر
captures
تسخیر گرفتن
capture
تسخیر گرفتن
pregnability
قابلیت تسخیر
impregnable
غیر قابل تسخیر
impregnably
بطور غیر قابل تسخیر
indomitable
تسخیر نا پذیر تسلط ناپذیر
unregenerate
دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
unregenerated
دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
beachhead
پایگاه یا اراضی تسخیر شده در ساحل
beachheads
پایگاه یا اراضی تسخیر شده در ساحل
tempering (metallurgy)
بازپخت
[سخت گردانی]
[دوباره گرم کردن پس ازسرد کردن]
[فلز کاری]
revamp
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamping
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamped
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamps
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
overpacking
دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
relay
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relayed
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relays
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
refilling
دوباره پر کردن
refilled
دوباره پر کردن
refills
دوباره پر کردن
refresh
دوباره پر کردن
refill
دوباره پر کردن
double-check
<idiom>
دوباره چک کردن
replenished
دوباره پر کردن
replenishes
دوباره پر کردن
refreshes
دوباره پر کردن
replenishing
دوباره پر کردن
refreshed
دوباره پر کردن
replenish
دوباره پر کردن
loops
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loop
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
looped
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
reorganize
دوباره متشکل کردن
oversrike
دوباره چاپ کردن
remarried
دوباره عروسی کردن
reopen
دوباره باز کردن
rephrasing
دوباره عبارتبندی کردن
reschedule
دوباره برنامهریزی کردن
relive
دوباره تجربه کردن
reorganising
دوباره متشکل کردن
reappraising
دوباره ارزیابی کردن
reorganized
دوباره متشکل کردن
redeveloping
دوباره پیشرفته کردن
remarries
دوباره عروسی کردن
redistributes
دوباره پخش کردن
recalculate
دوباره حساب کردن
redirect
دوباره راهنمایی کردن
retranslate
دوباره ترجمه کردن
re form
دوباره درست کردن
redistribute
دوباره پخش کردن
redistributing
دوباره پخش کردن
rebind
دوباره صحافی کردن
retransmit
دوباره مخابره کردن
reasure
دوباره بیمه کردن
reassociate
دوباره معاشرت کردن
reassociate
دوباره متحد کردن
reorganizing
دوباره متشکل کردن
reorganizes
دوباره متشکل کردن
rephrases
دوباره عبارتبندی کردن
reopened
دوباره باز کردن
redistributed
دوباره پخش کردن
reinstated
دوباره برقرار کردن
re sort
دوباره جور کردن
redevelops
دوباره پیشرفته کردن
relives
دوباره تجربه کردن
regaining
دوباره تصرف کردن
regains
دوباره تصرف کردن
reinstating
دوباره برقرار کردن
reopens
دوباره باز کردن
reinstates
دوباره برقرار کردن
reliving
دوباره تجربه کردن
reopening
دوباره باز کردن
rewire
دوباره سیمکشی کردن
re paving
دوباره فرش کردن
reinstate
دوباره برقرار کردن
regained
دوباره تصرف کردن
reorganises
دوباره متشکل کردن
regain
دوباره تصرف کردن
reorganised
دوباره متشکل کردن
recommit
دوباره زندان کردن
redeliver
دوباره مستخلص کردن
rephrased
دوباره عبارتبندی کردن
recompose
دوباره انشاء کردن
remarry
دوباره عروسی کردن
re strain
دوباره صاف کردن
relived
دوباره تجربه کردن
retrocede
دوباره واگذار کردن
rephrase
دوباره عبارتبندی کردن
reinstall
دوباره برقرار کردن
rewake
دوباره بیدار کردن
republish
دوباره منتشر کردن
reorder
دوباره مرتب کردن
reconditions
دوباره درست کردن
revise
دوباره چاپ کردن
reexamine
دوباره امتحان کردن
reactivating
دوباره فعال کردن
reforge
دوباره جعل کردن
revises
دوباره چاپ کردن
redefining
دوباره تعریف کردن
reconditioned
دوباره درست کردن
reactivates
دوباره فعال کردن
reactivated
دوباره فعال کردن
republish
دوباره چاپ کردن
rejuvenated
دوباره جوان کردن
rejuvenate
دوباره جوان کردن
reengage
دوباره استخدام کردن
reactivate
دوباره فعال کردن
revaluing
دوباره ارزیابی کردن
revalues
دوباره ارزیابی کردن
revalued
دوباره ارزیابی کردن
revalue
دوباره ارزیابی کردن
recondition
دوباره درست کردن
resurfaced
دوباره روکاری کردن
redefines
دوباره تعریف کردن
re examine
دوباره بازپرسی کردن
revisited
دوباره ملاقات کردن
reinterpret
دوباره تفسیر کردن
resurface
دوباره روکاری کردن
regarding
دوباره تسطیح کردن
cold start
دوباره روشن کردن
reinsure
دوباره بیمه کردن
revisiting
دوباره ملاقات کردن
revisits
دوباره ملاقات کردن
reimport
دوباره وارد کردن
re-examine
دوباره بازپرسی کردن
re-examined
دوباره بازپرسی کردن
re-examines
دوباره بازپرسی کردن
redefined
دوباره تعریف کردن
redefine
دوباره تعریف کردن
revising
دوباره چاپ کردن
reoccupy
دوباره اغاز کردن
back fill
عمل دوباره پر کردن
renegotiate
دوباره مذاکره کردن
remonetize
دوباره رایج کردن
revisit
دوباره ملاقات کردن
rejuveoize
دوباره جوان کردن
re-examining
دوباره بازپرسی کردن
revalidate
دوباره پادار کردن
reproduce
دوباره چاپ کردن
redevelop
دوباره پیشرفته کردن
re export
دوباره صادر کردن
rewiring
دوباره سیمکشی کردن
restart
روشن کردن دوباره
re establish
دوباره تاسیس کردن
re establish
دوباره برپا کردن
redirecting
دوباره راهنمایی کردن
reschedules
دوباره برنامهریزی کردن
rewires
دوباره سیمکشی کردن
redirected
دوباره راهنمایی کردن
rescheduled
دوباره برنامهریزی کردن
rebuild
دوباره ساختمان کردن
reuse
دوباره استفاده کردن
rebuilds
دوباره ساختمان کردن
redeveloped
دوباره پیشرفته کردن
retry
دوباره ازمایش کردن
retry
دوباره محاکمه کردن
rewired
دوباره سیمکشی کردن
reproduced
دوباره چاپ کردن
redirects
دوباره راهنمایی کردن
recollected
دوباره جمع کردن
recollecting
دوباره جمع کردن
resurfaces
دوباره روکاری کردن
recollects
دوباره جمع کردن
rescheduling
دوباره برنامهریزی کردن
recollect
دوباره جمع کردن
reappraises
دوباره ارزیابی کردن
reappraised
دوباره ارزیابی کردن
reproducing
دوباره چاپ کردن
reappraise
دوباره ارزیابی کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com